دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

وضعیت:شوهرجان در حال جابه جایی یخچال


همیشه طلبکار:ازوقتی اومدیم تمیز نکردیا پشت یخچال رو

همیشه بدهکار:مگه من میتونم تنهایی یخچال رو جابه جا کنم؟

همیشه طلبکار:خب میگفتی من انجام میدادم.

همیشه بدهکار:عید گفتم لوستر رو پاک کن،نکردی

همیشه طلبکار:اونو یادم رفت،یادم مینداختی


فرداش:

وضعیت:شوهرجان درحال بازی باتبلت بنده


همیشه بدهکار:یکی از پایه های یخچال کج شده ها

همیشه طلبکار:هیچی نمیشه

همیشه بدهکار:تا بیان تعمیرش کنن فشار میاد یخچال میفته ها

همیشه طلبکار:عجب گیری کردیما،باشه پاشو درستش کنیم

همیشه بدهکار:اینجوری میخواستی عید هم یخچال رو جابه جا کنی؟دیدی غرغر میکنی همش

همیشه طلبکار:لبخند ژوکوند تحویلم داد


به مردها باید اینجوری ثابت کرد که تنبلن.






یه زمانی ادم کم حرف و درون گرایی بودم

بعد دیدم همه هی بهم میگن،تو کم حرفی

تو هیچ چیز رو بروز نمیدی،خیلی سرد وخشکی.

هرجامیرفتیم جلو چشم من،میگفتن خواهرمو دوست دارن

بعد اشاره میکردن که یه وقت نشنوه ناراحت بشه

خب کر که نبود،میشنیدم.

تصمیم گرفتم تغییر کنم،پرحرف و برون گرا شدم.

اما الان به شدت پشیمونم.

مخصوصا بعد اینکه فهمیدم دخترخاله شوهرجان،حرف های منو 

جور دیگه ای تحویل مادرشوهرم داده.

از اون روز هر روز با خودم درگیرم

نمیتونم هضم کنم این اتفاق رو.

ازاینکه پای مادرشوهر میاد تو زندگیم متنفرررررم.






۵ سال و اندی سال هست که من،زن شوهرجان شدم

اما همچنان تو بیان کردن خواسته هام معذبم حتی ساده ترینش

فکر میکنم بیشتر به خاطر رفتار خود شوهرجانم باشه،نمیدونم!!!

هرچی هست،خیلی اذیت میشم.

کاش خودش میفهمید.

وشایدم نه،ممکنه بفهمه و کاری نکنه،اونجوری بیشتر اذیت میشم.

بهتره بیخیال خواسته هام بشم.





۱۶ روز موند.

دلم برای ول چرخیدن تو خیابون،برای پاتوق خودم و ال تنگ شده.




چقد طولانی نوشتم!!!

نظرات  (۱۸)

پرحرفی و شلوغ بودن همیشه هم خوب نیست.من همین مدلی خودمو بیشتر دوست دارم.میدونی اونایی که زیاد حرف میزنن بیشتر میرن به طرف غیبت دیگران و تعریف از خود و هجو گویی.😁 ولی دوست داشتم اجتماعی تر می بودم🙄
خواسته هات رو به جناب همسر بگو.بعد خودش تجزیه تحلیل میکنه و اگه بتونه انجام میده.مطمئن باش اگه نتونه هم تو ذهنش هست و بلاخره یه روز انجامش میده.😊
پاسخ:
اصلا خوب نیست،کاملا موافقم باهات،وقتی زیاد حرف میزنیم زیاد هم اشتباه میکنیم،بلاییه که سرمن میاد.
اجتماعی تر بشی دیگه ناچاری حرف بزنی دیگه،میشی مثل من،نادم وپشیمان.
آره خوبیش اینه اگه بتونه انجام میده،فقط باید خودمو اصلاح کنم مخصوصا طرزفکرمو
من فکر میکنم بیشتر مشکل اون جاس ک آقایون درک درستی از خواسته های ما ندارن،ینی وقتی چیزی میگیم سریع برداشت میکنن ک میخئایم ازشون ایراد بگیریم و جبهه میگیرن و باعث میشه ک ما هم دیگه حرفامونو نزنیم و خواسته هامونو نگیم ولی خب اینم اشتباهه،حالا چند وقته دارم روش کار میکنم تا راه درست گفتن حرفا و خواسته هامو پیدا کنم،پیدا کردم ب تو هم میگم(:
خب خداروشکر من انققققققد از قوم شوهر دورم ک اصلا از این مشکلات پیدا نمیکنم((((:
ما ک الان دو تا خونه ای شدیم،فقط هر وقت هر کدوم میره خونه اون یکی،هی ب خونه و تمیزیش ایراد میگیره(((:
پاسخ:
باوووووشه کشف کردی بگو،زود کشف کن تا این خواسته های من کپک نزدن😢
خداروشکر،واقعا نعمت بزرگیه آدم از کل خاندان شوهرش دور باشه،آسایش تو همینه.
چه بامزه شدین،ان شاالله به زودی همون یه خونه بشید.
ای وای پشت یخچال رو یادم انداختی ( آیکون گریه)
منم سعی میکنم با فامیلای شوهر زیاد گرم نگیرم- بهترین راه حل وقتی با فامیلای شوهری صحبت در مورد سیاست و نرخ دلار و مسایل جاری روزه :))))))))
دلم لک زده برای بیرون رفتن
پاسخ:
آخی،خب نمیشه هی پشت یخچال رو تمیز کرد که.اونجاها موجهه😁
کارخوبی میکنی،آدم هرچی کمتر باهاشون حرف بزنه کمتر از زندگیمون سردرمیارن که بخوان حرف بزنن پشت سرمون.
منم،قرار بود بگی باهم بریم
اول اینکه نمی تونم و روم نمیشه و اینا رو بذار کنار
زن و مرد حق دارن خواسته هاشون رو مطرح کنن
من حتی کوچکترین چیزها رو هم راحت از جان می خوام در هر زمینه ای هر خواسته ای داشته باشم که بدونم در توان جان هست حتما میگم و می خوام
حتی اگه مردها مثلا ی خواسته ای رو نتونن انجام بدن  ولی اینکه به زبون بیاری و ازش بخوای بهشون حس خوبی میده
اینا مدلشون مادرزادی طلبکاره😂 جانم صبح ها به سختی بیدار میشه فکر کن ده بار صداش میزنم تکونش میدم بعد گاهی لج میکنم دیگه محل نمی ذارم مثلا 12خودش بیدار میشه بعد با لحن طلبکارانه میگه چرا صدام نزدی!!!!😒 بعد که میگم چقد گفتم جاان جاان بعد میگه نه تو باید وقتی منو صدا میکنی ساعتم بگی 😡 
پاسخ:
چه خوووب،من خجالت میکشم فکرمیکنم باخودش میگه چه پرتوقع بوده این زن.
دقیقا اینو اون روز که بهش بالاخره یکی ازخواسته هامو گفتم بهش رسیدم.خیلی خوشحال شد و همچین قشنگ گفت چشم،ذوق کردم.

واقعااااااااا برای منم پیش اومده،حاضرنیستن قبول کنن،به قول مامانم تخم مرغ گره بزن به اینا حرف ثابت نکن
۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۴ ستاره سهیلم

اولین و مهمترین قدم توی تغییر اینه که خودت ب مشکلت آگاه باشی ، خداروشکر خودت متوجهی که این روش درست نیست و در دراز مدت و خصوصاً با حضور بچه ، اذیت کننده میشه .

پس از تو حرکت از خدا برکت ، شروع کن و به کمک و رحمت خدا امیدوار باش . هرچیزی که به رشد شخصیت انسان کمک کنه نگاه خدا رو ب همراه داره .

برقرار باشی

پاسخ:
دیشب شروع کردم،یکیشو با کلی سختی گفتم بهش،نمیدونی چقد سخت بود
شوهرجان هم قبول کرد انجام بده برام
ممنون  ستاره جان
به نظر من ادم هر چی کمتر حرف بزنه، و کمتر نظر بده، برای خودش بهتره!

میشه ازت خواهش کنم بی خیال خواسته هات نشی؟؟! و مطرحش کنی!؟ به خاطر خودت و حال خودت. باید حرف زد و گفت، حتا کوچکترین خواسته رو
پاسخ:
اینو هی به خودم میگم باز یادم میره دیگه.

خیلی سخته برام،اما دیشب یکیشو با کلی جون کندن گفتم بهش بالاخره،احساس میکردم همه بدنم درد میکنه خخخ
عججببب باز خوبه بهش ثابت کردی...اما شرط میبندم قبول نمیکنه 



خوب چرا بهش نمیگی چیزی که متوجه نمیشه خودش رو به کسی منتقل نکنه.. 
این روزا بای هرچیزی باید جواب پس بدی..حالا چه حرف بزنی یا نزنی ...


چون همیشه کم مینویسی این به چشمت اومده..

پاسخ:
آره اما میدونم الان بگی بهش میزنه زیرش.

آره واقعا،حرف هم نزنیم یه جور دیگه برداشت میشه.

اوهوم،احساس کردم چند صفحه نوشتم😁
این مردهایی که من می شناسم هیچ وقت بهشون ثابت نمیشه تنبلند.

خیلی خوشحال شدم مغازه تون فروش رفت.ان شاالله بعدها بزرگتر و بهترش  رو  بخرین.

بی خیال خواسته هات نشو نیلوفر.حتما بیانش کن.
پاسخ:
موافقم،معتقدن کم کاری از خودمونه که بهشون نمیگیم.

ممنون،ان شاالله💖

سعی میکنم که بتونم،
دیشب خواستم بگم فلان چیز رو هوس کردم بخر،به جاش پرسیدم دلت نمیخواد فلان چیز رو بخوری؟
گفت هوس کردی؟
گفتم آره
اونم خوشحال شد و گفت چشم
بازم نتونستم مستقیم بهش بگم.

نیلوی فرفری ، اصلا از خواسته هات نگذر. برو پیش مشاور اگه نمیتونی تو نت سرچ کن درباره مشکلت سایت های مشاوره هست پیام بده جواب میدن ، قطعا ی مشکلی هست که نمیتونی خواسته هات رو بگی . الان شاید بتونی بگذری و تحمل کنی اما بدان و آگاه باش این تحمل کردن دوره کوتاهی داره ، از ی جایی ب بعد سخت میشه برات و نمیتونی تحمل کنی و اونوقت شاید خدای نکرده دیر باشه برای حل مشکل . ب عنوان یک انسان یک خانم یک بانو یک همسر و در آینده. یک مادر ، باید برای خودت ارزش قائل باشی تا دیگران هم برای تو ارزش قائل باشن ، فرداروز فرزندانت از دیدن مادری که از همه چیزش میگذره ازت گذشت یاد نمیگیرن ، یاد میگیرن که از خواسته شون بگذرن و ب خودشون اهمیت ندن ، وقتی یک فرد ب خودش اهمیت نده هیچکس بهش اهمیت نمیده و این میشه ابتدای مشکلات روحی و سرخوردگی اجتماعی و هزارتا مشکل بعدی .


صورت مساله رو پاک نکن ، مشکل رو حل کن دخترخوب .


برقرار باشی .

پاسخ:
اتفاقا خودمم دیشب به این فکر میکردم من فعلا تنهام اما اگه بچه بیاد چی؟اوضاع خرابتر میشه.
بشینم منتظر که آیا شوهرجان از دل من باخبر خواهد شد یانه،اینجوری خودم روز به روز دورتر میشم ازش.
خیلی تحت فشارم به خاطر این اخلاقم،امیدوارم بتونم یه کاری بکنم.
ممنون که وقت گذاشتی.دقیقا چیزایی بود که تو ذهنم میگذره.
همیشه طلبکار همیشه بدهکار !چه اصطلاح با مزه ای 😊
مردا همشون تو کار خونه شبیه همن 
اشتباه نکن که خواستت رو قورت بدی هر جور شده از شوهرت بخواه هرچی که خواستت هست ،میشه یکم صبر و راه و روش خودش رو میخواد 
پاسخ:
😁همیشه همینجوره آخه،حرص منو درمیاره.
آره مثل اینکه،اکثرا تنبلن،اونایی که شوهراشون زرنگن بنده های برگزیده خداهستن خخخ
خجالت میکشم که بخوام،میدونم بخوام تا جایی که بتونه انجامش میده اما زبونم نمیجرخه بگم،بعد ازدستش ناراحت میشم چرا از دل من خبر نداره،دیوونم😁
انگیزه شو ندارم برم بیرون 
دیروز لباس پوشیدم برم پودر ژله بخرم  تو آینه خودمو نگاه کردم گفتم بی خیال میگم الف میخره میاره :/ 
باور کن حتی دو نفره بیرون رفتنامون هم کمه مگر اینکه واجب باشه :(((( 
افسردگی دارم عایا؟؟؟؟ به نظر خودم که دارم
پاسخ:
اینجا بودی با زور میومدم میبردمت.
ماکه کلا دونفره بیرون رفتن نداریم😭😭😭
منم فکر میکنم داری😁اگه خیلی از عوامل نباشه ماها افسردگی نمیگیریم که.امیدوارم اون عوامل درست بشه.
انقد ازین کارا تو خونه رو هم تلوبار شده که الف گفته یادم بنداز انجام بدم :/دو بار هم بهش یاد آوری می کنی میگه خیلی غر می زنی 
با بد کسی حرف زدی من با فامیلای شوهر فقط سلام ،خدافظ :))))) امتحانشونو پس دادن البته نه به من کلا از حرفاشون می فهمم پاش برسه حرفای منم تحلیل می کنن 
منم تا یکی دو سال پیش اینطور بودم الان رک و مستقیم خواسته هامو میگم باور نمی کنی حتی اگه برآورده نشه یه جور خالی میشم 
آخرین باری که تنهایی زدم بیرون فک کنم برای اسفند ماهه ،در این حد گوشه گیر و بی حال و خسته :((((
پاسخ:
خب همین دیگه وقتی زیادی بهشون میگی بعدش میگن غر میزنی،نگی هم باز تو بدهکار میشی.
دقیقا نادم و پشیمونم،باید مثل تو باشم سلام و خداحافظ تاماممممم
نمیدونم!خیلی وقتا میخوام منم بگم مثل زنهای دیگه،اما نمیتونم.بتید رو این اخلاقمم کار کنم.
وااای چرا؟من فقط به خاطر روزه بودنم نمیرم،وگرنه خیلی وقتا تنهایی هم میرم گشت میزنم ومیام.
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۱۳:۵۶ بانوی تیر ماهی
سلام نیلوفر جان :-*

به نظرم همین که شوهرت کمکت کرد جای سپاسگذاری داره والا همسر من که اصلن یاری نمیرسونه >.<

خب حالا که برون گرا شدی اما خب بهتر میشناسی آدمهای دور و اطرافت رو غیر از اینه ؟ :-/ منم از مادر شوهر متنفرم
پاسخ:
سلام مهتاب جان
نمیتونست کمک نکنه آخه،یخچال به اون سنگینی رو که نمیتونستم تکونش بدم😁شوهرجان منم خیلی تنبله مخصوصا اوایل زندگی،اما الان بهتره،اگه خودمم بدعادتش نمیدادم کامل درست میشد
آره اینم هست،اما بعدشم چیزایی میشنوی که اعصابتو میریزه به هم.
منم خیلی زیااااااااااددددد.
بیا بغلم گریه کنیم منم همیشه بدهکارم😢😢 تازه ما بودیم آخر مکالمه که سعی میکردم بهش ثابت کنم آقای همیشه طلبکار میگفت مسائل و باهم قاطی نکن این دوتا ربطی ندارن😐
اینکه آدم خونگرم   اجتماعی و پرحرفی باشی ولی در عین حال بتونی حرفات و مدیریت کنی که پیش هرکس هرچیزی نگی خیلی سخته، آدم ساکت باشه خیالش راحتتره اصن😁
کانال شگردهای خانوما این بار موضوعش طرح نیاز از همسر بود، اگه عضوش هستی مطالبش و بخون شاید کمکت کنه تو این موضوع
پاسخ:
میدونم،وقتی میخونمت خیلی جاها میبینم چقد مثل همیم😭😭😭.منم خیلی وقتا تو ثابت کردن عاجزم چون ازپسش برنمیام.
خیلیم سخته،هی میخوام نمیشه بعد اینکه دوساعت وراجی کردم تازه یادم میفته قرار بود کم حرف باشم.اما من باید بتونم ساکت باشم.
نه ندارم همچین کانالی رو.
لقب گذاریهات تو حلقش😅😅
از واژه تو حلقم متنفرم عاخه😈
تو طلبکاری حالا یا بدهکار من گیج شدم
اینکه بخوای سعی کنی شخصیتتو عوض کنی خیلی سخته خب

پاسخ:
آفرین،دقیقا تو حلقش😁
مسلمه شوهرجان همیشه طلبکاره ازآدم.نیلوفر مظلوم هم همیشه بدهکار.
سخته اما شاید بشه،بعد که وراجی میکنم یادم میفته قرار بود عوض بشم.
خیلی کم مینویسی بااا ناراحت میشم میبینم تموم شد خخخ 

شوهرجانت همیشه کمکت میکنه من ک میدونم دیگه یکم قدرشناس باش:دی


پاسخ:
خخخخ طولانی بنویسم چشات درآد؟

کوجا کمک میکنه خوبه میدونی تنبل تشریف داره،نبینم طرفشو بگیری ها

نوشته هات قشنگن...

اتفاقا به نظر من طولانی نمینویسی.. کوتاه و مختصر از هر موضوعی به صورت جداگانه...

اتفاقا گاهی دوست دارم بیشتر توضیح بدی

بعدش هم سعی کن از همسرجان بخوای بعضی کارهارو انجام بده... چند سال دیگه پشیمون میشی که دیگه فایده نداره.. اینجوری توقعش رو نسبت به خودت بالا میبری...

البته نه با ناراحتی و دلخوری بلکه با آرامش و محبت ازش بخواه که کمکت کنه...

توصیه من به شما ... مسائل مهم و خصوصی زندگیت رو به خانواده شوهر هرقدر هم صمیمی نگو... مگر اینکه بخوای به گوششون غیر مستقیم برسونی....

اه اه بدم میاد مثل خاله زنکا بحث گفتگوشون فقط درمورد بچه باشه....

پاسخ:
ممنون،لطف داری.
متاسفانه توقعش رفته بالا که انتظار داشت من یخچال رو تنهایی جابه جا کنم،چون همیشه دیده خودم تغییر دکور میدم،اون همه وسایل سنگین جابه جا میکنم.خودم مقصرم.
موافقم،فکر نمیکردم از حرف هام برداشت دیگه ای بکنه،حالا میفهمم فک وفامیلای شوهر،همون فک وفامیل بمونن بهتره،نمیشه به عنوان دوست روشون حساب کرد.
مخصوصا جایی که من هستم این بحث همیشه هست.
۰۸ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۱۳ بـانـوی بـرفـی
وای به روزگاری که مرد بخواد کمک زنش بشه البته اگه بخوان انجام میدن درغیر اینصورت فقط رو اعصابن😀
منم از همین تیکه ها بهش میندازم دود میکنه😀
حرفای منم همیشه وارونه تحویل میشه پس لال بشم بهتره ولی در کل پرحرف نیستم  عادی مثه خودت
خدا میدونع چی بهش رسونده که پاش باز میشه!؟
بعضی حرفا رو باید زد بعضی جاها هم بیخیالی بهتره
بیرون رفتن ماه رمضون اصلا حال نمیده فقط شب
طولانی نبود
پاسخ:
واقعا وااااای!!!خیلی وقتا ترجیح میدم خودم انجام بدم حتی کارهای سنگین رو.بدجور رو اعصابن😁واه واه.
تیکه هم نندازبم که مارو قورت میدن این مردا
مال منم زیادی وارونه شده،دخترخالش رفته به مادرشوهر گفته نیلوفر میگه مشکل از شوهرجانه که بچه دار!!نمیشیم.درحالی که من گفته بودم دکتر گفته باهم آزمایش بدید تا بفهمیم چرا پوچ میشه حاملگیت.
من که ماه رمضان کلا جایی نمیرم خیلی سخته،میری بیرون میبینی همه دارن میخورن،منم میبینم هوس میکنم😁نرم بهتره.
عههه گفتم الان میگن اینم طولانی نوشت کی حال داره بخونه خخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">