دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

به نظرم خیلی ترسناکه
آخر دی ماه باشه
اما تو با لباس آستین کوتاه و یه سوشرت بری بیرون و سردت نشه.
آخه چرااااااا!!!
نه به پارسال نه به امسال.
ازبرف هیچ خبری نیست.
خدایا پس کی؟





همسایه روبرویی  میگفت یکی ازهمکاراش سرطان داشته
وقتی به خواهرشوهرش میگن،سکته میکنه ومیمیره
آخه عروس وخواهرشوهرخیلی به هم علاقه داشتن.
تاچهلم خواهرشوهر،به عروس نمیگن که مرده.
بعدیه مدت کوتاهی هم عروس فوت میکنه ومیمیره.
کنارهم خاکشون میکنن.





برای یه کاری رفته بودم نیروی انتظامی تا عدم سوپیشینه بگیرم.
اصلا فکرشو نمیکردم این همه خوش اخلاق و مهربون باشن کارمندای خانومش.
با لبخند سوالاتو جواب میدادن 
همکارشون که نبود برای اینکه علاف نشم،میومدن وانجام میدادن.
خیلی خوشمان آمد😁
بقیه اداره جات وکارمندای بانک هم یادبگیرن خوب میشه ها.





فکر کنم منم به زودی مرحوم بشم.
دست سمت چپم درد میگیره
بعدش میشه مثل یه تیکه یخ.
دمای دوتا دستام قابل مقایسه نیستن.
به شوهرجانم میگم دیگه رفتنی شدم.
میفرمایند:کی ان شاالله؟دوست داری تو مراسمت غذا چی بدیم؟😁
بعدشم برام یه مراسم ترحیم گرفت و یه دور مرثیه سرایی نمود.
خیلی خوشحاله،امانمیدونه ما آدمی نیستیم که خوشحال کنیم کسیو😈
من که ازخدا عمر نوح خواستم
ببینیم چقدرش رو بهمون میده.

نظرات  (۱۵)

نباریدن برف و بارون میگن تقصیر دولتمردان دزد و گرگ و ف ا س د می باشد...
والا یه قالیباف مونده ببود خبر دزدیشو بدن
دست دردت خوب شد یا نوحه سرایی ادامه داره
اررره نیرو انتظامی مرداشون هم عشق شدن.. خخخخ من گوشیم گم شد سر و کارم بهشون افتاد عاششق مرامشون شدم خخخ
پاسخ:
دقیقا همینطوره.
کم شده اماهرازگاهی هست.
کلاخیلی خوب شدن،قبلاها آدم میترسید ازشون
دکتر برو، شاید قلبت باشه. 
چه عروس و خواهرشوهر خوبی. نادر بودن. 
پاسخ:
فک نمیکنم،به خاطر استرسه.

خیلی،خدا رحمتشون کنه
جملات خیلی زیبا بود
به اخری خیلی خندیدم البته دور از جون همه همسرا انجورین انگار خخخخ
پاسخ:
مرسیییی
نه بابا،یه سری مردا حداقل یه زبونی میریزن و کلی هندونه زیربغل زناشون میذارن
اما این شوهرجان ما کلا خیلی روراسته😂

ی قشری در جامعه هستن که کلی کتاب های خاص و قطور رو میخونن و کلی دوره های وحشتناک رو میگذرونن و در انتها بهشون میگن دکتر ! این قشر سختی رو تحمل میکنن برای اینکه وقتی کسی دستش درد گرفت ، ی سر بهشون بزنه ! ملتفتب که عزیزم ؟


لذا شما اول ی یری ب این قشر خاص بزن بعد درباره نوع غذا و اینا صحبت میکنیم .



دلم لک زده برای سرما و بارون و برف ... خدایااااا تروخدا

پاسخ:
اوهوم😁ملتفت گردیدیم،اما خب حس وحال دکتر رفتن ندارم.
دکتر رفتن سرتاپاش دردسره

تهران شماکه بارید ماکه کلا به شهر برف وسرما معروفیم چرااااا نمیباره؟

به سلامتی انگار از دیشب رسما زمستون شده دیگه.شاید هم برف بیاد ،سوز برف که میاد ولی واقعا امسال خیلی کم بارون اومده.

ما هم از همین جا  از برادران و خواهران نیروی انتظامی تشکر می کنیم.
یه بانک تو شهرمون کارمندهای خیلی مودب و خوبی داره.واقعا  به مشتری ها احترام میذارن و معطل شون نمی کنه.خدا خیرشون بده هر کسی رو که وجدان کاری داره.


ان شاالله زیادش و بهت بده.
پاسخ:
اینجا هوا برفی میشه اما نمیباره.هی خوشحال میشیم هی ناراحت میشیم.

ماهم تشکرمیکنیم.

وااای چه خوب،ماهم یه بانک خوب داریم این مدلی،اما یه بانکی هست مزخرفن کارکنانش.

ان شاالله
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
برف که نگو.انقد دلم تنگ شده
عه اون دو تا از نواد روزگار بودن که 
منم برا سوءپیشینه رفته بودم. ناخنونامو دو رنگ لاک زده بودم.اونی که اثر انگشت میگرفت انقد خوشش اومده بود :)))
منم یه بار به همسرم گفتم اگه من زودتر بمیرم چیکار میکنی؟
گفت ناراحت نشو ها اما واقعا ارزومه که بعد ۱۲۰ سال بعد تو بمیرم.دوس ندارم زنم بدون تکیه گاه بمونه
راستی رمزم *****
پاسخ:
منم،امروز یه کم قیافش شبیه هوای برفی بود امابعدش نبارید.

خیلییییی باورم نمیشه همچین عروس وخواهرشوهری باشه،حیف شد که مرحوم شدن

یه خانومس خیلی باذوقه،پوست دستم خشکه میگفت چیکارکنم تا نرم بشع،خیلی دوست داشتنی بود.

چه قشنگگگگ گفته.

۲۵ دی ۹۶ ، ۱۴:۲۲ پرنسس معتمد

پس چرا اینجا اینقد سرده؟؟؟؟؟؟ من چرا همش سردمه؟

دلم سوخت برای خواهرشوهر و عروس. بیچاره داماده هم خواهرشو از دست داد هم زنشو.

فکر کنم استرس این کار رو باهات کرد. نگران نباش. همه چی درست میشه.

راستی منم هر وقت می گم رفتنی ام همسر سریع میفرمایند کی انشاءالله؟


پاسخ:
اینجاهم دو روزی هست سرد شده.

منم برای داماد غصم شد که یه جا دوعزیزش رو ازدست داده.خیلی سخته ها تحملش.

آره خودمم همین فکر رو میکنم،این روزا روزای خوبی نیستن اصلا.

خخخ دوتاشونم بی ادبن،والا
۲۴ دی ۹۶ ، ۱۱:۴۳ فری خانوم
انشالله که چیزی نیست و زود خوب میشی ... دکترم بری بد نیست خواهر
عجب خواهرشوهری!!!! روحشون شاد
پاسخ:
دکتر که نه،حالشو ندادم اصلا.

خواهرشوهر نبود که جواهر بود،خداقسمت همه عروسا بکنه،روح اون دوتا هم شاد.
سلام نیلو جانم 
برف که نگو واقعا آدم می ترسه این وقت سال و دریغ از یه برف 
خواهر شوهر اینهمه خوب ؟؟؟!!!!اصلا پشیمون شدم چرا تا الان نداشتم خخخخ حالا شانس چیز من یکی از اون دیو هفت سراش نصیبم می شد 
ما هم بعضی وقتی ازین مراسمای هفت و چهل داریم نه تنها خودمون حتی بابام دور از جونش میگه تو مراسم ختمم زیاد گریه نکنید آبروم پیش همکارام بره خخخخ شیک بپوشید اصلا فانتزیایی داره ها ،منم به الف گفتم دیدی نفس نمی کشم یکی از آبجیا یا مامانمو بیار خونه رو تمیز کنه  نگن خدا بیامرز بی سلیقه بود :)))))

پاسخ:
سلام آیلین جان
نباره که تابستون بیچاره ایم،خداکنه ازبهمن روزای پربرف داشته باشبم.

بهترکه نداری،خانواده شوهرهرچقدر کوچیکتر بهتر

ماهم زیاد راجه به مرگ حرف میزنیم،خوبه دیگه آدم بدونه چیکارباید بکنه،الان شوهرجان من میدونه من مردم چه کارایی بکنه

واقعا بحران آب جدیه. نمی‌دونم چرا سرگرم چیزای دیگه‌ان. من بودم فقط به آب فکر می‌ کردم.
چه عروس خواهرشوهر عجیب و نایابی.
ولی من خوشم نیومد ازشون. خواهرم باهاشون دعواش شد
پاسخ:
نمیدونم.خیلی نگران کنندس،بدون آب چطورمیشه زندگی کرد!

واقعا هم عجیب ونایاب.که اونم عمرشون به دنیا نبوده متاسفانه.

عههه مال ماخوب بودن بیاشهرماکاراتو بکن😁
۲۳ دی ۹۶ ، ۲۰:۳۵ بانوی تیر ماهی
فکر کنم سال دیگه محصول و میوه نداشته باشیم یا خیلی کم باشن با این اوضاع :-(
آخـی ناراحت کننده بود :-(

خدا نکنه چیزیت بشه دختر جان :-* ایشالا کنار همسر فسیل شید ♥
پاسخ:
و ممکنه باز میوه گرون تر هم بشه وبعدشم همه چییی.

خیلی منکه اشکم دراومده بود،خود همسایمونم گریه میکرد.

ان شاالله،دعای باحالی بود
۲۳ دی ۹۶ ، ۱۹:۱۹ بـانـوی بـرفـی
عزیزم خدا بزرگه 
میدونم سخته ما خودمون دو تا واممون هر کدوم دوتا قسط عقب افتاده 
یه مدت خیلی درگیر بودم واسترس داشتم ولی جز مریضی هیچی نداشت 
پاسخ:
آره خیلی بزرگه،تا الان هم خیلی دستمون رو گرفته،نگرانیم فقط به خاطر شوهرجانمه.
ای بابا،ماها هم که وام نگیریم کارمون پیش نمیره که،خدا کمکمونککنه بدیم تموم بشه و راحت بشیم هممون.
قبول دارم مریض هم بشیم که کار درست نمیشه که هیچ،اوضاع بدتر هم میشه.
باید سعی کنم بیخیالش بشم
منم خیلی غصه میخورم واسه کره زمین 
خدا انگار خیلی ناراحته از بنده هاش 

من هلاک محبت بین خواهرشوهر و زنداداش شدم :'(

خدانکنه دیوونه 
پاسخ:
خیلی خیلی ناراحته.اینجوری هم حالمونو میگیره.

اوهوم منم همینطور،مگه میشه همچین محبتی آخه.خدا هردوشونو بیامرزه.


۲۳ دی ۹۶ ، ۱۳:۳۸ بـانـوی بـرفـی
خیلی وحشتناکه تا سی سال آینده خشکسالی کامل واسه ایران زده شده و رتبه چهارم خشکسالی از چهل تا کشور شده😵
به سرم زده بزارم برم
خدا رنمتشون کنه
ماجرای جالبی بود
بعضی کارمندا خیلی خوبن البته من داخل بانک همیشه یه اشنا کارم رو راه انداخته وگرنه آدم روانی میشه اما از بیمه تا دلت بخواد پرم😡
خدا نکنه ما حالا حالاها بهت احتیاج داریم
احتمالا استرس داشتی اینطوری شدی  اگه میترسی برو دکتر مثه من نشی 
پاسخ:
خیلی،بعضی وقتا به ایناکه فکر میکنم میگم بچه بیارم که این چیزارو ببینه؟

بعضیاشون واقعا عالین،خیلی مهربون وباحوصله جواب میدن.

آره این مدت به خاطر مسئله خونه خیلی استرس دارم،به فکرشوهرجانم که چی جورمیخوادازپس بدهی ها بربیاد.

امروز که قشنگ بوی اواخر اسفند و بهار میاد 
چه عشق افسانه ای بود خواهرشوهر و عروس!!خدارحمتشون کنه 
دور از جوووونت ما حالا حالا میخوتیم بیایم وبت بخونیمت 
خب کاش بری یه دکتر ،گرم بگیرش 
پاسخ:
دقیقا بوی بهارمیومد،یه لحظه خیلی ناراحت شدم.نمیدونم تا کی اینجوری میشه.

به شوهرجان میگم خیلیه ها خواهرشوهرواسه آدم بمیره،خدارحمتشون کنه.

خخخ نه حالاحالاها هستم بابا.
حسش نیست برم دکتر.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">