دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

شوهرجان:چیکار میکنی؟

عزیزش:آلبوم عکس نگاه میکنم برای تجدید خاطره

شوهرجان:بده منم تجدید خاطره کنم

عزیزش:خب تجدید خاطره کردی؟چی شد؟

شوهرجان:به این نتیجه رسیدم اولش چه زن زشتی گرفته بودم اما الان به حوری تبدیلش کردم.





بهش میگم فردا نهار چی درست کنم؟

میگه هیچی.

میگم چرا؟

میگه آخه فردا حالت خوب نیست.

تواین چندسال خوب یادگرفته روز دوم من حتی حال حرف زدن هم ندارم چه برسه به نهار درست کردن.





 اگه خدا بخواد تابلو فرشم بعد از سالها بالاخره تموم میشه.

از سال 93 شروع کردم و احتمالا اردیبهشت یا زودتر به بهره برداری برسه.

خیلی دوست داشتم برای عید تمومش میکردم و میزدیم دیوار

تا همه هنرنمایی منو ببینن.

شوهرجان میگه یه نیروی کمکی بیار،قبول نکردم.

امسال هم به خاطر تابلو فرشم خونه تکونی ندارم،

هروقت تموم شد حسابی به خونه میرسم

فعلا خونمو حسابی شلوغ کرده.





آی فیلم قصه های مجید رو پخش میکنه.

خیلی دوستش دارم،برام پرازخاطرس.

امیدوارم تمام قسمتهاش رو نشون بده نه گلچینش رو.




خیلی زشته یه دختر نزدیک به 31 سال این اندازه از تاریکی بترسه.

هرکاری میکنم درست نمیشم.






بعدا نوشت:عکس تابلوفرشمو گذاشتم.


نظرات (۲۲)

سلام نیلوفر جان اون رمزی که دادی رفتم اما نتونستم دانلود کنم ببینم فرشت رو به خاطر اون نظر نذاشتم برات ببخش
پاسخ:
خواهش میشود،اشکالی نداره
خوشبحالت نیلوفرجون ماشا... هنرمندیا.
من عاشق تابلو فرشم
پاسخ:
خیلی ممنون.
شماکه دیگه وقت نداری میتونستی ببافی
آفرین بهت بابت تابلو فرش
خوبه همسر درکت میکنه
پاسخ:
خیلی ممنونم.
آره خداروشکر
وتی منم از تاریکی میترسم...فوبیا دارم فک کنم 
تو تاریکی فقط میتونم جیغ برنم:))
پاسخ:
جدا؟
منم در حدی میترسم که میزنم زیر گریه.
همیشه ترس اینو دارم من تنها باشم و برق قطع بشه
کوچیک تر که بودم پدر بزرگِ مرحومم یاد داده بود بهم یکمی
اما یادم رفت ): آخه زیاد علاقه ندارم
پاسخ:
میدونی کار خیلی سختیه،تازه میفهمم چرا فرش های دستبافت این همه گرونن،واقعا حق دارن،اما برای تفریح باشه خوبه .
بیا اینجا به من کمک کن خخخ منم دامادمو نگه میدارم
خخخخ من ک ب این نوع شوخی ها عادت کردم!


ع فرشم میبافی ؟ چقدر خوب . خوش ب حالت .هنرمندی پس .
عکسش کووووو ؟؟؟ من ندیدم .
پاسخ:
خخخ جدی نمیگن که،من ناراحت نمیشم.

آره،عکس رو پاک کردم موقت گذاشته بودمش
نیلووو خیلی قشنگ شده دستت درد نکنه عزیرممم ان شاءالله بشینی زود ببافی عکس تموم شده اش و بزاری برامون
پاسخ:
چشات قشنگ میبینه.
ان شاالله زودتر تموم بشه
من خودمم یه سری عکسای قبل از ازدواجمو باید نابود کنم، همیشه میخنده بهشون...
خیلی خوبه درک میکنه
قصه های مجید خیلی قشنگه منم خیلی دوستش دارم
به به هنرمند، منم عکسشو ببینم، من که بی هنرم
منم از تاریکی میترسمومخصوصا الانا:(
پاسخ:
خخخ نه بابا بذار بمونه اوناهم لازمه.
آره همین دروش رو دوست دارم.
عالیه پرازخاطرس.
عکسشو پاک کردم
جدا؟الان که نباید بترسی دوتا مردددد کنارت هستن دیگه

وای از دست این شوخیای مردا- :)))))))))))))))
----
وای دختر چ هنرمندی شما :)
به سلامتی
---
منم کلا خونه تکونیم مونده :(((

پاسخ:
خخخخ مردن دیگه
خیلی ممنونم.
شماکه دیگه نمیتونی باید برات انجام بدن
نامرد رمز بده منم ببینم خب
ایش
پاسخ:
فرستادم
چه دوست هنرمندی داشتم من و خبر نداشتم
اجداد منم فرش باف بودن (:
پاسخ:
خیلی ممنون.
عههههههه چه هنرمند بودن،یادبگیر
  • مامان دخترم
  • سلام نیلو جون
    عاقا من اول ک رمزو دیدم گذاشتی گفتم حتما عکستو گذاشتی
    اینقدر ذوق کردم خخخخ
    حالا ان شاالله اونم میزاری مگه نه؟
    عاقا لااقل اونایی ک عکساشونو دیدی بهشون خودتو نشونوبده دیگهههه خخخ

    تابلوت خیییییلی قشنگ بود
    خانوم هنرمندددد
    ان شاالله ک رودتر تموم بشه تا از دیدنش روی دیوار لذت ببری

    خخخخ
    شوهرجان عجب نتیجه گیری ای کرده

    منم درگیر خاله پری ام...درکت میکنم:/

    حالا من برعکس تو با دیدن قصه های مجید 
    یه جوری میشم
    یاد جمعه های دوران مدرسه میوفتم ک چقدر بد بووود...

    منم از تاریکی میترسم.خخخخ...تو تنها نیستی
    پاسخ:
    سلام میناجااان
    راستش عکس نمیتونم بذارم میترسم.
    خیلی ممنون باچشای قشنگت میبینی.
    واقعا؟من یاد وقتی میفتم که بدوبدو ازمدرسه میوندم به عشق دیدنش.
    ماشاالله همه ترسوها یه جا جمعن
    عااااااااااااااااااالی بود واقعاً(((:
    پاسخ:
    خیلی سپاسگزارم
    سلام 
    یکی از ارزوهای من این بود که یه تابلو فرش کوچیک بذارم خونه و وقتهای دلتنگی ببافم اما بلد نیستم چند بار خواستم اقدام کنم برم از دوستم که بلده بگم کلاس بذاره یادم بده اما نرفتم ‌.یعنی فرصت نشد .میشه رمز بدی منم نگاه کنم؟
    پاسخ:
    سلام فرستادم
    وای وای چه خوشگله
    هرار ماشالله....یه پا هنرمندی و ما خبر نداشتیما
    این از اون هنرهاست کا همیشه ناب و تکه و همیشه طرفدار داره
    واقعا آفرین
    راستی قبل از اینکه برم تو وبلاگم برات کامنت گذاشتم، ببخشید ندیده بودم رمز دارگ (یک عدد ویرگول هول)
    پاسخ:
    خیلی ممنونم 
    خخخ امضا بخوایین نمیدما.

    پس کوش عکسش؟ من چرا نمی تونم ببینم؟
    توی پست رمزیه نه؟ میشه منم ببینم؟ 
    پاسخ:
    بله
    وااای نیلوفر.چقدر هنرمندی.چه تابلو فرش زیبایی.چه طرح قشنگی هم انتخاب کردی.از اون رنگ آبی لباسش خیلی خوشم اومد.یه رنگ آرامش بخشیه.
    خسته نباشی.

    نگران نباش من هم تقریبا با تاریکی رابطه ام خوب نیست.اگه تنها باشم حتما روشنایی خونه باید به اندازه ای بذارم که نترسم.
    پاسخ:
    خیلی ممنون،باچشای هنرمندت میبینی.
    سلامت باشی.
    عههه منم همبنطور،حتا نصفوشبی دستشویی برم همه جارو چراغونی میکنم
    باورم نمیشه تو هم تابلو فرش میبافی((((:
    البته من از سال 89 فک کنم شروع کردم و الان رج 50 همم(((:
    پاسخ:
    پس چی فکر کردی منم هنرمندم بابا خخخخ
    اووووه تنبل بشین بباف خب.من رج ۳۳۰ میباشم.
    کلش ۵۶۰ رجه
    ۴۲۰ تا هم گره
    هیچم زشت نیست. ترس که دست خود آدم نیست. اما می تونی روش کار کنی
    ای جانم‌چه تعریف قشنگی کردن همسر جانتان 
    چه دختر هنرمندی....هزار ماشالا....میشه ما هم عکسش رو ببینیم آیا؟ 
    پاسخ:
    اتفاقا دیروز چراغارو روشن نکردم و باخودم گفتم همینجور میرم تاپذیرایی اما نتونستم داشتم سکته میکردم خخ
    خیلی ممنون.
    باشه حتما عکسشو میذارم
    چطوری حوووری 😅 
    من هنوز که هنوزه از تاریکی بدم میاد ... 
    اوایل که تنها زندگی میکردم خیلی سختم بود... 
    کم کم عادت کردم... ولی باز اگه نصفه شب پاشم تو تاریکی میترسم... 
    باریکلا خانوووم هنرمممند 
    پاسخ:
    خخخ خوبم.
    من اگه تنها باشم همه جارو چراغونی میکنم و تو روشنایی هم میخوابم.
    ممنون،حالا بذار نشون بدم افتخار کنین به ابن دوست هنرمند
    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    عاقا ب *** جون بگو دوستم از اولش خوشگل بوده ها 

    ای جان... این شناخت بین زن و شوهر رو دوس میدارم ^-^

    وای منم عاشق قصه های مجیدممم خیلی خوشحالم نشون میده 

    منم از تاریکی میترسم >_<
    پاسخ:
    من میگم قبول نداره بچه پررو.
    منم اونروز تو فکرش بودم که دیدم آی فیلم فکرمو خونده خخخ
    عههههه ترسو زیاده پس
    منم از تاریکی میترسم 
    چه شوهر بادرک وفهمی داری 
    راستی دیگه کمتر میای وب من 
    پاسخ:
    عههه جدا؟من هی میخام نترسم نمیشه.
    ممنون.
    راستش تبلتم رو عوض کردم خیلی آدرس هارو ندارم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">