دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

شوهرجان:پاشو برو سمت خودت بخواب
زن جان:نمیرم جام راحته
شوهرجان:خب نرو،نصف شب که دوتا دست سیاه از پنجره اومد تو وگرفتت اونوقت میگم بهت
زن جان:دست از پادرازتر رفتم سرجام
خوب نیست مردها نقطه ضعفت رو بدونن اینجوری سواستفاده میکنن.






+وقتی میوه میخری و به جای میوه ای که سفارش دادی،میوه لهیده نصیبت میشه
+وقتی راننده تاکسی فکر میکنه هیچی حالیت نیست و کرایه رو دوبل ازت میگیره
+وقتی راننده اتوبوس کارت خوانش رو خاموش میکنه تا پول بیشتری ازت بگیره
+وقتی میری داروخونه،دارو رو گرون تر از قیمتش بهت میدن
نباید انتظار داشته باشیم کشورمون گل و بلبل باشه وقتی ایراد از خودمونه.





ازبچگی دوست داشتم عمر نوح داشته باشم.
اصلا دلم نمیخواست بمیرم.
ازاینکه بمیرم و فراموش بشم میترسیدم.
ازاینکه بمیرم و نفهمم تو این دنیا چه خبره،خوشم نمیومد.
اماحالا،دلم نمیخواد عمر زیادی داشته باشم.
وقتی به زندگی و مردمای این دنیا فکر میکنم
ترجیح میدم بمیرم و نباشم.
وقتی این همه بیماری رو میبینم
ترجیح میدم بمیرم و نباشم.
وقتی پیری و غصه عزیزانم رو میبینم
ترجیح میدم بمیرم و نباشم.
اصلا به من چه بعد من،این دنیا چه جوریه.
آدم این همه فضول نمیشه که.




کتاب فروشی ها فروش فوق العاده دارن،20تا25درصد تخفیف.
بهترین وقته که کتاب بخریم.

نظرات (۱۲)

عجب شوهر جان نامردی خخخخ
بهش میگفتی با دوتا ماچ و بوسه هم میتونستی منو ازینجا بکنی ببری سر جام 
خخخخخخ

افتضاح همه چیز دراومده...

منکه میگم اگه بشه عمر نوح کرد بهتر از مردن و عذابای اونور و دردسراشه
پاسخ:
میبینی تو رو خدا،آخر نامردیه این مرد.
ماچ و بوسه ایشون  سهمیه بندی شده س خخخ

خیلی .


آخه این دنیا روز به روز عذاباش بیشتر میشه،آدم روزی صدبار میمیره
ما اسفندیا چون احساساتمون زیاده اینجوری ایم...دلمون نمیخاد پیری و غصه کسی رو ببینیم
ولی تا بوده همین بوده...

این دنیا امتحان میدیم و نتیجشو اون دنیا میبینیم.

انشالا هممون سربلند بیرون بیایم
پاسخ:
هرچی هم میکشیم اراین احساسات زیادیه که داریم،من که خیلی اذیت میشم.

ان شاالله عاقبت به خیر بشیم هممون.
منم خیلی غصه میخورم بابت اینجور بی عدالتی.گرانفروشیا و....

نیلوفر دکتر که میرم یکی دوبارش از داروخانه ی نزدیک خودش داروهامو خریدم دیدم خاک بر سرا

خیلیییی گرون میدن .بعضیاش چون ازاده

خلاصه یه بار امتحانی رفتم داروخانه خیایون بالایی دیدم چقددددر داروهام

ارزونتر در میاد اینجا..

دیگه هیچوقت از گرونفروشه نمیخرم..

میوه هم از تره بار گرونفروشه سر کوچمون نمیخریم.اونم خیلی بندازه.گرونااااا

از وانتی میخرم.خخخخ

والا به خدا.با صرفه تره
پاسخ:
خیلی ناجوانمردانس کارشون.
منم دیگه ازاون داروخونه خرید نمیکنم،کلا انصاف تو یه عده نرده.
منم مثلا رفته بودم بازار برای اولین بار خرید کنم،آی خورد تو ذوقم.
اینجا وانتی نمیاد😁
یوهاهاهاها

.
.
.
خخخخخ..ترسوندمتااااا

خو صدبار گفتم نقطه ضعفتو نگو جانم

ایکون زبون و نیشخند

.....
چطوری عزیز دلم؟؟؟؟
پاسخ:
خخخخ خیلی ترسیدم،تا مرز سکته رفتم.
آخه اینو نمیشه قایمش کرد که،تابلوئه.



خوبم.توخوبی؟
مشکل همه اینه که فکر می کنند دیگران باید خوب بشن.کسی سعی نمی کنه رفتار خودش و درست کنه.آدم هر شغلی که داشته باشه کاش یه کم وجدان کاری  هم داشته باشه.
نقطه ضعفت  رو نگو  از این به بعد.خیلی سوءاستفادهگرن.
پاسخ:
همه فکر میکنن خودشون خوبن بقیه بدن.کاش یه کم وجدان داشتن.
نمیدونستم قراره اینجوری سواستفاده کنه ازش،میدونه ترسوام نامردی میکنه.
اووووف اوووف   اوفففففف
اون میوه گندیده خیلی اذیتم میکنخ
پاسخ:
خیلی،منم اولین بارم بود میرفتم میوه بخرم،اوندم خونه بغض کرده بودم،به خدا گفتم من که راضی نیستم تو هم نباش.
سلام نیلو جان 
وای نگو نقطه ضعف من تاریکی بلافاصله بعد خاموش شدن چراغاس تا ده ثانیه منگ میشم الف خیر ندیده هم صداهای ترسناک درمیاره تا بترسم
آی گل گفتی خیلی از این موردا هست که خودمون مستقیم داریم به همدیگه ظلم می کنیم مملکت گل و بلبل درست می کنیم برای هم 
قسمت آخر حرفات درباره ی عمر و اینا اتفاقا تو فکرش بودم یه چند خط بنویسم احساس کاملا طبیعی داری منم همچین حسی دارم اینکه زود بمیرم و نبینم خیلی چیزارو

پاسخ:
سلام آیلین جان.
منم ازتاریکی میترسم.نصفه شبی پاشم همه جارو چراغونی میکنم.
دقیقااااا،بعد از رییس جمهور و بقیه عصبانی هستیم،نگاه نمیکنیم ببینیم ایراد از خودمونم هست.
من اولا آخه عمر نوح میخواستم،اما هرچی سنم میره بالاتر بیشتر از زنده بودنم میترسم.
نوع نوشتنت رو دوووووست میدارم  ;-) :-)
پاسخ:
خیلی ممنونم 
خوش اومدین
  • دختری از فصل بهار
  • عجیبه من از بچگی اصلا از مرگ‌نمیترسیدم خیلی هم بهش فکر میکردم پیش خودم میگفتم ادم ۲۰ سال عمر کنه و زنده باشه کافیه بقیشم اضافه کاریه الانم‌فکر میکنم‌۳سال زیادی عمر کردم :/ حتی بارها از جهنم و این‌صحبتا خوندم بازم از مرگ اصلا نمیترسم ://
    پاسخ:
    چه خوب.
    امامن ازبچگی دغدعم بوده،همیشه هم راجه بهش فکر میکنم.
    به نظرم خیلی ترسناکه مردن،زیرخاک رفتن.
    نه دیگه ۲۰ خیلی زوده،تاوقتی تن آدم سالمه زنده بودن خوبه.
  • آدم بـرفـی
  • نیلو فکر کنم من وتو تو ترس لنگه نداریم😀
    مگه میوه ها رو خودت جدا نکردی؟
    از تاکسی بهتره هیچی نگیم هر کدوم خودشون رئیس تاکسیرانی هستن😀
    داروخانه یه بار یه شربت دوتومنی رو با یه آنتی بیوتیک قوی قیمت چهل تومن به ما اشتباه داد اونم واسه بچه یه روز بچه م جلو چشام هرچی میذاشتی مثه فواره میزد بیرون خدا لعنتشون کنه
    منم همیشه عمر باعزت خواستم بدون اینکه درگیر بیماری خاصی بشم
    چه خوب کاش حوصله ی کتابخونی  منم بر می گشت

    پاسخ:
    خخخ دقیقا،ازهمه چی میترسیم،فقط ازخودمون نمیترسیم.
    نه،آقاهه گفت خودم جدا میکنم،منم گفتم شلیل های سفت بده ها،چندبارهم تاکید کردم اومدم دیدم همش لهیده بود.حلالش نکردم.
    تاکسی ها که شورش رو درآوردن،همیشه رو اعصابه منن.
    اووووه چه خبره.ای جااان طفلک.منم قرص معده خریدم سری پیش ۲۲ هزار،دیشب خریدم ۱۵هزار.سر درنمیارم.
    منم همینطور ،زنده بودن باعژت خوبه و با عزت هم مردن.
    یه بار بگیر دستت حوصلش هم مباد.

    تازه من یه شب رفتم دارو بگیرم رو نسخه بعد از حساب کردن، دو تا بازرس داروخانه اومدن و رندم ما رو انتخاب کردن و قیمت داروهای ما رو بررسی کردن گفتن که حدود سه تومن برم از آقای فروشنده داروخونه بگیرم بعدش بهش گفتن وقتی که دکتر داروخانه تو داروخانه نیست نباید حق ویزیت دکتر رو روی دارو بکشن اون آقا هم پولمو پس داد.
    آره من از مرگ چون شناختی ندارم می ترسم، ولی هم خوبه هم بده، اگر مثل اون رویاهایی که بعضی فیلما نشون میدن مرگ و برزخ خیلی قشنگ تر از اینجاست ولی خب دنیا هم یه فرصتی هست که دیگه برنمی گرده.
    پاسخ:
    عجب!کاش همیشه باشن،میدونی چقدر گرون فروشی میکنن نامردا.یه ذره رحم تو وجود آدم ها نیست.

    منم میترسم،اما جدیدا ازاین دنیا هم میترسم،اینکه نمیدونم چی قراره پیش بیاد،سرنوشتمون چی قراره بشه
    منم جای خودم نخوابم عین خمیر منو پرت میکنه سر جام بدنم درد میگیره بهتره از اول بریم سر جامون

    مشکل ما اینه که فک میکنیم بقیه باید درست شن هرکی از خودش شروع کنه دنیا قشنگ میشه

    منم دوس ندارم غصه عزیزامو ببینم ولی از مرگم میترسم :/
    پاسخ:
    تو رو میتونه پرت کنه اما منو که نمیتونه،یه جور ناجوانمردانه وارد عمل میشه.
    دقیقا اماکیه که فکر کنه.

    منم ازمرگ میترسم و از عذابه بعدش اما این دنیاهم بده