دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت


امسال با خبرهای خوب شروع شد
امیدوارم تا آخرش هم همینجور خبرهای خوب بشنوم.





خداروشکر امسال سیزده به در با قوم شوهر نبودیم.
درسته از صبح تنها بودم،وقت نهار رفتم پیش شوهرجان
وبعدش اومدم خونه و تنهابودم دوباره
اما با این حال بهترین سیزده به درم بود.





واقعا هیچ چی دوست های قدیمی نمیشن
خواستم متحول بشم و آدم های جدید رو وارد زندگیم کنم
اما این جدیدیا فقط وقت هایی باهاتن که خودشون تنهان
هرچقدم تو تنها باشی براشون مهم نیست.
پشیمونم از وارد کردنشون به حریمم.





خداروشکر تعطیلات تموم شد
چه معنی داره من تعطیلات نداشته باشم اما بقیه تو تعطیلات و سفر باشن؟
بعد این راحت میتونم سر بر بالین بگذارم😁





فرهنگی جات:
راستی کتاب پاپیون کتاب بسیار خوبی می باشد.
راهنمایی که بودم یه کتاب میخوندم به اسم زندان زنان آمریکا
خیلی کتاب خوب و جالبی بود
با اینکه سالهاس گذشته اما کاملا یادمه.

نظرات  (۱۳)

سریع زندان زنان رو دانلود کردم میخوام بخونمش امیدوارم خوب باشه
پاسخ:
امیدوارم خوشتون بیاد
ان شاالله.

ما همیشه سیزده به در ،عصرها میریم بیرون.امسال ولی فقط یه ماشین گردی کوچولو کردیم.

معمولا دوست های قدیمی بهترن ولی گاهی هم آدم شانس میاره یه دوست هایی تو یه دوره ای پیدا می کنه که به همه ی اون قدیمی ها می ارزه.من خیلی دوست های صمیمی ندارم.

خونه ی مادر شوهر خوش بگذره.😛
پاسخ:
ما هرسال با قوم شوهر میرفتیم اما خداروشکر امسال خودمون بودیم.

من زود ارتباط برقرار میکنم اما نمیتونم دوست بشم،خواستم خودمو درست کنم که نشد.منم دوستام کمه بسه تا دارم فقط.


خعیلی خوش میگذره😁
۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۲:۵۷ بانوی تیر ماهی
سلام نیلوفر جان :-*

عزیزم امیدوارم که امسالت خوب باشه و سال تو باشه ^ـ^

مادر شوهر هر چقدر هم خوب باشه به نظرم چش دیدن محبت بین زن و شوهر رو نداره نمیدونم چرا ؟ :-( امیدوارم که به راه راست هدایت بشن :-))
پاسخ:
سلام بانوی تیرماهی جان
ممنون سال شماهم سال خوب و پرازآرامش باشه.

دقیقااا انگاری هووی مادرشوهریم
ان شاالله زودتر
سلام نیلو جان
انشالله تا اخر سال خبر خوب بشنوی ما رو خوشحال کنی
حواست باشه غر نزنی فقط توام برو خونشون مثل خود مادرشوهر جلو چشم همسر رفتار کن که نخواد حقو به مادرش بده 😈
پاسخ:
سلام فری جان
ممنون ان شاالله شماهم،سال ازدواجتون باشع
نه حواسم هست نمیخوام آدم بد بشم،با مادرشوهرمن باید سیاست داشته باشی و الا میبازی
به نظرم اتفاقا برو خونشون برای حفظ ظاهر جلو همسرت اون سیاست داره از راه همسرت وارد شده تو هم همینکارو کن نشین حرص و غصه بخور اگه جایی حقت ضایع میشی محکم برو بگیرش
پاسخ:
رفتم خونشون به روی شوهرجان هم نیاوردم.
رفتیم خونشون بازم گفت این ورا نمیایین،من که کلا خودمو زدم به نشنیدن.
تازه شوهرجان بهتر شده یه کاری نمیکنم دوباره مثل روزای اول بشه
انشالله تا اخر سال خبرای خیلی خوب بشنوی

واقعا خداروشکر ک تموم شد اوووف واسه ما تعطیلات روزی سیصد بار دیدن روی قوم شوهره
پاسخ:
ان شاالله هممون باهم.
وااای مال تو که دیکه هیچی،واقعا خداروشکر که تموم شد.
منم امسال زیاد دیدمشون سخت بود خیلی
انشاالله تا اخرش پر از خبرای خوش باشه 
من از سیزده بدر فراریم مفهومش درک نمیکنم مخصوصا برای ما که تو تهرانیم یه روز خودمونو خسته کوفته میکنیم بریم سبزی ببینیم بین اون همه جمعیت 
منم خسته شده بودم از تعطیلات روال زندگیمون بی نظم شده بود 

پاسخ:
ممنونم وبرای شماهم همینطور پر از اتفاقای خوب باشه.
ماهم وقتی مجردبودیم کلا سیزده به در نمیرفتیم،اصلا نمیدونم چرا میرن؟اما خانواده شوهرجان میرفتن که خیلیم بد ونچسب بود.

منم خسته شده بودم مخصوصا ازتنهایی وتوخونه موندن،خداروشکر تموم شد
سلام نیلوفر جون 
روایت هست که تعطیلات و سیزده بدر و پیک نیکی که قوم یجوج مجوج نباشن یه لحظات ناب بهشتی هستن خخخخ
ایشالا خبرهای خوب تا پایان سال همینجوری ادامه دار باشه برات 😍و البته بعد اون هم 😉
پاسخ:
سلام آیلین جان
تکبیرررررررررر
ممنونم ان شاالله برای هممون سال خوب و پرازخبرای خوب باشه
بعد اون هم نداریما😎

تنهایی خیلی خیلی بهتر از اینه که با ی عده ادم رو اعصاب وقت بگذرونی ، خداروشکر سیزده خوبی داشتی .

انشاءالله تا اخر ۹۷ همینجوووور خبرهای خوب بیاد برات .


دوست فقط قدیمی ، جدید خیلی خیلی کم میشه که خووب باشه .

پاسخ:
آره بابا عید که همش با اونا اینورواونور میرفتیم خیلی سخت بود برام.
ان شاالله برای هممون سال خوبی بلشه و پرازخبرای خوب

واقعااااااااا باید سفت بچسبم بهشون
گوشی به خاطر امواجیه که داره ...نیلوفر باور میکنی از گوشی

بدم میاد..برا من اکثرا خاموشه..زیاد حوصله ندارم با گوشی 

کار کنم..استرسم میگیره بدتر...
پاسخ:
چه خوب
منم خیلی دوست دارم بذارمش کنار،اما نمیشه
بعضی وقتا میگم کاش کلا هرچی شبکه اجتماعی وارتباطی هست قطع کنن بشه مثل چندسال پیش
اره به خدا کاشکی یه جا بودیم هردومون...منم خیلی میخوندم

اونموقع ها...الان ولی کمتر شده..گهگداری میرم کتابخونه ای که عضوم

و کتاب میگیرم میام..

نیلوفر کتاب خوندن به روحمون ارامش میده ..نه؟
پاسخ:
هعییییی

منم قدیما هفته ای دوتا کتاب میخوندم اما یه مدته خیلی کم شده.

خییلییی ،وقتایی که کتاب میخونم حالم خیلی خوبه اماوقتایی که گوشی میگیرم دستم
همش کسلمو خوابم میگیره.

۱۴ فروردين ۹۷ ، ۱۴:۳۴ بـانـوی بـرفـی
انشالله همیشه خوش خبر باشی عزیزم
خدا رو شکر که من هم نبودم شوهر سر کار بود ما هم همراهش😀
من به خاطر همین چیزا از رابطه های جدید میترسم چون دوست های قدیمی هم تنهام گذاشتن😐
خیلی بد بود من هم دوسال هست همین شرایط رو دارم ولی بازم به خاطر شلوغی دوس داشتم حیف که نشد لذت ببرم
خیلی کتاب میخوندم ولی هیچکدوم رو یادم نیست واسه همین دیگه ذوقش رو ندارم😟
پاسخ:
ان شاالله
عهههه پس سیزده خوبی داشتی😁
جدا؟من چندتا دوست قدیمی دارم که خوبن خداروشکر با اینکه هرازگاهی بیوفایی میکنم اما هستن.
ماکلا عیدهارو جایی نمیریم همش خونه ایم،اما امسال شوهرجان هم خونه نبود سخت گذشت.
شروع کنی دوباره به ذوق میای از کتاب خوندن برای دخترت شروع کن
ایشالا که خوبه و خیره تا آخر سال

قلب قلب قلب

.
.
.
اووووم..ببینم کتابخونه دارتش بگیرم بخونم...
پاسخ:
ان شاالله برای هممون.


وااای کتابخونه،من از دوم دبیرستان هرچی کتاب خوندم از همین کتابخونه شهرم بود
بابام میگفت کتابی مونده نخونده باشی
کاش تو یه شهر بودیم کتابامو میدادم میخوندی

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">