دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

بعد این یادم باشه تو روزهای بارونی با کلاه کاسکت برم بیرون.

مردم چتر به دست خیلی خطرناکن

خطر کورشدگی داره.

اون چتر رو یه کم بالاتر بگیرین به جایی بر نمیخوره.





اگه حال خودتون و شوهرتون خوب نیست

اگه همه راه هارو رفتین و حالتون بهتر نشد

فرش زمرد مشهد بخرین

تمام مشکلاتتون حل میشه.

همشششششش حل میشه.




حال گیرترین  جمله هم تعلق میگیره به جمله زیر:

من:چه خوب بافتم تابلورو،اصلا فکرشم نمیکردم

شوهرجان:تو خوب نبافتی که،اونا خوب پرداختش کردن.





وقتی روزای آخرسال خداخونه تکونی میکرده،دیده عههه این بچه قراره دنیا بیاد

هیچی هم تو بساطش نمونده بوده که نصیب  این بچه بکنه،

دیگه آخرسال بوده و چیزای خوبش تموم شده بوده

اما چاره ای هم نبود،دیگه وقتش بود.

با همون چندتاچیز جزئی میفرستدش رو زمین.

همونه همیشه حسرت خیلی چیزها با این بچه هست وخواهد بود

تا 32سالگی چیزی نمونده.