دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

اونایی که تو کار ساخت و ساز آپارتمان هستن

خیلی راحت کم کاری میکنن و فکر عواقبش رو نمیکنن.

ساختمان بغلی ما،سنگ نماش جوریه که هر سری یه تیکه جدا میشه و میفته

اینکه میگم یه تیکه،تیکه بزرگ.

سری پیش دقیقا جایی ریخت که همسایه های ما ماشین پارک میکنن.

اگه یه دفعه یه آدم زیرش بود ازنوک سرش میرفت تو و ازغبغبش میومد بیرون.

به شوهرجان میگم خوبه بنزمون رو اونجا پارک نکردیم.خخخ

کی میخواست خسارتمون رو بده آخه.





یه اخلاق بسیار بدی که شوهرجانم داره اینه

که وقتی ازصبح میره تهران و تا شب برمیگرده

به جای اینکه بیاد خونه،باخودش بگه ازصبح زنم رو تنها گذاشتم

امروز رو زودتر برم پیشش

دیرتر هم میاد.

این یعنی ذره ای هم دلش برای زنش تنگ نمیشه.

وقتی هم اعتراض کنی

میفرمایند:مگه من برای خوشگذرانی رفته بودم؟

اون موقع است که دلم میخواد خرخرشو بجوام.





یه سری از مردم هستن،کاری ندارن تو چی نوشتی

حتی حاضر نیستن یه کم توجه و فکر کنن.

یکی نوشته به دخترکوچولوی سابقم تبریک میگم

یه عده نوشتن یعنی  دیگه دخترتون نیست؟

وچندتا کج فهمی های دیگه هم نوشته بودن.





چقد ناراحت شدم،

راست میگن ظاهر زندگیه آدم ها رو ملاک قضاوت قرار ندیم.

فکر میکردم خوشبختن و خیلی هم خوشبختن.

اماخانومش گفت،شوهرش هیچ تمایلی بهش نداره

با اینکه تازه ازدواج کردن اصلا رابطه گرم و صمیمی ندارن.

میگفت مثل دوتاپسر زندگی میکنیم.

خیلی کم باهم حرف میزنیم.

میگفت فکر میکنم ازمن بیزاره.

امیدوارم رابطه شون خوب بشه.


نظرات (۱۲)

مادرشوهرت خیلی پررو تشریف دارن خوبه که جوابشو دادی 
پاسخ:
خیلی،اصلا میدیدی باچه حالتی گفت،هروقت یادم میفته عصبانی میشم.
آره بابا تصمیم گرفتم دیگه نیلوفر سابق نباشم که بخوان سوارم بشن
مورد اول برای ساختمون ماهم پیش اومد یک ماه پیش. اگه روی سر یکی افتاده بود مرده بود. شهرداری هم بهمون اخطار داده ولی هیچ کس پیگیرش نیست.
پاسخ:
بالاخره یکی باید کاری بکنه.
ساختمان بغلی مارو سنگاشو با پیچ چسبوندن دیوار،انیدوارم دیگه نیفته.
همش میترسم رد بشم
ظاهر زندگی ادما خیلی خیلی با باطنشون متفاوته ، خدا کنه درون و بیرون زندگیمون ی شکل باشه انشاءالله :)
پاسخ:
خیلی،من همیشه فکر میکردم چقد باهم خوبن،همش باهمن،همش در حال گشت وگذارن
اصلا فکرشو نمیکردم،به قدری شوکه شدم که کم مونده بود اشکم دربیاد.

  • الناز الناز
  • سلام تازه با وبلاگتون آشنا شدم سبک نوشته هاتون دلنشینه ...الان دیگه ساختمون سازی بساز بفروشی شده هزینه کمتر،دزدی تو مصالح ،کارگر ارزونتر و ....حالا باز خدا رو شکر نما میریزه خونه سرجاشه...فکر نکنم شوهرت از قصد دیر بیاد خونه...اگر مردی زنشو دوست نداشته باشه هیچوقت باهاش زندگی نمیکنه زیر یه سقف...
    پاسخ:
    سلام ممنونم لطف داری.
    آره خداروشکر ساختمون سرجاشه،کاش شرایط جوری میشد هرکسی خودش خونه میساخت با خیال راحت.
    نه ازقصد دیر نمیاد،کلا آدم احساساتی نیست که بخواد دلتنگه زنش بشه بعد چندساعت ندیدن.
    دوست داشتنش که دوست داره،اما اولین چیزی که به ذهن یک زن میرسه همینه اولش
    از این مدل ساختمون سازا زیادن....
    خدا به بنزتون رحم کرده واقعا....

    کشته اخلاق همسرتم....
    حالا شاید واقعا کاری داره عزیزم!!
    پاسخ:
    آره مثل اینکه.
    معلوم نیست اتفاقی بیفته چی جواب میدن.
    خخخ خیلی. راستی مابنز نداریم ها،ما حتی پیکان مدل ۶۰ هم نداریم.

    بذارمش تو موزه؟
    نه بابا کلا مدلش اینجوریه،دلش تنگ نمیشه
    دل نداره 😁
    یه جوری برید که مجبور نباشید از زیر این ساختمون رد بشید :(
    من همیشه‌میگم کاش خدا یکم از عواطف و احساسات خانوما رو در وجود اقایون هم قرار میداد :)))
    پول و ظاهر اصلا ملاک زندگی خوب نیست ، اونجایی خوبه که دلت خوش باشه و باهم‌صمیمی باشید 
    من سعی میکنم جایی چیزی رو متوجه نشدم در موردش نظر هم ندم که یه موقع باعث ناراحتی بشه 
    پاسخ:
    در ورودیم همون جاست دیگه متاسفانه.
    فعلا پیچ زدن به سنگ ها،اما من همچنان با سربالا رد میشم ازاونجا خخخ
    آره اگه اینجوری بود خیلی خوب میشد،ناراحتی بین زن و مرد کمتر میشد.
    میدونی همش باهم بودن حتی نامزد که بودن پسر خانوادش رو ول کرد و رفت پیش نامزدش،فک نمیکردم اینجوری بشه.
    منم همینطور،اما میدونی یه عده دنباله شایعه سازی هستن کلا.
  • آدم بـرفـی
  • بساز بفروشا گه همه جوره کم میذارن خونه ی مارو از همه جاش کم گذاشته حواستو جمع کن وقتی رد میشی
    شوهرمنم دقیقا این کارا رو انجام میده
    آخی چقد سخت خوب وقتی نمیخوان چرا طرف رو به بازی میگیرن
    پاسخ:
    آره من توی ساختمونشون رو ندیدم اما همسایه میگفت خیلی بد ساختن.من حواسم هست با دقت رد میشم ازاونجا.
    جدا؟بیا ببریمشون بذاریم تو موزه.
    اتفاقا خیلی میخواسته،میدونی چقد اصرار کرده بود باهاش ازدواج کرده.نمیدونم چی باعث شده
    ساخت و ساز که نگوو خواهر دلمون خونه 
    چیکارش داری بزار کار کنه پول دربیاره دیگه راه به راه زنگ بزنه که نمیشه ؛)
    کامنتای اینستا که واقعا خواندنی و شاخ درآوردنیه بعضیاش
    مث دو تا پسر مگه میشه ؟؟؟؟حالا اومدیم و یه شب شدن مث دختر و پسر تکلیف بچه ای که میخواد از اینا متولد بشه چیه ؟؟؟؟؟برن پیش روانشناس قضیه حل شدنی حلش کنن وگرنه کات کنن بره پی کارش دیگه  ،ای بابا فکر و خیال بچه ی نداشتشون افتاد تو ذهنم-_-
    پاسخ:
    عهههه شماهم.
    کاریش ندارم اما یه کم مهربونانه تر باشه باشه خب،نمیمیره که.
    آره منم بعضی وقتا میخوندم شاخ درمیاوردم.
    دختر به ماملن پسر زنگ زده گفته چرا اینجوریه،مامانش هم گفته ببر پیش دکتر.حالا نمیدونم رضایت بده یانه.
    این دوتا خودشون بچن دیگه،بچه میخوان چیکار فعلا خخ
    اتفاقا سردمزاجی خیلی تو مردهای ایرانی زیاد شده. آمار میگه 37% مردها ناتوانی جنسی دارند. تازه اینا کسانی هستند که خودشون معترفند به ناتوانی..احتمالا آمار واقعی از اینم بالاتره.
    پاسخ:
    آخه اونم تو سن کم؟خیلی برام عجیب بود،انتظار نداشتم تو این سن هم پایین باشه.
    چقد بد که اینجوریه
    اتفاقا یه ساختمون نزدیک خونمون هم همین اتفاق براش افتاد .منتها یه قسمت زیادش یک دفعه سنگ هاش ریخت.یا از مهارت نداشتن سنگ کارهاس یا جنس نامرغوب سیمان و بتون و یا خود سنگ.


    پاسخ:
    وااااااای چه ترسناک.
    اینجاهم هرسری یه نما میفتاد،یه سری نصف شبی افتاد قلبمون داشت وامیستاد.
    فعلا اینا باپیچ به هم چسبوندن خداکنه نیفته دیگه.
    از زیر این ساختمونه رد نشیا 
    کاش هرکی کارشو درست انجام میداد.

    مردا همیشه حق به جانبن اصن نمیشه ملامت کردشون لامصب 

    اخی چقدر سختتتت
    پاسخ:
    اآخه هر روز باید ازاونجا رد بشیم هممون،من که ازاونجا رد شدنی سرم بالاس که یه وقت افتاد فوری بکشم کنار.

    نامردن دیگه،همیشه حق رو به خودشون میدن.لااقل میذاشتن غربزنیم آروم میشدیم.

    اوهوم،واسه یک زن خیلی سخته خواسته نشدن.
  • مامان دخترم
  • وااای چه خطرناااک !!!
    بنزتونو بدید ما براتون نگه داری کنیم خب ^__^

    اگه مردا ب اندازه ی زنها عواطف داشتن ک الان وضع این نبود!

    خخخخ عجب مردم کوته فکری خخخخ طرف یک ثانیه هم ب خودش
    زحمت نداده ک فکر کنه خخخ

    آخخخخیییی...ان شاالله ک هیییچ زندگی ای دچار این جور سردیا نشه :/
    پاسخ:
    خیلی،سنگه که افتاده بود زمین هزارتیکه شده بود،ساختمونش هم خیلی بلنده.
    طرف شما امنه؟بعد این میاریم اونجا پارک میکنیم،دلم نمیخواد یه خط بیفته روش.

    آره واقعا،میدونی اگه مثل ما زن ها عاطفی بودن،زندگی ها گلستان میشد،اماخب نیستن و هی باعث کدورت میشن.

    خیلی،واقعا فهمیدنش اینقد براشون سخته که منظورش بزرگ شدن دخترشه

    ان شاالله،هیچی بدتر از سردی زن رو اذیت نمیکنه.