دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

چند روز پیش سر چادر سر نکردن با شوهرجانم دعوا کردیم که آخرش موفق شدم

وقراره از عید بذارمش کنار برای همیشه و به جاش باید مانتوهای بلند بپوشم.

هرچی باشه ازچادر خیلی بهتر تره.

شوهرجان من،نمونه جامونده از مردهای قدیمه هنوز حساسیت داره به نوع پوشش.





وقتی یه ملایی رو میبینم که سوار ماشین خارجی میشه

باخودم میگم الان این میره بالا منبر و به مردم میگه به فکر مال دنیا نباشین؟






رفتم دیدن نینی دوستم،خیلی باهاش صمیمی هستم.

تواین نه ماه منم پابه پاش حامله بودم،موقع زایمانش هم همینطور.

همش بغلم بود،عشقی که بهش داشتم مثل بچه خودم بود،

دلم نمیومد ازش دل بکنم.

چه موجودات دوست داشتنی هستن.

نمیشد همیشه نوزاد بمونن؟





از عمه های من عمه تر وجود نداره.

مادربزرگم بعد فوت عموم حال خوبی نداره و رفته بود خونه عمه بزرگم مونده بود

وهرچی بابام اصرار کرده بود نیومداینجا گفت دوره و هروقت دلم تنگ بشه نمیتونم برم.

اما عمه هام برای اینکه نگهش ندارن،بهش گفته برو خونه پسرت بمون،اون الان خیلی ناراحته که نرفتی

مادربزرگ منم دلسوز به خاطر بابام اونده اینجا،

الان هم هی دلش میگیره و به بابام میگه منو ببر.

به مامانم میگم،چطور دلشون اومده پیرزن رو آواره کنن.

بیچاره به زندگی آپارتمانی عادت نداره خب.

خداهیچکس رو محتاج بچه هاش نکنه.





امسال تصمیم گرفتم روز تولدم رو هر رور اعلام نکنم.

میخوام ببینم یادش میمونه یانه!!

البته کادوم رو ازهمه پیشاپیش گرفتم

میمونه کیک و تبریک تو اون روز.

اگه یادش نمونه باید محوش کنم از روزگار.




نظرات  (۱۲)

چادر خوبه . ما نباید بخاطر رفتار و عمل دیگران اعتقاد خودمون رو از دست بدیم و بگیم چون فلانی اینجوریه من باید بدترش بشم
پاسخ:
چادرخوبه اما سخته.
بعضی وقتا فکرمیکنی اونا درست میگنن و تو اشتباه میکنی


هنوز بچه ندارم   ولی دعا میکنم اگه روزی بچه دار شدم قبل از اینکه محتاج بچه هام بشم و هی منو پاسکاری کنن بمیرم
پاسخ:
ان شاالله به زودی.
منم همیشه همین آرزو دارم،اگه هم پیر میشم ناتوان نشم
نبابا فقط شوهر تو نیس . خیلی از مردا الان اینجوری هستن . 

ایشالله خدا هم ی دونه نی نی خوشگل بهت بده  اتفاقا من از نوزاد زیاد خوشم نمیاد ! دوس دارم ی کم بزرگ تر بشه !

تولدت کیه ؟ مبارک باشه پیشاپیش !
پاسخ:
مردا همشون یه جورن دیگه.
مرسی،منم برعکس ازنوزاد خوسم میاد اما بزرگترکه میشن دوست ندارم.
۲۵ اسفند،خیلی ممنون دیگه چیزی نمونده
آهااااان 
فکر کردم همیشه چادری بودی.... 
اشکال نداره حالا :) صلح کنین 
پاسخ:
صلح کردیم دیگه،حضرت آقا کوتاه اومدن خخخ
جنگ جنگ تا پیروزی خخخ
موفقیت غرور افرینتو تبریک میگم خخخ

ان شاالله خدا ازون نی نی ها یه 4 ،5 تا 
نصیبت بکنه.

آخخی مادربزرگا بنده خداها همه به این روز میوفتن
مگر دیگه خیلی بچه هاشون وجدان داشته باشن.

ای ناقلا ...کادوتو گرفتی هنوزم داری
براش نقشه های خبیثانه میکشی!!!؟؟؟خخخ
پاسخ:
دقیقا،پارسال تصمیم داشتم اما زیاد نجنگیدم و باختم اما این سری واقعا کلافم کرده بود جنگیدم و پیروز شدم.

ان شاالله یه دوقلو،دوتا دختر خخخ


از دخترها بعیده آخه،من فکرمیکردم دخترا دلسوزترمیشن،اما بابای منو ببینی عین پروانه دورش میچرخه بابای بیصبر من چه صبوری هایی که نمیکنه.


خخخ آره به خواهدم میگم نمیشه دوباره بدین تولد که بی کادو نمیشه.میگه پررو نشو
اصلا مردها صلاحیت ندارند در مورد چادر نظر بدهند. یک بار یک ظهر مردادماه فقط برای یک ساعت نه بیشتر چادر سر کنند آن هم با روسری و مانتو، ببینم چقدر طاقت می آورند. یک ریششون بلند میشه میرن ماشین می کنند که ای وای گرمه خفه شدم بعد فتوای چادر می دهند. 
کلا تولد اسفندی ها از ولنتاین شروع می شود و تا سیزده بدر ادامه دارد. 
پاسخ:
وااای آره ،تو تابستونه مثل کوره میمونه،تو زمستون هم سرما میچسبه لهش بیشتر یخ میزنی.منم بلد نبودم نگه دارم همیشه زیر دست و پام بود موهامم یه متر میریخت بیرون.


آفرینننن،حالا شماهاهم میتونین شرکت کنین ها،منتظر کادوهاتون هستم.
خخخخ پس بالاخره مانتویی شدی
به به  اسفند خیلی ماه خوبیه ولی یاد اون بنده خدا میفتم ایششش
عجب عمه هایی :(

پاسخ:
آره رفتم مانتو بلند خریدم 
اون بنده خدارو باید کلا حذف کنن آبروی هرچی اسفندماهی رو برده

عمه نیستن که دیو دو سرن
کار خوبی کردی دعوا کردی :دی 
دوستت زایمان کرد؟آخی چه بامزه نی نی بازی هیلی حال میده مخصوصا وقتی تو چشات زل میزنه و یهو لبخند میزنه اوخوودااا 
عمه هات چجوری دلشون میاد اییییش 
پاسخ:
خخخ باتشکر که تشویقم میکنی.
آره بالاخره نینیش اومد،خیلی هم کوچولو بود،
عمه نیستن که دیو دوسرن خخخ
عه چ جالب چادری بودی؟ من فکر میکردم مانتویی هستی
حالا من با اینکه هیچ وقت چادری نبودم اما چن وقته خیلی دلم چادر میخواد :) اما خب نمیشه یه روز سر کرد یه روز گذاشت زمین میترسم نتونم نگه دارم
---
کاش منم یه دوست این مدلی داشتم :(
---
میدونی نیلوفر هیچوقت دوس ندارم وقتی پیر شدم تنها بمونم- واسه همین همیشه دعا میکنم اول من بمیرم
پاسخ:
نه اولش چادری نبودم.
دو سال بود که چادری شده بودم اما دیدم نمیتونم خیلی سخته نگه داشتنش.تو زمستون دستات یخ میزنه تو تابستون هم میپزی ازگرما.


بیا دوست باشیم،نینیت که بیاد هرروز بیام خونتون،آخرش آدرس خونتون رو عوض کنی.

منم دوست ندارم،اینکه پیربشی و هی مرگ عزیزانتو ببینی خیلی دردناکه
پول داری که عیب نیست، وابستگی به پول بده.
کاش دوباره دلت چادر بخواد
پاسخ:
پولداری عیب نیست،اماوقتی کسی که تو یه قشری ازجامعه به یه چیزایی شناخته میشه نباید اینجوری باشه.
حضرت علی خودش گفته چون من امام مردمم باید جوری زندگی کنم که وقتی قشر پایین میبینه ناراحت نشه،البته سخن کاملش بادم نیست اما به همین مضمونه.


نه دیگه،امتحان کردم دیدم نمیشه واقعا شکنجه بود این دو سال برام.

خوب اون مال دنیا فکر  نکردن مال دیگران است.ملا مگر آدم نیست اون هم دل دارد دلش می خواهد ماشین خارجی سوار شود.

من که یادآوری نکنم یادش میره.
پاسخ:
جریان همون ملانصرالدینه دیگه،تو مسجد به همه میگه اگه فرشتون نجس شد اون قسمت رو ببرین،میاد خونه میبینه زنش به تیکه از فرش رو بریده
میگه چرا اینکارو کردی؟
زنش میگه خودت گفتی
گفت برای خودمون نگفتم که برای مردم گفته بودم.


من تاحالا امتحان نکردم چون از ماه اسفند شروع میکنم به روز شماری
سلاااام 
حالا چرا با دعوا :))) 
تولدت پیشاپیش مباااارک 
پاسخ:
خب من تازه دوسال بود چادری شده بودم اونم به خاطر قولی بود که بهم داده بود،اما زد زیرش
سر همین یه کم دعواکردیم.
خیلی ممنونم مریم جان

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">