دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

بعد چهارسال و نیم تجربه زندگی مشترک داشتن

بالاخره یاد گرفتم چیکار کنم ماکارانی هام خوشمزه باشه

بعدشم دوبار هم کیک تولد درست کردم و اونایی که خوردن راضی بودن.

این تجربیات شیرین آشپزیم رو از دوست عزیزم سهیلا یادگرفتم.

+عکسای کیکم رو تواینستا گذاشتم دوست داشتید ببینید

وحتی میتونید سفارش بدید،فقط وقت قبلی بگیرید که سرم شلوغه😁

nil.m6164 خصوصی هم نیست.




رفیقم ال به پدرشوهرش گفته چرا رفتی عروسی برادرت

و سیصد هزار هزینه کردی؟

به جای اینکارا به دخترات برس که مثل عقب مونده ها لباس پوشیدن.

خواهرشوهراهم بودن.

وگفته به جز ماه رمضان که افطاری میدم بهتون

وعید نوروز،حق ندارید بیایید خونمون،نه خودتون نه فامیلاتون.

شوهرش هم کاملا شاهد و ناظر بوده.





زن جان:دیگه نمیخوام با همسایه دوست،دوست باشم.

شوهرجان:چرا؟

زن جان:برای اینکه تو این مدت کارایی کرده که ناراحت شدم،همون همسایه بمونیم بهتره

شوهرجان:آخه تولدت کادو خریده برات

زن جان:یعنی هرکی کادو خرید کارای قبلیش توجیه میشه؟





شوهرجان:وای دیرم شد

زن جان درحال حرص خوردن درونی:قبلا ها که این موقع میرفتی!

شوهرجان:آخه شریک مریضه،زیاد نمیتونه واسته

زن جان درحال تیکه پراندن:چطور جمعه تونست اون همه مدت تنها بمونه امروز نمیتونه؟

شوهرجان:سکوووووووت

(جمعه به خاطر مامان خانومشون زود اومده بودخونه،تو پست موقت نوشته بودم)

نظرات  (۱۲)

خب منه بی کلاسه بی اینستا بخوام کیک هاتو ببینم باید چه کنم؟؟؟ پررروووو
رفتار دوستت غیرانسانیه من جای خانواده شوهرش بودم همون سالی دوبار هم نمیرفتمممم
مهم نیست همسایه ندونست 
رو مادرشوهرت حساس شدی تو کم برو ولی بزار پسرش راحت باشه بره بیاد تا فکر نکنه تو توطئه میکنی
پاسخ:
عهههه نداری؟افتخار نصیبت نشد ببینیش😁

خیلی،بیرحمانه س،حالا قراره برای داداشش زن بگیرن،ببینیم عروسشون مثل خود ال میشه یانه!
حساس که شدم،اما من کاری بهش ندارم،بره اصلا هر روز بره،ولی مشکل اینه بدون من خونه مامانش نمیره
درست میگی..همساده .همساده بمونه بهتر...ایششش و واه واه و

این حرفا..
.


پاسخ:
موافقم شدیدا.
کاش همساده میموند.
درس عبرتی شد برام.
اون که ماکارونی بهت یاد داده من بودم که

ایکون زبون
پاسخ:
عهههه حواسم نبود
سهیلا و سمیرا رو قاطی کردم😁
سلام نیلوفر عزیز
بعدمدتها الان تو‌وب گردی وبتو پیداکردم
دیدم درست نیست بدون کامنت برم
برات گل میزارم تا کلی انرژی خوب سمتت بیاد
🌸🌸🌸🌺🌺🌼🌼🌷🌷
پاسخ:
سلام آذر خانووووم
خیلی ممنونممممممم
اول صبحی انرژی خوبی بود.
۲۸ فروردين ۹۷ ، ۱۹:۱۴ بانوی تیر ماهی
باریکلا خانوم سر آشپز حالا این فنون رو به ما هم یاد بده ^ـ^

ال از اوناس که شانس داره باور کن ما بودیم سه طلاقمون میکردن :-((

به نظرم که با همساده زیاد رفت و آمد نکنی خوبه :-))
پاسخ:
برای مهتاب تو کامنت پایینی توضیح دادم😁

خیلی،من حتی وقتی مادرشوهر ناراحتم میکنه به شوهرجان بگم واکنشش وحشتناکه 

موافقم،کاش از اول اینکاررو نمیکردم.الان جمع کردنش سخته
 رمز ماکارونی رو به ما هم بگو کدبانو جوووون
دلم ماکارونی خواس اصلا. 
دوست نباش. دنیا دو روزه فقط باید خوش گذروند
پاسخ:
رمز نداشت،فقط من موقع تفت دادن گوشت چرخکرده اولا پیاز خیلی کم استفاده میکردم و دومیش این که پیاز و گوشت رو همزمان تفت میدادم،که دوستم گفت اول ذار پیاز آبش تو روغن دربیاد بعد گوشت بریز.این شد که خوب شد.

منم دلم خواست،عاشق ماکارانیم.
دقیقا فقط باید خوش گذروند معلوم نیست تا کی زنده ام
یا علییییییی ال چقدر رُکه !به نظرم اصلا رفتار قشنگی نیست حالا خودش میدونه 
خب تولدش کادو بخر جبران هدیه ات بشه بعد دیگه کم کم کات کن
پاسخ:
خیلی😁دیروز هم داشتم باهاش حرف میزدم اماخب قبول نداره.

تا تولدش خیلی مونده آبان ماه تولدش.تا اون موقع باید صبر کنم.
طفلی مادر شوهر و خواهر شوهر ها و شوهر "ال".بعضی مردها از این ور بوم میوفتن و بعضی ها از اون ور.تا این حد رو دادن،از جانب هر کدوم از طرفین باشه رو اصلا نمی پسندم.

0خ-ج

پاسخ:
نمیدونم شوهرش دلش برای خانوادش نمیسوزه وقتی ال اینجوری حرف میزنه باهاشون!!به خانواده من یکی بگه بالا چشمشون ابروئه بیچارش میکنم.

ای جااان،عوض من ماچش کن فسقلی رو
دوستت ال مریخیه؟؟؟؟

پاسخ:
باید روش تحقیقات به عمل بیارم،یواش یواش دارم شک میکنم بهش
ال چجوری این حرف ها رو زده؟ عجب رویی داره ها
توام که نثل من به شوهر تیکه مرانی می کنی دوست 😂
پاسخ:
به راحتی.دریغ از اندکی عذاب وجدان.

تیکه نپرونیم که زندگیمون نمیگذره پررو میشن 😆
۲۳ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۱۶ بـانـوی بـرفـی
منم از دختر خاله م یاد گرفتم چطور خوشمزه تر بشه همه هم ماکارونی هام رو دوس دارن😍
منم مثه تو میگم اگه کسی چیزی یادم بده ولی خواهر شوهر نه به کسی میگه نه میزاره کسی یاد بگیره خسیس😐
دوست چه رویی داشته که تونسته این حرف رو بزنه احتمالا بعدش هم با شوهرش درگیر شده چه فکری پیش خودش کرده!؟
عزیزم من به خاطر همین از دوستی های جدید میترسم چون اول خوبن بعد یه مدت اخلاقای بدشون معلوم میشه
منم نمیزارم حرفم رو دلم بمونه اگه شده با خنده هم به شوهر تیکه میندازم😀
پاسخ:
منم اول ماکارانیام بدمزه میشدن اما الان خیلی خوب شدن.
واااا چه خسیس،خب مثلا یاد بده چیزی ازش کم میشه؟!!
ال کلا خودشو بالاتر ازاینا میدونه و مثل زیردستاش باهاشون برخورد میکنه،اتفاقاااااا شوهرش اصلا چیزی نمیگه بهش،میدونی شوهرشم مثل خودشه.

دقیقااااا،این همسایه دوست منو فقط برای پرکردن تنهاییاش میخواد اماموقع تنهایی من سراغمو نگرفت اصلا.
اگه تیکه نندازیم که میترکیم 😁
جووون خودت هنرمند بودی بااا رو نمیکردی :*

وای راست میگی؟چقد شبیه زنداداش منه 
میخاستم بگم چقد بی عرضه بودن خونواده شوهر که هیچی نگفتم اما دیدم خودمونم بخاطر اینکه زندگی داداشم تلخ نشه حرفی نمیزنیم 

مثبت فکر کن بااا بگو چقدررر شوهرم دلسوزه که دلش نمیاد مریض تو مغازه بمونه:دی
پاسخ:
😁هنرمندی از خودتونه

آره حالا چیزای زیادی گفته بهشون،ایناهم خیلی مظلومن،هیچی نمیگن.

باز مثبت اندیشیت شروع شد خخ.سعی میکنم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">