دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

مکان:راه پله آپارتمان


همسایه طبقه دوم:سلام خوبی؟خوش گذشت؟

نیلوفر:سلام،بله جای شماخالی بود

همسایه طبقه دوم:داشتم پله هارو تمیز میکردم.خیلی کثیف شده

نیلوفر:آره باید بگیم بیان تمیز کنن

همسایه طبقه دوم:اینجا چرا واستادی؟

نیلوفر:کلید شکست موند توقفل،منتظرم شوهرجان بیاد درستش کنه

همسایه طبقه دوم:آره زیر پایی خیلی کثیف بود،اون کثیف باشه انگار کل خونه کثیفه😑





مادرشوهر زنگ زد برای روضه یکشنبه.

منم کلا به شوهرجانم نگفتم و نرفتم.

شب که اومد گفت مامانم زنگ زده بود و گفت روضه داشته

منم به مامانم گفتم نیلوفر پاهاش درد میکنه نمیتونست بیاد.

ازش خیلی بعید بود،سال های قبل بود حتما دعوا میکرد.

خدایا شکرت.





بنا به درخواست شوهرجان شهرزاد رو نگاه میکنیم.

 تو این سریال هر چندثانیه یه بار سیگار نکشن نمیشه؟

من جای باریگراش بودم حتما اعتراض میکردم.

مریض میشن تا آخر سریال.





همسایه دوست:بیا فلان کار رو انجام بدیم.

شوهرذلیل:اول  به شوهرجانم بگم

بعد از چند دقیقه

همسایه دوست:بذار منم آدم حسابش کنم و به شوهرم بگم.

زنگ زد،منت گذاشت،عزیزتر شد خخخ

شوهرش هم کلی تشکر کرد.

چه چیزا که آدم تو زندگی دیگران نمیبینه

همش درس،به شرطی که مثل من دانش آموز خنگ نباشی.

نظرات (۱۰)

فصل سوم شهرزاد و ندیدم، هندز فرصتش پیش نیومده، با همسر گلشیفته رو می بینیم
چه سیاستی دارن بعضی خانوما، من که هرچیم میبینم یاد نمیگیرن آخر کار خودم و میکنم خخخت

پاسخ:
ما تازه شروع کردیم فصل سوم رو،شهرزاد رو دوست دارم خفه کنم.

خعیلیییییییییی،چرچیل پیش اینا هیچی نیست.
خوب یه تعارف می زد زبونش تاول می زد ؟؟؟خخخخ
وییییییییییییی شوهرو ول کن خودت چطور جرات کردی که نگی و نری ،اوایل بود پیتکو پیتکو باید می رفتی 
شهرزاد نگو فیلم خوبیه ،فصل سومم دیشب شروع کردم ببینم 
خوشم میاد تا با یکی رفت و آمد می کنیم حالا طرف اصلا ازین سیاستا حالیش نیست ولی به جا ازش استفاده می کنه میزنه تو خال بعد ما هر روز هر روز اجازه اصلا دیگه به چشمم نمیاد 
پاسخ:
احتمالا،چون زود حرف رو عوض کرد ،ترسیده طفلک خونشونو بخورم.
استرس داشتم اما گفتم من باید انجامش بدم مرگ یه بار شیونم یه بار،دیگه نمیخوام به هر ساز اینا برقصم که هی سواستفاده کنن.
شهرادم بدنیست اما بعضی جاهاش یه جوریه.
دقیقا کارهای ما شده جز عادت فکر نمیکنن تو زندگیهای بقیه این چیزا نیست.
  • بانو شهریوری
  • سلام عزیزم اره خوبه شاگرد زرنگ باشی و یاد بگیری ولی من اثرات منفی و همیشه یاد میگیرم 
    پاسخ:
    سلام.
    خیلی خوبه به شرطی که بتونم،
    چرامنفی؟چیزای خوب رو بگیر خب.کلی تو زندگی میشه استفاده کرد
    ماجراهای نیلو و همسایگانش😉😉😉
    حالا کارتون چی بود؟

    پاسخ:
    اینکه به همسایه های دیگه هم بگیم یانه،تینو نمیخواست به شوهرش اطلاع بده

    نمیدونی چه ماجراهایی داریم ما با این همسایه های نازنین
    بیان سریال بسازن 
    همسایه طبقه دومتو باید همون پادریو از زیر پاش بکشی بیرون با قمبل پخش زمین شه. ایششش
    تعریف نکردی از قلعه رودخان؟؟ عکس میزاشتی حداقل
    نگو تو اینستا گذاشتی که میکشمت
    خوب کردی روضه نرفتی. منم بیزارم از روضه
    اون کارتون که از شوهراتون اجازه گرفتید چی بود اونوخ؟
    چه لوس لوس لوس
    پاسخ:
    اتفاقا یه قمبلی هم داره دیدنی😁
    آره تو اینستا گذاشتم.اینجاهم میذارم ببینی.
    متنفرمممممم،ازشانس بد منم مادرشوهر فقط روضه داره اه.
    اینکه زنگ بزنیم به همسایه های دیگه هم بگیم یانه،همسایه کلا آدم حسابش نمیکنه شوهرش رو.تو اونجا هم بعضی رفتاراشو دوست نداشتم.

    خیلی خیلی خیلی
  • بانوی تیر ماهی
  • همسرت رو داری خوب تربیت میکنی آ به نظرم اثرات همساده ی دوسته :-))

    تو فیلمها اینخده تعریف سیگار رو میکنن بعد میگن سیگار ضرر داره :-| چند چندن با خودشون ؟ :-/
    پاسخ:
    آره😁اما باز بعضی جاها میشه مثل قبلش.
    دقیقا این رفت وآمد با همسایه خیلی چیزارو به شوهرجانم نشون داد.

    منم ازهمین تعجب میکنم میگن سیگار نکش ازیه طرفم تو این سریال همشون دم به دقیقه سیگار میکشن.
    امان از دست این همسایه های ورپریده و.شوهر ذلیل

    ایکون زبووون

    منم مولودی خواهرم بود نرفتم..حسشو نداشتم ..خخخ
    پاسخ:
    اماااااااااااااااان
    لااقل آموزش بدن😁
    من کلا اینجور مراسمارو دوس ندارم.
    حوصله  سر برن
  • بـانـوی بـرفـی
  • همسایه ی ما هم دقیقا همین کار رو میکنه ولی خوب به نظر من وقتی تمیزکار  میاد و کثیفی نیست وهسه چی خودمو خسته کنم
    ولی شکستن کلید چه ربطی به زیرپایی داشته😳
    مردا کم کم دستشون میاد ولی بازم بعضی وقت ها مخشون پوکه😀
    فقط خدا رو شکر میکنم که شوهر دیگه سیگار نمیکشه
    چه شوهری داشته😀
    پاسخ:
    کلا مدلشه فقط درحال تمیزکاریه.
    ربطش این بود که انتظار نداشت بگم موندم پشت در،ترسید تعارف کنه ومن برم خونشون.

    دقیقااااااا مثل همین دیروز که باهاش قهر کردم امروز صب آشتی کردم.

    خداروشکر،بابای منم سیگاری بود ترک کرده ازبس غر زدیم.

    خخخ شوهربه این میگن
    تو یادگیری این مدل سیاست ها من یکی که خیلی خنگم.

    آخی همسایه ی طبقه ی دوم حتما می خواسته کارش مورد تایید واقع بشه  و تحسین بشه.تحسینش می کردی خب.
    پاسخ:
    منم همینطور،اگه بلد بودم چه کارها که نمیکردم ها

    نه بابا،ترسید تعارف کنه برم خونشون😁
    عه همسایه روبرویی ماهم همش در حال پاک کردن راهرو جلو در واحدمونه بعد هرچند وقت یه بارم زنگ میزنه میگه بخدا انقدر کثیف بود دیگه گفتم تمیز کنم من میگم نظافت چی میاد چرا خودتونو خسته میکنید !میگه طاقتم نمیاد تا اون بیاد منم اهمیتی نمیدم اخه ما دو نفریم اونا 5نفر خب دیگه منتش چیه زیر پای خودتونو تمیز میکنید !
    چه با سیاست !
    پاسخ:
    ولش کن بابا،تمیز نکنه خب.
    این همسایه طبقه بالایی ماهم زیاد تمیزکاری میکنه مثلا،که اونم میریزه طبقه ما.اونروزم حرف قاطی کرد که یه وقت تعارف نکنه ومن برم خونشون.

    خعیلیییییییی،چرچیل پیش اینا هیچی نیست.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">