دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

من:پاشو چقد میخوابی؟

اون:پاشم چیکار کنم؟

من:پاشو با زنت حرف بزن

اون:اگه حرف بزنیم تا چندسال بعد حرفامون تموم میشه!!!

من:پس چرا زن و شوهرای دیگه باهم حرف میزنن تموم نمیشه؟

اون:کدوم زن و شوهرا؟

من:مامان و بابام

اون:همش مامان وبابام.منم میتونم اسم ببرم که حرف نمیزنن(یه خنده شیطانی هم تحویلم داد)

من:کیا؟

اون:مامان و بابام😁

همین دوتا اسم منو قانع کرد حسابی.

حالا فردا.پس فردا مثل پدرشوهر مجهول المکان نشه خوبه.





اوشون:هلت بدم بری زیر ماشین

خودم:چرا؟

اوشون:که دیه بگیرم دیگه

خودم:دلت میاد؟بدون من مزه میده بهت؟

اوشون:آره بابا،از عسل هم شیرین تره

خودم:لااقل بنداز زیر شاسی بلند،تا بتونی به پولت برسی

اوشون:خب بیمه میده دیگه

خودم:شاید بیمه نبودن،هم منو از دست میدی،هم پولارو

دیگه رسیدیم خونه و وقت نشد،موند جمعه هفته آینده ان شاالله.





تو برنامه وقتشه یه خانومی تعریف میکرد

یه آقاوخانومش رفته بودن پارک،یهو یه گربه میاد و خانوم جیغ میزنه

مرد بدش میاد و دیگه زنش رو نمیخواد.

یادم افتاد که تو خونه اولمون،طبقه چهارم بودیم،پنجره هاش خوب نبودن

وقتی باد میومد انگاری یه زن جیغ میکشه.

یه شب باد شدیدی میومد،منم از ترس گریه کردم

شوهرجان دستش رو باز کرد و من خوابیدم روش و مچاله شدم تو شکمش

تا خود صبح بیدار نشدم،یه آرامش عجیبی داشت.

اماطفلک شوهرجان،صبح دستش خم نمیشد،خشک شده بود.

به خاطر من اصلا تکون نخورده بود.

میخوام اینو بگم که ترس که دست خود آدم نیست.

مرد پیش خودش چی فکرده آخه؟

مردم به چیزای عجیبی طلاق میگیرن.




اگه بهم بگن فقط میتونی یه آرزو بکنی،اون آرزوت چیه؟

میگم کلا انواع و اقسام سرطان ها ریشه کن بشه

دیگه هیچ جایی اسمی ازش نباشه.

اینو واقعا از ته ته دلم آرزو میکنم.


نظرات  (۱۸)

سلام اون مرد و زن ازدواج  نکرده بودن
خانومه واسطه گر بود تعریف کرد اون دختر و پسر از هر نظری بگین مناسب هم دیگه بودن بعد این دونفر معرفی میکنن میرن پارک حرف بزنن گربه میبینه و جیغ میزنه پسره میگه من این دخترو نمیخوام://
پاسخ:
سلام.
آهااان
من فکر کردم ازدواج کرده بودن
خیلی ممنون از توضیحتون
۰۷ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۳۶ دختری از فصل بهار
دلم برای اون خانمه خیلی سوخت با چه دل خوشی با این مرد ازدواج کرده بوده :/ 

منم آرزو میکنم هیچ کس به هیچ مریضی دچار  نشه چه جسمی چه روحی 
پاسخ:
طفلک خانومه نمیدونسته جیغش باعث بشه شوهرش بدش بیاد.
اون مرد چقد ......


الهی آمین
میگم اون مردی که بخاطر همچین دلیل مسخره ای طلاق گرفته ، باید زودتر ازش جدا میشد =))))
مرد نبوده که ! خاله زنک بوده
پاسخ:
احتمالا خانومش رو در اون حالت ندیده بوده
احتمالا فک کرده با بروسلی ازدواج کرده و نباید ازچیزی بترسه.
صد رحمت به خاله زنک😁
آمین.

واقعا  بعضی هاچه دلایل مسخره ای  برای طلاق دارند.

عاشقانه هاتون مستدام...


پاسخ:
الهی آمین

اوهوم،ازاین دست دلایل بیخود،خیلی زیاد شده،خوشی زده زیردلشون

ممنونم مهدیا جان
با اجازه ت نیلوفر جونم منم ارزو کنم:

همه تو سلامت و ارامش باشن

امیییین
پاسخ:
اجازه مام دست شماس.

الهی آمین.
الهی آمین.
به نکات ریز و ظریفی اشاره کردی....
عجب  پدر شوهر و مادرشوهری!!!

به اوشون اگه  جنسشون مذکر بود میگفتی  که دیه شما بیشتر ، بیا تو برو زیر ماشین.....
پاسخ:
قراره بذاریمشون تو موزه.

شوهرجان بودن اوشون😁
نیلوفر انقد گیر نده به اقای شوهر خو(زبون)

الان من نقش خواهر شوهر داشتم آیا؟؟؟؟(خنده)
پاسخ:
به اوشون گیر ندم،پس به کی گیر بدم من؟کم بخوابه خب.
نوچ،نقش مادرشوهر.چون خیلی غلیظ تر بود.
الان مامان و بابای خودش موفقن؟
زوج موفق مثال بزنه؛))
پاسخ:
آره بابا به شدت موفق 😁
منم ترسم ازهمینه بشه مثل باباش.
همیشه سعی میکنم حتی شده چرت و پرت بگم اما حرف بزنه و عادت نشه براش
۰۵ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۰۸ مامان دخترم
کلا من عاشق مکالمه هاتونم ^_____^

عجب مرد بیشعوری...والا..حالا جیغ زده ک زده

واقعا کاش ریشه کن میشد
درد بدیه لامصب
خدا نصیب گرگ بیابون نکنه
پاسخ:
😁😁😁باتشکر

اوهوم،خانومه میگفت خیلی به دلایل بیخودی یه عده طلاق میگیرن.

کاش،فکر این تا زنده ای فقط باید درد بکشی دیوونه کنندس،کاش تموم بشه بره.
😉😉😁
ووووویی هفته دیگه نرسه صلوات 😍
منم به گربه فوبیا دارم تو خیابون دیدن حرکاتم خنده آوره ولی خودم وحشت دارم اونموقعه 
الهههههههههی آمین برای دعای زیبات

پاسخ:
خخخ بادمجون بم آفت نداره.

جدا؟من عاشق گربه هام،ازاونا شیرین ترم مگه داریم؟
پس دیدن داری 😁😁😁😁

الهی آمین.
سخت ترین روزای زندگی م ، روزای بیماری مامانم بود ... الهی به آرزوت برسی که آرزوی قلبی من و خانوادمه ... ما ۲ تا فوتی سرطان هم داشتیم و واقعا زخم خورده ایم ...
پاسخ:
ان شاالله،مادرتونم سلامت بشن.

واااای چه بد،تو خانواده شوهرجان منم هر کدوم با یه نوع از سرطان مردن.

بیماریه مزخرفیه.کاش نباشه دیگه
مردا همش دوست دارن برا زنا ناز کنن بعد به ما زنا میگن لوس هستید 
واقعا یه مرده به خاطر جیغ زنشو نمیخواسته ؟حای بسی تعحب است 
پاسخ:
خخخخ مردا این مدلی ان،میبینی حسودن اما گردن نمیگیرن و میگن فقط زنا حسادت میکنن،فقط بلدن بگن ماها خوبیم.

اوهوم،ازاینجور طلاقای بیخود زیاده،الان یادم نمیاد یه چندتاییشو تعریف میکردم برات
خدا نکنه مث اون باشه ایشالا همیشه بگید وبخندید 
عجب مکالمه هایی تو کف حرفاتونم :))))
الف کلا میگه من نمی تونم سمت تو بخوابم خوابم نمیبره روشو می کنه اونور میخوابه چه برسه به اینکه بخواد تا صبح منو بغل کنه ما همدیگرو لگد نرنیم خوبه
آرزوی همه ی ماست انگار 
پاسخ:
خیلی ممنونم آیلین جان.

حجم عاشقانه های مکالماتمون بالاس،هضمش یه کم سخته خخخ

ماهم همینطور،فقط سرشب اجازه میداد اما الان نه.شب بخیر میگه.پشتش رو میکنه به من،
حالا جالبیش اینجاس سمتمون رو عوص کردیم،اما باز پشتش رو میکنه به من.
شوهرجان منم بدمیخوابه،همش میاد تو جای من منم کم میمیمونه پرت شم پایین.

اوهوم.ان شاالله برآورده بشه
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۴۴ بـانـوی بـرفـی
اتفاقا منم چند شب پیش سر همین باهاش بحثم شد یه سره دراز کشیده فقط کم مونده غذاشون رو دراز کش بخورن
پاسخ:
نکنه باهم فامیلیم😁
منم دعواش میکنم،اماکیه که گوش بده 
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
تو حرفای *** کلی عشق نهفته شده :)

وااا چقد لوس بوده مرده اه بدم میاد از ادمای بهونه گیر 

کاااش:'(
پاسخ:
بله کاملا واضح و مبرهن است خخخ

کامران تفتی هم همچین قشنگ مسخرش کرد،حالم جا اومد.

کاش میشد
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۴۶ بـانـوی بـرفـی
نمیدونم چرا مردا انقد دوست دارن ولو باشن یا خواب😁😳
ای نیلوی خبیث تو هم خوب تیکه میندازی ادامه شو جمعه ی دیگه بگو
چه مرد بی جنبه ای والا اگه مردا اینطوری بودن من وتو هرجا میرفتیم برگشت میخوردیم😀
من زمستونا که رعد وبرق وباد زیاد بود صبحا میرفتم خونه ی مامان شبا برمیگشتم انقد شجاع بودم😀
خداکنه .امین...
یکی از فامیلای همسایه ی مامان اینا پارسال پسرش سرطان کبد گرفت مرد امسال خودش دیروز خاکسپاریش بود
پاسخ:
مخصوصا شوهرجان من،کلا نشستن هم بلد نیست،همیشه درازمیکشه حتی موقع میوه خوردن.
ما اینیم دیگه،اگه زیر ماشین پرتم نکرد میام 
والا،ترس که دست خودمون نیست،منم از رعدوبرق میترسم یه سوراخی گیر میارم که به هیچ کجا دیدنداشته باشه و قایم میشم و گوشامو هم میگیرم نشنوم.الان باید شوهرجان خیلی وقت بود برگشت میزد منو.

آمین.
ای جان،طفلک خانوم خونه،خدابهش صبر بده.
اصلا عاشقانه های شما دوتا خیلی خاصه.مشخصه که جنبه ی خیلی بالایی داری نیلوفر که همسرت راحت باهات شوخی میکنه
اون مرده هم میخواسته طلاق بده دنبال بهانه بوده.😐
واقعا کاش ریشه کن بشه😣
پاسخ:
ماخیلی کم حرف میزنیم،وقتی هم حرف بزنیم این مدلی میشه
آره من به این زودیا ناراحت نمیشم،یه کم اخلاقم مردونه س انگاری دوتا پسریم شوخی میکنیم.

بهانه بهتر گیر نیاورده،بعضی مردا شورش رو درآوردن دیگه.

کاش،خیلی سریع همه جارو گرفته ولم نمیکنه 
۰۴ شهریور ۹۶ ، ۱۹:۴۰ محمد حسین ظرافتی
سلام
وبلاگتون عالیه
خوشحال میشم با شما تبادل در دنبال کردن داشته باشم.
پاسخ:
من لینکدونی ندارم.