دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

بعضی وقتا خبری که بهت میرسه هم خوشحالت میکنه هم ناراحت.

صاحبخونه زنگ زد و گفت سند خونتون آماده شده.

خوشحال شدیم که خونه دیگه مال خودمونه،ترس پلمپ از طرف بانک رو نداریم.

ناراحت شدیم چون چهل وپنج میلیون باید بدیم بهش.

فکرمون مشغوله جور کردن پولشه.

خدابزرگههههههه.




بعداین باید عکس سونوگرافی های مربوط به حاملگی های قبلیم همیشه پیشم باشه.

چون یه سری از آدم ها هستن که ممکنه باور نکن

وبهت سفارش کنن برای درمان ناباروری بری یزد.

فک نمیکنم چهارسال بعد ازدواج اونقدی دیر باشه که به یکی توصیه کنی بره مرکز ناباروری.

برای من نازابودن اصلا ناراحت کننده نیست اما وقتی میبینم حرفم رو باور ندارن ناراحت میشم.




علت مهربون شدن مادرشوهر رو فهمیدم.

با شوهرجان داشتیم حرف میزدیم که گفت بامامانم حرف زدم.

پشیمونه که باهات بدرفتار کرده.

علت قهرش هم این بوده که چراوقتی مادرش مرد،من تومراسما نچسبیده بودم بهش.

شوهرجان هم گفته بود نیلوفر از دادوهوار کردن و گریه زیاد میترسه.

این شده بود سوتفاهم برای مادرشوهر.

منم سعی کردم یه کم مهربون بشم.

امابه شوهرجان گفتم نمیبخشمش و دیگه مثل سابق نمیشیم.





کمی توضیح برای اونایی که برای افکارکودکانه من متاسفن.

وقتی بچه بودم،یکی ازفامیلامون فوت میکنه.

تومراسم بودم که دیدم یکی ازبچه هاش،ازگریه زیاد حالش بدمیشه ومیبرنش.

ومن فکر کردم که مرد.

بعداون توهیچ مراسمی نمیذاشتم مامانم گریه کنه

تاگریه میکرد میزدم زیرگریه که توروخدا گریه نکن،اونوفت میمیری.

با اینکه بزرگ شدم ومیدونم باگریه کسی نمرده

اما این ترس همیشه باهامه.

تا ببینم یکی بلند گریه میکنه،حالم بدمیشه.




این سری چقد طولانی شد

نظرات  (۱۶)

۱۹ دی ۹۶ ، ۱۶:۵۶ طلوع ماه
سلام نیلوفر جان.
مبارکه:-)
انشالله پولش هم جور میشه.
توکل کن به خودش.
پاسخ:
سلا طلوع جان
ممنونم
ان شاالله
امیدمنم به خودشه فقط
۱۸ دی ۹۶ ، ۱۰:۵۰ بـانـوی بـرفـی
نمیدونم چطوری منو ترسونده بودن که فکر میکردم داخل بالشت  جوجه و مرغ هست که پر میاد بیرون  خوب من از جوجه و مرغ هم وحشت دارم😀
پاسخ:
آخییییی،حتماکوجولوبودی میگفتن میان میخورنت😁
من ازپرنده ها نمیترسم کلا،مخصوصا نرغ وجوجه که خیلی ناز میشن.
سلام
مطالبتون خیلی خوب و آموزند و جذابه
لطفا ادامه دهید
خخخ
آپ کن دیگه 
مرررسی اهههه
پاسخ:
سلام خیلی ممنون ازلطفتون خانم باادب خخ
چشم ادامه میدهیم 
مرسی اه 
بیشتر دلخوری ها از سوءتفاهم شروع میشه.خوب شد که متوجه علت قهرش شدی.کار خوبی کردی که باهاش مهربونتر شدی.

من که به همسرم گفتم اگه من مردم اصلا نباید برام مراسم بگیری.دوست ندارم یک هفته کل فامیل زندگی شون و برای من تعطیل کنن و کلی بریز و به پاش بشه.

امیدوارم پولش جور بشه .
پاسخ:
دقیقا ومشکل اینه حرف نمیزنیم تاحل کنیم.
عهه منم گفتم به شوهرجانم.دلم نمیخوادکسی بامرگ من اذیت بشه
ان شاالله فعلا دنباله وام میگردیم.
آفرین به مادرشوهر. کم پیدا میشه مادرشوهر اینطوری. مادرشوهر من که تا حالا از این کارا نکرده که پشیمون بشه
پاسخ:
خب خودش مقصربوده دیگه.مخصوصا اینکه پسرش گفته من شاهد رفتارت بانیلوفربودم.نمیتونسته خودش رو مظلوم جلوه بده.
۱۶ دی ۹۶ ، ۲۳:۱۷ بـانـوی بـرفـی
انشالله جور میشه خدا بزرگه
مبارکتون باشه
خدا بگم چیکارشون کنه یه سال نشده واسه من دکتر ردیف میکردن نمیفهمن که این چیزا خصوصیه
وای چقدر بدم میاد کسی با حرف وداد زدن گریه کنه خودمم همیشه وحشت میکنم بی صدا هم میشه اشک ریخت ولی مادرشوهر تو دیگه نوبره😀
تموم ترس های من ریشه در کودکیم داره فکرشو بکن من بچه بودم از بالشتی که پر داخلش بود میترسیدم و نمیخوابیدم
پاسخ:
ان شاالله.ممنونم
واقعاااا!اونا دیگه خیلی مسخره بودن.
مادرشوهرمنو میدیدی چی جوری گریه میکرد اونم برای کسی که 92سال عمرکرده.
همیشه همینطوره ترس های کودکی خیلی تاثیرات بدی دارن روآدم.چرا ازپر میترسیدی؟من چندشم میشه نمیخوابم.
۱۶ دی ۹۶ ، ۱۹:۲۴ بانوی تیر ماهی
سلام نیلو جان :-*

مبارکتون باشه سند خونه ♥ ایشالا بهترین اتفاقات بیافته واستون :-*

خب 4 سال همچینم دیر نیست اما بهترین زمان برای بستن دهن مردمه ;-) بعدشم به نظرم که بچه به خودم آدم ربط داره وقتی بچه میاد آیا خرجش رو دیگران میدن ؟ نع فقط دهنشون بسته میشه که آره نازا نیس >.<  با حرف مردم زندگی نکن که آدم رو پیر میکنن :-((

مادر شوهر است دیگر :-))))))))
پاسخ:
سلام بانوجان.
خیلی ممنونم.
بعدکه یکی میاری گیرمیدن که این تنهاس دومی رو بیار.
مادرشوهراست دیگر وآزارهایش
۱۶ دی ۹۶ ، ۱۴:۲۰ فری خانوم
سلام عزیزم
مبارک باشه توکل به خدا مطمئن باش پولش جور میشه
باید گل گرفت در دهن این آدما رو 😠
مادرشوهر چقدر دیر زبون بازکرده خب اینا رو زودتر میگفتن 😆
منم از این ترس ها دارم حتی سر یه مسئله کوچیک که برای هیچ کسم نمیگم چون می دونم درک نمیکنن😔
پاسخ:
سلام فدی جان
ان شاااله امیدم به خودشه

با بتون بهتره ها خخ

اونم شوهرجان باهاش صحبت کرده والا هنوزم دهن بازنمیکرد.

الهی بگو من درک میکنم،چون خودمم برام پیش اومده

انشاءالله خونه مبارکتون باشه و بخیر و خوشی

درمورد بچه ی بار عمه همسر رو شستم جلوی همه ، دیگه کسی جرات نکنه دهن بازکنه ؛ متنفرم ازین سوال!!!


واااا خب از گریه زاری اذیت میشی ، چ ربطی ب افکار کودکانه داره ؟؟؟؟ ب حرف بقیه اهمیت نده چون خودت فقط اذیت میشی ، هرطور راحتی زندگی کن ، انشاءالله همیشه شاد باشی

پاسخ:
مرسی
آره خونده بودم اون سری،اینوهم ازنزدیک ببینم میشستمش امافعلا ازمن دوره.

آخه یکی برام کامنت گذاشته که برام متاسفه وحالش به هم میخوره وبلاگمو میخونه،میگه خیلی افکارم کودکانس و مشکل روانی دارم خخخ
من که مشکلی ندارم.
به به سند دار شدن خونتون مبارک
نمیشه با همون سند وام بگیری کارت راه بیفته؟
اینجا تا 60 تومن وام میدن
آخی چه ترس بدی دادی از داد و بیداد. مادرشوهرت چه توقع جالبی داشته😂
نیلووووو من یه جا واس نازایی سراغ دارم تو یزد. نمیخوای آدرس بدم😅😅😅
پاسخ:
مرسیییییی
میخواییم همون کاررو بکنیم اماخب ما دوتا وام گنده دیگه ازبانکا گرفتیم نمیدونم چی جوری پسشون میدیم.

آره چون بچه هم بودم تاثیرش خیلی روم مونده،کلا ازصدای بلند میترسم،باورت میشه تا حالا داد نزدم؟یا کسیو با صدای بلند صدا نکردم؟خخخ

خخخ بده دیگه چاره جیه یه سر بیام نه که شونصد ساله نینی دار نمیشم لازمه.
۱۶ دی ۹۶ ، ۰۸:۴۶ الناز الناز
نیلوفر ملت بیکارن حرف نزنن و فضولی نکنن میمیرن...آخه بگو به شما چه حتما لزومی نمیبینیم فعلا بچه دار بشیم...خوشحالم که روابطتو با مادرشوهرت به حالت عادی برگردوندی...ایشالا دیگه از این به بعد همش آرامش باشه واستون...خونتون مبارکتون باشه ایشالا پولشو هم جور کنین و راحت شین...
پاسخ:
این دوستم کلا عاشق گیر دادنه،حالا میدونه من دوبار حامله شدم و نموندن.

مرسی آره دیدم اگه بد باشم این سری من مقصرشناخته میشم.

ممنونم ان شاالله که جوربشه.
به سلامتی.پولم جور میشه انشالله.
وای که این مردم کی میخوان درست بشن
منم مراسم ختم دوس ندارم:(
پاسخ:
ممنونم.ان شاالله

درست نمیشن من که امیدی ندارم😁

منم همینطور،مخصوصا اگه خیلی شیون وزاری بکنن،نمیتونم تحمل کنم.
خدا بگم این قشر فضول رو چکار کنه ااای خدا همه جا هم هستن ،اگه عکس سونو هم نشون بدی بازم انقدر حرررف دارن که بگن !
حالا که مادرشوهر اعتراف کرده میتونی یکم مهربون بشی باهاش ولی خوب الان میدونی که حد صمیمیتت چقدره!
منم یه ترس از بچگی باهامه ،منم نمیدونم گربه پریده رو چنگم زده یا چی گربه میبینم در حد مرگ میترسم و فرار میکنم ،میفهممت چی میگی  
پاسخ:
همه جااااا،آره والا مخصوصا این رفیقم حتما یه چی دیگه میگفت،کلا مدلشه.

الان دیگه سوال میپرسه یه کم مهربونتر حرف میزنم،اما حرف نزنن حرف نمیزنم همچنان،به شوهرجانم ،فتم،الان آشتی کنم دوباره چندماه بعد مامانت قهرمیکنه،همون بهترکه رابطمون اینجوری بمونه.

ترس بچگی خیلی رو آدم تاثیرمیذاره،مخصوصا حمله حیوونا هم باشه.
بعضیا فک می‌کنن اگه حرف نزنن بقیه می‌گن لالن. 
وای خدا زن گنده سر این موضوع قهر بوده؟ چقد نینی کوچولوه. بعد تو اون مراسم گریه زاریش حواسش بوده که تو نچسبیدی بهش؟ خدایا به همه بیماران روانی شفای عاجل عنایت بفرما.
پاسخ:
مخصوصا این رفیق من،نشده یه بار حرف بزنیم من ازش ناراحت نشم.

دقیقا سر یه موضوع به این مسخره ای،آدم وقتی عزاداره حواسش هیچ جانمیشه اما این مثل اینکه حواسش به همه جابوده.اینقدم کینه ای بوده که دوماه ونیم قهربوده اونم شوهرجانم حرف زده باهاش وآشتی کردن مثلا.
الهی آمیییییین.
مبارک باشه سند خونه به امید خدا پول هم جور میشه 
وای از حاملگی نگو الان از عیادت مادر و نوزاد ده روزه اومدم تا بچه ی دومم برام آرزو کردن و هنوز حامله نشده تشخیص بچه ی پسر دادن و کلی توصیه و ترسوندم از زایمان طبیعی در تمام طول این حرفاشون من این شکلی بودم :))))))))))))))) انقد الکی خندیدم گونه م درد کرد ،لال نمیشن چرااااااااااااا؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
عزیزم ،نیلو جانم واقعا بچگی و بعضی ترسا حتی تا صد سالگی دست از سر آدم برنمی‌ داره بهت حق میدم 
پاسخ:
مرسی آیلین جان،ان شاالله.

خخخ پس حسابی رو مخت رژه رفتن،خیلی بدم میاد گیر میدن به بچه دار شدن آدم،اونم مسئله خصوصیه خب.

بعضی وقتا مغزآدم بدجوری تو خودش ثبتشون میکنه اتفاقات رو.نمیشه هم به همه توضیح داد بعد همون میشه مشکل تو زندگی
انشالله بتونین یه وامی بگیرین و پول خونه جور بشه 

عه بسلامتی رفع کدورت شد 
فقط جالبه که بدون اینکه حرفی بزنه قهر میکنه خخخ 


پاسخ:
ان شاالله امیدوارم.

آره بالاخره حرف زدیم،یادته چقد حالم بد بود؟
دقیقا منم به شوهرجان گفتم،خدا زبونو داده برای چی؟

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">