دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دلبندش:باید برم آرایشگاه

دلبندم:برای چی؟

دلبندش:ابروهام خیلی پرشده زشت شدم.

دلبندم:نه خیلی خوبه نمیخواد بری.(یه نگاه میندازه)

حالا سه گزینه میاد تو ذهنم:

1:منو همینجوری که هستم دوست داره.

2:ازبس زشتم،رفتن یا نرفتنم توفیری نداره،باخودش گفته هزینه الکی نکنه.

3:شایدم کلا نگاهم نمیکنه که اصلا متوجه زشت شدن ابروهام نمیشه.

جواب خود را به شماره 1234 پیامک کنید.





بابا گفت بیا بریم خونه عموت،مادرجونمو(مادربزرگم) ببینین

گفتم نمیام،دیگه چیزی نمونده بیاد اینجا،بهمن ماه میاد دیگه.

بایه حالتی گفت آهان بهمن.

همینمون مونده برای مامانی بودن بابامم شکنجه بشم.

من دوسش ندارم،زور که نیست.

همون نوه های عزیز دلش برن سربزنن بهش.





تو این رفت وآمد با همسایه ها،فهمیدم که آدم به شدت نچسب و دوست نداشتنی هستم.

با اینکه همسایه دوست،سنش کمتره،اما همسایه های دیگه با اون درارتباطن تا من.

یه همسایمون دهه چهل،همسایه قرتی دهه پنجاه،من دهه شصت،همسایه دوست دهه هفتاد.

علت تنها بودنمو هم کشف کردم.

حالا میفهمم چرا هیچ کس منو دوست نداره.

حالا به همشون حق میدم و ناراحت هم نمیشم.





یلدای ماهم در سکوت کامل خبری طی شد.

چیزی هم عاید شکم مبارکمان نشد.

برای بعضی دوستان به شدت هوس انگیزناک بود

دفعه بعد دعوتمون کنید لطفا.

نظرات  (۱۴)

۱۲ دی ۹۶ ، ۱۲:۵۴ طلوع ماه
نیلوفر جان آقایون معمولا تو این چیزا دقیق نیستن به علت مشغله های ذهنی که دارن.من وقتی تغییری ایجاد میکنم باید خودم بهش بگم تا دقیق تر نگاه کنه و ببینه.مگه اینکه دیگه خیلی تابلو باشه.خخخ
منم مثه تو بعضی وقتا فک میکنم چرا فلانی با فلانی انقد صمیمی و خوبه ولی با  من نه.حتما من جذاب نیستم که اینجوری میکنه.
کاشکی اعتماد به نفسمون رو ببریم بالا و بگیم خلایق هرچه لایق.حتما اونا لیاقت دوستی با من رو نداشتن.:-)
پاسخ:
شوهرجان منم متوجه نمیشه اصلا،مثل ماخانومها دقیق نیستن.

اولش خب آدم خیلی غصش میشه،ولی منم بعدش میگم خوششون نیاد،نون من که ازاونا درنمیاد خخخ
حتمااااا لیاقت دوستی بامارو ندارن.
ما نامزد بودیم میرفتم ارایشگاه شوهرم حتی قرینه نشدن ابروهامم میفهمید اما الان موهامو رنگم کنم فک نکنم متوجه شه :)))) یه همچین موجوداتی هستن اقایون
نیلوفر من عاشق مامان بزرگ‌پدریم بودم.بدترین خاطره امم مربوط به فوت ایشونه
گل دخملی من و شما که همشهری هستیم حداقل یه بار همو ندیدیم چرا؟ :(


پاسخ:
آقایون خیلی ماهن😁الکی.
حالا بعضی وقتا شوهرجان منو نگاه میکنه میگه آرایش کردی؟میگم آخه من وسایل آرایش دارم که بخوام آرایش کنم.

خدارحمتشون کنه،من با مادربزرگ پدریم رابطه خوبی نداشتم از همون اولش.
خیلی بامن نامهربون بود😢
نیلوفر جووووونم اعتماد به نفستو ببر بالا عزیز دلم...اتفاقا همسایه ها از خداشونه

با تو رفت و امد کنن فقط باید یه کوچولو خودی از خودت نشون بدی...

اقا مگه میشه کسی اسفند ماهی رو نخاد..قلب قلب قلب ..چشمک چشمک چشمک..

در ضمن

یه کاری نکن اسباب کشی کنم بیام همسایه ات شماااا..
پاسخ:
اعتمادبه نفسم بالاس فقط یه کم نچسبم،سخت ارتباط برقرار میکنم

ما اسفندی ها ماهییییییییم.

وااااای بیا شاید همسایه هامون فروختن،چه حالی میده همسایه بشیم.
مامان بزرگ منم خیلیی فرق میذاره ...خیلیییی..ولی بازم گاهی دلم براش

پر میزنه ..حتی برای غرغراش..خخخخ
پاسخ:
چه نوه خوبی هستی،من نمیتونم فراموش کنم متاسفانه.ازوقتی اونده خونه عموم یه بار رفتم دیدنش فقط.
اقا گزینه مزینه رو بیخیال ...به نظر من چون عیالش همیشهههه خوشگل و خوشتیپ و

گوگوری مگوریههههه از نظرش گفته نیاز به ارایشگاه نداره...به به به ..به این

عیاللللل..ایکون قلب ملب و اینا
پاسخ:
مرسییی اینکه بلههههههه😁

اما یکی نظر خصوصی گذاشته فرموده من یه آدم بیمار وافسرده وحالم به هم زن میباشم.خخ
۰۷ دی ۹۶ ، ۲۲:۴۷ فری خانوم
سلام عزیزم
گزینه اول صد در صد 😘
برای ما که بچسب و دوست داشتنی هستی خیلی زیااااد 😍

من اینقدر دوست داشتم پدربزرگ و مادربزرگام زنده بودن و می رفتم خونشون 😢
پاسخ:
سلام فری جان.
مرسیییی
خب شاید چون از نزدیک منو ندیدین😁
خدابیامرزدشون.
ما راهمون دوره نمیتونیم بریم خونشون،با اینکه دوستم ندارن اما هر ازگاهی دلم تنگ میشه برای خونه هاشون
زییینگ...گزینه ی اول.

پس چرا ما دوستت داریم نیلوفر؟معلومه که مشکل اون هاست نه تو.

ما شب های یلدا  همیشه خونه ی خواهرم هستیم.چون شب تولد پسر خواهرمه.جات خالی کلللی هم چیز خوردیم.دلت بسوزه😜
پاسخ:
مرسیییییییی

واقعاااا؟خب شمامنو زنده ندیدین که،شاید ببینی پشیمون بشی😁

وااااااااای یلدا باشه و تولدم باشه،میشه تصور کرد چقدر چیزای خوشمزه هست اونجا.
پس سال بعد خونه خواهرجان شما دعوتیم.
دلمان هم سوخید تاوانش هم آمدن به اونجاس.
همون‌جوری که هستی عاششششششقته 
وای مامانی بودن بابات با حال بود خندیدم خخخخ ما هم ازین موارد داریم مامانم هر بار میگه بریم خونه ی مادربزرگمون میگیم نه خخخخ بابا این یکی رو دیگه مجبور نیستیم که 
چرا اونوقت همچین فکری می کنی ؟؟؟جزو دوست داشتنی ترین دوستای وبلاگی هستی کاش نزدیک تر بودی هر روز مزاحمت میشدم ،اصلا زندگی برات نمی زاشتم ،اون همسایه هم حالا با زن دهه ی پنجاهی چه حرفی داره ، خدایی حال به هم زنه من با دوست همسن خودم حرف کم میارم 
تو که شکمو نبودی :)))))) 
پاسخ:
مرسییییییی
خیلی مامانیه ها،شورش رو درآورده دیگه.

کاش نزدیک بودیم واقعا.
آخه اینجوریه،همسایه ها همش بااون درتماسن،همش خونه اون میرن،اما من همه چیو باید از همسایه دوست بشنوم.خودشم همش میگه من با اونا چه حرفی دارم،ازمامانش بزرگترن.
شکمو نیستم اما دیدنش رو هم دوست داشتم 😁
۰۶ دی ۹۶ ، ۱۱:۱۴ بانوی تیر ماهی
به نظرم که هیچ کدوم از گزینه ها نیست. مردا که درک نمیکنن بزک دوزک زن رو .به خودت برس و بدون اجازه ازش از آرایشگاه وقت بگیر خودت رو عشقه ;-)

خب قرار نیس که همه از آدم خوششون بیاد :-))) زیاد خودت رو ناراحت نکن
پاسخ:
آره والا،حالا دیروز با نرم افزار برای چشام خط چشم کشیدم نشونش دادم اولش گفت قشنگ شدی،بعد که گفتم اینارو میبینم هوس میکنم آرایش کنم گفت اصلا قشنگ نشدی خخخ

آره اما خب میبینم ته دلم یه جوری میشه،آخه همه جا همینجوره
گزینه ۳ صحیح است.

نوشته‌هات که دلچسبه خودتو ایشالله ببینم نظر بدم. 
پاسخ:
😐پس نگاهم نمیکنه،برم چشاشو دربیارم.

مرسی لطف داری.
گزینه ١ درسته عزیزم 

اون همسایه ها قدر نمیدونن بااا بیا همسایه ما شو عزیزم:)


پاسخ:
مرسی عشقمممم

باووووشه به شوهرجان بگم ول کنیم این شهر رو بیام پیش تو.
کیکای خوشمزه بپز
بیق ق ق هرسه گزینه درست می باشد
نیلو جان الان دوره زمونه ای شده هرکی چاپلوس تر باشه شیرین تر میشه
منم اصلا با همسایه ها سلام علیک ندارم  خخخ چون نمیبینمشون. برن گمشن همشون هه هه 
یلدای ما خوب بود ولی باور کن از بس شیطونی کردن تنقلات هیچی نخوردیم.
دلبرششش به پای دلبرتتتتت خوش باشی همیشه
پاسخ:
😂😂😂باتشکر.

چاپلوس نیست اما خیلی سرزبون داره،بعد خوشگلم هست بیشتر توجه میکنن بهش.
ماهم اول نمیدیدیم اما جدیدا رابطه ها شروع شده،ترجیح میدم برگردیم مثل سابق بشیم.

یلدای شماکه عالییییییی بود
مرسیییی ونوس جان.
۰۵ دی ۹۶ ، ۲۲:۱۱ بـانـوی بـرفـی
احتمالا میخواسته کنارش باشی شوهر من هر وقت زورش باشه من برم یعنی نمیخواد تنها باشه
نیلو منم جزو نوه های عزیز دلی دو طرف  بودم ولی به خدا من کاری نمیکردم از همون روز به دنیا اومدن دوسم داشتن واسه خودمم سوال بود من چه فرقی با بقیه نوه ها دارم 
حتی نوه اولی هم نبودم 
خیلی هم دوست داشتنی هستی من که ندیده و نشناخته دوست دارم حس از راه دور😍دلشونم بخواد
سال دیگه بیا خونه خودمون ما هم یه سال یلدا خونه باشیم😀
پاسخ:
نه شوهرجان من که خونه نیست هرساعتی بخوام برم میشه،اما خوشش نمیاد،یه بار رفته بودم یه کم نازکتر شده بود خوشش نمیومد.همینجور پاچه بزی دوست داره انگار.

واقعاااااااا!چه کیفی میکنی ها،اما منو دوست ندارن هیچکدومشون.

مرسی عزیزم،اما اینا بدن دلشون نمیخواد.حس بدی پیدا میکنم.

باوووشه خوردنی جات خوشمزه بیار.


مردای اهل زندگی اصولا زن رو ساده میپسندن هرچه هم بیشتر دخترونه بشه مثل اوایل ازدواج حس خوبی بهشون میده این تجربیات دیگران بود 
من اصلا مادر بزرگ و پدر بزرگ ندارم ببینم چه حسیه ولی خب لابد نمیتونی باهاش ارتباط برقرار کنی خب زورم که نیست 
چه کج سلیقه ان که باتو ارتباط برقرار نکردن ما که شما رو دوست میداریم 
عزززیزم چرا یلدا جایی نرفتین !سال بعد مهمون خونه خودمی😍😘
پاسخ:
آره راست میگیا احتمالا شوهرجان منم اینجوریه،الان که اینارو گفتی فهمیدم اینگونه میباشد.

عههه خدارحمتشون کنه،خوباش خیلی خوبن.پدربزرگای من خیلی خوب بودن دوسشون داشتم.

مرسی شمالطف داری،نمیدونم چرا اینجوریه‌.

یلدا رفتیم خونه مادرشوهرومامانم اما خیلی سوت وکور وخلوت بود از هرلحاظ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">