دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

پدرشوهر مفقودالاثرم قدم رنجه فرمودن برگشتن.

اماخب تو این یک ماهی که برگشته ما روی ماهش رو ندیدیم.

فکر کنم باید اعمالمون رو صالح کنیم.




مامان و بابای من نسبت به وسایلشون یه حس عاطفی دارن

ماشین قبلیمون رو که میخواستیم بفروشیم،ناراحت بودن

رفتن یه مدل کوچولوشو خریدن و گذاشتن رو میز تلویزیون

تازه ماشینمون اسم هم داشت:عروس

مثلا لاستیکاشو که عوض کرده بودن میگفتن کفشای عروس رو نو کردیم.

اما من خیلی راحت دل میکنم.

اگه پولدار بودم،مطمئنم ازاونایی بودم که هر سال وسایلشون رو نو میکردن.

نتیجه میگیریم قدیمیا خوب گفتن خدا خر رو شناخت شاخ نداد😁




رفته بودم مغازه شوهرجان،براش نهار برده بودم.

داشتم کارشون رو انجام میدادم که اجازه نداد.

میگه الان یکی میبینه،میگه ببین اوضاعش اونقدر خرابه که زنش داره کار میکنه.

بهش میگم خب چی میشه کار کنم.

گفت خیلی چیزا میشه.

از دست این مرد،چی میشه گفت بهش!

کار کردن گه عار نیست،خیلی هم خوبه.

نظرات  (۱۴)

قضیه مفقودالاثر چیه ؟

این کار کردن هرجا ی جوری داستانه :)))

پاسخ:
پدرشوهر یهو میذاره میره اما نمیدونیم کدوم شهر و جیکارمیکنه.
فعلا که برگشته وهست تا کی؟نمیدونیم.

اوهوم،شوهرجان من دوست نداره اما به نظرمن بد نیست هرازگاهی کمک بکنم.
توضیح نمیده کجا بوده؟
پاسخ:
اصلا خودشو نشون نمیده که حالا بخواد توضیح بده.من ندیدمش خیلی وقته.
معمولا آدم از یه سنی نسبت به وسایل هاش حس عاطفی پیدا می کنه.من هم تنوع طلبم.
چه اسم جالبی برای ماشین گذاشته بودن.
پاسخ:
آره فکر کنم به خاطر سن وسالشون باشه.
من هم،شادم میکنه تغییرات حتی کوچولو.

آره اسم ماشین جدید رو هم گذلشتن عروس.مامانم میگه دلمون نمیاد اسمشو چیز دیگه بذاریم.

پدرشوهرت احتمالا تعدد زوجین داره. حالا موقت و غیر موقتشو نمیدونم. حالا اینا مهم نیست مهم اینه که رؤیت نشن. کاش مادرشوهر رو هم با خودش میبرد. که دیگه نور علی نور بود.

این دوره زمونه چرخش چرخ زندگی با یک دست سخته. زن اگه بتونه کار کنه مرد نباید مخالفت کنه. ولی خب بعضی مردا غیرتی ان دیگه.

پاسخ:
کی میاد زن این بشه آخه.
وااااااای اگه میبرد باخودش چی کیفی میکردم من،چه آرامشی داشتم من.

منم همونو میگم بهش،میگم چه اشکالی داره کمکت کنم،اماقبول نمیکنه،به غیرتش بر میخوره مثلاااا
۲۶ آذر ۹۶ ، ۱۲:۴۰ بانوی تیر ماهی
پدر شوهرت احتمالن یه زن دیگه نداره ؟ :-/

منم به یه سری از وسایلم خیلی حس وابستگی دارم :-))

خب مگه شغل همسرت چیه که توام میتونی کار کنی پیشش ؟ این به نظرم خیلی خوبه ها دو تایی کار کردن باعث پیشرفت بیشتر آدم میشه ;-)
پاسخ:
فکر نکنم کسی حاضربشه زنش بشه.

جدا؟من اینجوری نیستم تعلق خاطر ندارم.

مغازه داره،چیزمیز میفروشه.خخخ
دوتایی کار کردن یه خوبیش اینه که همیشه پیش همیم
چه پدرشوهر لعبتی داری  
جالبه. من نسبت به بعضی وسایلم حس عاطفی دارم. خونوادمم
پاسخ:
آره بابا،حالا کجاشو دیدی.

جدا؟من شاید برای بعضی چیزا یه چندساعتی ناراحت باشم امابعد یادم میره،کلا بیوفام😁
همینطوری پدر شوهر مفقودالاثر می‌ره که مادر شوهر خلأ های عاطفیشو میخواد با بچه هاش پر کنه واقعا چی بگم کدوم مقصره خدا داند فقط بچه‌ها می سوزن 
ای جانم چه  باحال ولی من وابسته نیستم اصلا 
الف خیر ندیده هم مخالف کار کردنه آرایشگاه هم اجباری بوده چون محیطش کلا زنونه است ایششششش
پاسخ:
دقیقا،متاسفانه ما باید جور کمبودهای مادرشوهر رو بکشیم،حالا خداروشکر پسرهاش خوبن کمک حالش هستن وگرنه دق میکرد.
تو این مشکلات جفتشون مقصرن،مادرشوهرم از اول چسبیده بوده به بچه هاش،شوهر رو ول کرده بوده،کلا ملاحظه پدرشوهرمو نمیکرده.

منم وابسته نیستم،خوشم نمیاد.دوست دارم هی تنوع بدم و لذت ببرم.

خخخ خب دوست ندارن زور که نیست.تو هم بگو چشم
کجا بود مگه !
منم همینطوریم به راحتی دل میکنم ولی خانواده شوهرم خیلی حساسن و دل میبندن من حتی سرویس کریستالمم بشکنه خیلی برام مهم نبست همش میگم مرگ که نیست چاره نداشته باشه تازه میگم این عوض میشه بهترش جاش میاد بقیه میگن بلد نیستی خوب نگه داری وسایلتو ولی خب نمیشه تمام عمرمو بذارم پای یه وسیله که یه خطم نیفته! تغییر و تحول  خیلی لذت بخشه
پاسخ:
خودمونم نمیدونیم کجا میره.یهو میبینیم رفته و گوشیش خاموشه و تاچندماهی خبری ازش نیست.

منم دوست دارم ظرفام بشکنن اما تو این چهارسال جز لیوان چیز دیگه ای نشکسته،منم خسته شدم ازشون،تکراری شدن برام.
البته فعلا تشکنن پول نداریم بخریم😁

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
اولا که شوهر من روزی 48 ساعت هم حاضره من کار کنم افتخار هم میکنه
دوما پدرشوهرت فهمیده س حالش خوبه که میره؟
یا گیج میزنه و دست خودش نیست؟
من امروز لویی رو دادم دارم دق می کنم
رمز میدم
پاک گن بعد تایید کن
**********
پاسخ:
خخخ،منم کارکردن رو دوست دارم،مخصوصا اینکه خودم مغازه داشته باشم.
نه حالش خوبه،کلا ازاین شهر میره یه شهر دیگه.فکر کنم ویروس وارد مغزش شده.

آخییی دادیش رفت،خیلی نازبود.حیف شد.
۲۴ آذر ۹۶ ، ۲۳:۲۳ فری خانوم
می فهممت ... منم حس خوبی دارم از این کاراش 😉
اتفاقا چندبار پستاتو که خوندم به خودم گفتم چقدر شوهرجانت شبیه جان ... خداحفظشون کنه این دوقلوها رو😃
پاسخ:
پس تفاهم داریم باهم.
خدا حفظشون کنه،خوشبخت ترترتر هم بشیم.
چشمتون روشن ک پدر شوهر تشریف اوردن
مگه چه عیبی داره کار کردن؟؟
مردا کلا یه طورین
پاسخ:
چشم و دلت روشن.
نمیدونم،خوشش نمیاد،یکی اینکه فکر میکنه زن اگه کار کنه یعنی مردش بی پوله و زن مجبوره کارکنه،یکی دیگه هم معتقده زن کار کنه همش میخواد منت سر مرد بذاره،که بعضی زن ها این کاررو انجام میدن.
اعمال صالح خیلی باحال بود خخخ 

وحیدم اینجوریه بعضی کارارو نمیذاره انجام بدم 

اخی چ اخلاق باحالی 
منم فک کنم مدل توئم :دی
پاسخ:
والا،میدونی از کی ندیدمش؟

من اگه شغل شمارو داشتم،کلا شوهرجان رو مینداختم بیرون و خودم میرفتم،مال شماخیلی خوبه.

بیا ازدباج کنیم عشقم
۲۴ آذر ۹۶ ، ۲۰:۵۲ فری خانوم
شما حلقه گل خریدین بندازی گردن پدر شوهر؟
منم همینجورم ... هربار که ماشین عوض میکردیم من کلی گریه میکردم ...
چه جالب جانم مخالفه .. گاهی میخوام برم کمکش قبول نمیکنه. چندبار تنها بودم رفتم مغازه همش منو قایم میکنه پشت میز و یخچال خخخخ هی صندلیمو می چرخونه کسی چهرمو نبینه .. جدیدا میرم آشپزخونه میشینم خوشحال میشه که دیگه کسی منو نمی بینه هههه
پاسخ:
نهههه اصلا باید شتر قربونی میکردیم براش،چه بد شد ها 

عهههه من خیلی راحت دل میکنم،مامانم میگه تو قدر وسایلاتو نمیدونی.

وااااای میگما نکنه باهم برادر دوقلوان؟چون شوهرجان منم،پشت یخچال قایمم میکنه که کسی منو نبینه.
عاشق این غیرتشم،اینکه رو من احساس مالکیت داره خوشم میاد.
بعضی وقتا از عمد یه چیزایی میگم حساسیتشو ببینم.😁
۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۹:۲۵ بـانـوی بـرفـی
وای مادرشوهرت چطوری تحملش میکرده!؟
منم اگه بودم هر سال وسایلم رو عوض میکردم 
 شاید چون سخت به دست اوردن یا یه چیزی هست که واسشون ارزش داره
من که گفتم کار درست حسابی پیدا کنم میرم اما چون میدونه گیرم نمیاد مخالفت نمیکنه
پاسخ:
نمیدونم،خیلی غیرقابل تحمله کلا.
خیلی حال میده،هرسال تنوع بدی.
دقرقا چون سخت به دست آوردن،برای هرچیزی صبر کردن وزحمت کشیدن.
شوهرجانم مخالفت شدیده کار کردن زنشه،اصلا خوشش نمیاد.حتی خوشش نمیاد برم پیشش

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">