دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

ماجراهای من و مادرشوهر:

+مادرشوهر خطاب به شوهرجان:این چه شغلیه داری،یه روز تعطیل نداری،دلت واسه زنت نمیسوزه همش تنهاس؟

نیلوفر سابق:اخی چه مادرشوهرخوبی دارم که به فکر تنهایی من هست.

نیلوفر خبیث:خواسته خودشیرینی کنه وبگه من خیلی به فکر عروسمم!

واین دوتا نیلوفر همچنان باهم درگیرن.


+رفته بودیم عیدی برون یکی از دوستان

کیک اوردن،زیر پیش دستی مو بود و چسبید به دستم

منم داشتم به کیک باقیافه داغون نگا میکردم که

مادرشوهر وقتی دید،گفت اون کیک رو بده به من

و مال خودش رو داد به من.




عروسی و ماجراهاش:

+نوه خاله شوهرجان(۹ ساله):من غذای بچه نمیخوام

نیلوفر:من غذای بچه رو میخورم،سهم من برای تو

یه خانومی:ببین نخورده باربی شده اما تو چاقی

نوه خاله شوهرجان:فکر میکنی خودت خیلی لاغری!!!


+دخترخاله شوهرجان:مبارکه،تازه خریدی؟

نیلوفر:نه مال خواهرمه

دخترخاله شوهرجان:گفتم تو این گرونی چی جوری رفتی طلا خریدی!!


+خانومه دوست شوهرجان:اینا نقرن؟

نیلوفر:نه طلاس

خانومه دوست شوهرجان:بعد فروش طلاهات اینارو خریدی؟

نیلوفر:نه واسه خواهرمه

خانومه دوست شوهرجان:عززیزمم(ازصداقتم شوکه شد)آره الان طلا گرونه نمیشه خرید


توضیحات:اگه اصرار شوهرجان نبود کلا قرض نمیکردم ازخواهرم،اعتقادی به طلا ندارم.شوهرجان هم سپرده بود هرکی پرسید بگو مال خودمه.منم گفته بودم نمیتونم دروغ بگم.

کم مونده بود کشته بده این طلاها😁





یه سری حرفا هست به هیچ کس نمیتونی بگی

دلم میخواست یه غریبه ای پیدا میشد 

باهاش رو در رو،درد ودل میکردم

و بعد دیگه هیچوقت نمیدیدمش.

نظرات  (۲۱)

چرا اینقدر گشادی؟
بنویس دیگه
موضوع نداری بدم؟
پاسخ:
خودت گشادی
نوشتم دیگه
نمیخوام خودم دارممممممم
ای بابا این همه بخور بخوره مملکت کامنت منم روش  :)))
----
من جایی باشم که از تمیزی صابخونه مطمعن باشم مو ببینم چندشم نمیشه- بالاخره ادیمزاده دیگه ولی جایی باشه که طرفو نشناسم مو ببینم دیگه به چیزی لب نمیزنم
----
بچه هه طفلک انقد از این و اون شنیده چاقی دیگه جواب تو استین حاضر و اماده داره
---
منم میگم- ولی کاش مردم یاد بگیرن نپرسن :(
---
یه انگشتر نقره دارم خیلی خوششون میاد طرح جواهره - طلاهامو فروختنی همکارم اومد گفت میشه اونو به بازار نفروشی و بدیش من :)))
بهش میگم نقره اس میگه عه نمیگفتی میخریدم و دیگه نمیخواستم که ببرم به طلافروش نشون بدم که :)))))))))))))))))
پاسخ:
پس چی که،بخور بخوره همه جا.
این مو هم تو ظرف نبود بیرون ظرف بود،اما مادرشوهر خواست خودشیرینی کنه.من حتی از موی خودمم چندشم میشه چه برسه به بقیه.
دقیقا،هرجامیره بهش میگن،حتی توخونشون،مامانش هم همش مواظبه خوردوخوراکشه که چاقتر نشه 

یادنمیگیرن،جوری عم رفتار میکنن انگاری پول اونارو بردی خرج کردی.

چه جالب!بعضی نقره ها اینجورن،فرقی با طلا ندارن.
خخ نمیگفتی با قیمت کلان میفروختی بهش😁
وااااای نیلوووفرررر چه قالب قشنگی گذاشتیییی

چشام باز شددددد اوووومممممم
پاسخ:
مرسییییی سمیراجان.
چشات قشنگ میبینه.
حالا پولشو بده😁
این داستان: مادرشوهر مهربان و عروس قدر ندان :D
خوب کردی راستشو گفتی
حالا من انقد تنبلم تو استفاده کردن طلا ملا مامانم کاملا مطمئنه سرویس عروسیمو فروختم و بهش نمیگم :)))
بیا به من بگو حرفات و، قول میدم مث سارا عمومیش نکنم:D
پاسخ:
عروس دکمه قدرداتش خرابه 
من کلا طلا دوست ندارم..میره رو اعصابه نداشتم.
اما خاندان شوهر طلا رو برای پز وافادش خیلی دوست دارن
حتماااا به تو و سارا میگم میدونم پیش خودتون میمونه
کاش یه غریبه هم بیاد سراغ من همه حرفامو بهش بگم بعد دیگه هیچ وقت نبینمش 


پاسخ:
کاش میشد واقعا.
پس کامنت من کوشش :(
پاسخ:
گشنش بود خورده😁
کامنتی ازت نداشتم نگین جان

۰۶ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۲۹ شتاره سهیلم

همون نوه خاله لازمه تا بعضی فضولا دهنشونو ببندن .

منم با قرض کردن مخالفم برای همین سوالا و دروغا ک تهش میاد


من اماده ام بشنوم و در افق محو بشم :)))

پاسخ:
دقیقاااااا.درست نبود به بچه اونجوری بگه،اولش طفلک خیلی ناراحت شد
منم مخالفم،مخصوصا وقتی قرارنیست دروغشو بگم،چه لزومی داره با مال دیگران پز بدم.

ممنون ستاره جان😁
عه چه مهربون شده مادرشوهرت😂
من از مو تو غذا متنفررررم کل اشتهام کور میشه
طلاهات چه به چشم اومده خخخخ ولی خوب کردی راستش  گفتی
منم همچین غریبه ای میخوام
پاسخ:
یه مدتی هست متحول شده کلا.
منم همینطور،کلی فکر میاد تو سرم.😧مو فاجعه س.
خیلیییییی،حالا خداروشکر واسه خودم نبود خخخ
بیا باهم دنبالش بگردیم
چقد طلاها تو چشم بوده ://// خوب کردی راستشو گفتی دوستم




ببخشییید شماااا؟؟؟ بیا ب من بگو میخوام  یه پست بنویسم در موردش  خخخخخخخ


پاسخ:
خیلی،آخه طلاهای خواهرمم همچین یه کم ابهت داشت دیکه خیلی تو چشم بود.
ممنونم دوست جانمممم


عهههه زرنگییییی نوموگم.😂😂میخوای رسوای عام و خاصم کنی😁
مادرشوهر متحول شده و مهربان می‌شود قدرش را بدان
پاسخ:
هرازگاهی از این تحولات داره
فقط میترسم باز شروع کنه نزدیکش نمیشم.😁
کاشکی نزدیک هم بودیم به خدااا...دوتا اسفند ماهیه پر از حرف 

انقد حرف میزدیم و از تنهایی در میاوردیم همو که نگو نگوووو

بوووووس

بعدشم:

این و اون به همه چی ادم گیر میدن ...لاغری میگن چرا چاق نیستی

طلا نداری میگن شوهرت نداره نمیخره..بچه نداری میگن نا زایی و


خیلی خیلی گیرای دیگه...بیخیالللل خودمون و شخصیتااای ماهمونو

عشقققهههه

نیلوفر از خود مچکر اسفندی به ما میگن هاا خخخ


پاسخ:
کااااش،منم خیلی پرررحرفم،فکر نکنم مجال حرف زدن بدم بهت😁

دقیقااااا هرجوری شده یه چیزی پیدا میکنن تا گیر بدن.

ازخود مچکر نیستیم،وقتی این مدلی هستیم این همه خووووب ماهههه دیگه کاریش نمیشه کرد.
ولی من فکر می کنم مادرشوهرت واقعا مهربون شده 😜
پاسخ:
بعداینکه شوهرجان باهاش صحبت کرده مهربون شده اما من دیگه دلم باهاش صاف نشد.
چققققدددر فوضضووووولن واااای
پاسخ:
خیلی فضولن.
ادم فضول همه جا هست متاسفانه
بند آخر پستت منم دلم میخواد ... ی وقتایی تو مترو دلم میخواد اینجوری با یکی هم صحبت بشم و حرف بزنم و بعدشم خداحافظی بگم و خلاص ... 
پاسخ:
کاش میشد.
چون اونا آشناهامونو نمیشناسن،خودمونم نمیشناسن،شنونده خوبی میتونن باشن

سلام نیلوفر خبیث

وای موووووو

مو بلند بود یا کوتاه؟

من از موی بلند بدم نمیاد فوقش درش میارم میگذارم کنار ولی امان از موی کوتاه... حال آدمو به هم میزنه ... معلوم نیست مال کجای طرف بوده... اخخخخخ ... پیفففف حالم بد شد...

عجب نوه ی باحالی... البته کمی هم بی نزاکت


واییی بدم میاد توی این مجالس فقط دنبال این هستن ببینند کی به خودش چی آویزون کرده... الحمدالله شوهر من بدش میاد من از کسی لباس یا طلا قرض بگیرم... خودم هم بدم میاد....

من طلاهام رو که فروختم رفتم یه مقدار بدلیجات رنگ ثابت خریدم که با طلا مو نمیزد و هرکس میدید باورش نمیشد بدل باشن منتها من چون نمیتونم دروغ بگم به همه گفتم بدلی هستن... بعدترش پول جورشد و النگو خریدم و اون بدلها دیگه استفاده نشد و جالب اینجاست که همه فکر میکردن بدل هستن و بعد از یک سال که دیدن مدام تو ی دستم هستن فهمیدن طلاست...

عاقققااا من موقع دروغ گفتن خنده ام میگیره و سریع خودم رو لو میدم.... چه وضعیه اصلا؟


پاسخ:
سلام میکنه نیلوفر خبیث😁
بلند سیاه ضخیم😢اگه سیاه نبود فکر میکردم مو خودمه و چندشم نمیشد.
موی کوتاه که فاجعه س،عققققققق😁

دقیقا باحال امادرعین حال زننده.خیلی حاضرجوابه.

همش تقصیرمادرشوهرمه،و الا مردها اهله این چیزا نیستن،خیلی بد بار آورده.منم خیلی بدم میاد لباس یا طلای کسیو بگیرم حالا اون ادم خواهرم باشه باز خوشم نمیاد.
من کلا علاقه ای ندارم،یه ساعت و حلقه برام کافیه.
منم خندم میگیره،خواهرم میگه از چشات معلومه یه چیزیو قایم میکنی
عااااااشقه نیلوفر خبیثه هسددددددمممممم😂😂😂😂😂
پاسخ:
😂😂😂
نیلوفر خبیث هم عاشق شماست
این داستان مادر شوهر فرشته می شود 
نوه خاله عجب زبونی داره مث جاوید ماست 
صداقتت از پهنا تو حلق باعث و بانی گرونی والا بخدا هیشکی الان صداقت به خرج نمیده تو این موارد انگار چی بهشون می رسه 
کاش یه غریبه بودم تو پارک می اومدم کنارت شروع می کردیم به دردو دل عخخخخخی خیلی قشنگ میشد 
پاسخ:
هرازگاهی فرشته میشه😁
اووووف یه سری باباش گفت اگه جواب مردم رو ندی هرماه بهت پول میدم خخ
ممنونننن.ان شاالله بره و دیگه درنیاد شاید شرشون کم بشه اوضاعمون روبه راه بشه.

کااااااااش کاااااا ش
بامن درد دل کن
قول میدم هیچوقت جلو چشمت ظاهرنشم😂
پاسخ:
مرسی بانوی عاشق
لطف داری
سلام.
چه کشته داد این طلاها  
منم یه مدت مدیدی با برخی دوستان بودم ولی نمیدونم چی شد شب عروسی دوست مشترکمون وقتی طلاهای منو دیدن یادشون افتاد که خواستگار داسطه کنن. حالا شایدم آرایش تاثیر داشت هر چی بود ظاهرمیبینن بعد میگن دنبال دختر خوبن😆
منم مورد بود شیرینی خوردم توش مو بود منم به روی خودم نیاوردم گذاشتم تو دستمال کاغذی. نمیدونم چی شد حالم بد نشد اونمدقع. الان یاد میفتم حالت تهوع بهم دست میده. 
اینجا اگر ببینن سر و وضعت خوبه اگر کاری از دستشون برنیاد اول چشم میزنن طرفو چشم زخم. بعد هم چشم و هم چشم بازی درمیارن. یعنی ما آدما نمیتونیم یکی از خودمون بهتر رو تحمل کنیم. اینم از وضع نوع دوستیمون😁
پاسخ:
سلام،،خیلی😁
عجبببببب!معیار شده طلا😂😂من از مجردی طلا نداشتم اصلا چون بدم میومد،همونه تو عروسی ها خواستگار نداشتم😁.

وااای وحشتناکه،من هروقت میرفتم رستوران معروفه این شهر مهمونی،همیشه توش مو در میومد منم نمیخوردم.

اکه اینا فکر میکردن طلاها برای منه،تو دلشون میگفتن نگاه کن یه ماشین ندارن سواربشن،بدهی مردم رو نمیدن اما برای زنش طلا میخره،عجب ادمای ...هستن 
نه نیت مادرشوهر خیر بوده نشون به اون نشون که ظرف شیرینی مویی رو برداشت برای خودش 😉
افرین به این صداقتت 
پاسخ:
نمیدونم،فعلا باهاش لجم نمیتونم باورش کنم.اما اینکه مهربونه توش شکی نیست.
با اینکه دوسش ندارم ولی این اخلاقش رو همیشه تحسین میکنم.

ممنونم مهتاب جان
۰۱ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۲۱ بانوی تیر ماهی
سلام
نیلوی خبیث بهترین حرفو زده خواسته خود شیرینی کنه :-))) مادر شوهر همیشه همینه

اما از حق نگذریم گاهی هم حواسش بهت حس ;-)

واقعا چه خوب که بهشون دروغ نگفتی . اما خب من بودم بهش میگفتم واست چه فرقی میکنه طلا یا نقره بودنش ؟ یا اصلن خریدن یا نخریدنش ؟ بهت مربوط میشه ؟ :-)) دیگه هیچ وقت سوالشو تکرار نمیکرد :-))

من آماده ام بشنوم :-))
پاسخ:
سلام
😂😂😂من کلا باورش ندارم،اما اگه قبلا بود حتما باورش میکردم.
آره خیلی تو هرمهمونی بریم حواسش هست که به من بدنگذره،خیلی مهربونه فقط من دیگه دوسش ندارم.

نمیگم اصلا دروغ نمیگم اما همیشه سعی کردم دروغ نگم،به نظرم اینجور چیزها ارزش دروغ گفتن ندارن.
نمیتونستم اینجوری جوابشو بدم،اولا یه کم خانومه حساسه و ترسناک😁دوما که خانومه دوستش بود دیگه مجبور شدم چیزی نگم.

مرسی لطف داری دوست جان

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">