دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

اون وقتایی که مجرد بودم آدمی بودم که هرچیزی فوری خستم میکرد و می ذاشتم کنار،حتا آدم هارو. 

یادمه از مامانم میپرسیدم این همه سال با بابا زندگی کردی،خسته نشدی؟دلتو نزده؟

مامانم میگفت آدم از شوهرش خسته نمیشه. 

درک این موضوع برام سخت بود اون موقع ها. 

اما الان میبینم روز به روز علاقم به شوهرجانم بیشتر میشه نه کمتر. 

وقتایی هم که نیست  بهش فکر میکنم و از کارهایش لبخند به لبم میاد. 




یه مدت پیش فهمیدم چه مادرشوهر با فهم و کمالاتی داشتم و بیخبر بودم،خخخ

یه نفر یه دختری رو معرفی کرده بود برای برادر شوهرم. 

دختر کار میکرد و خونه و ماشین داشت با حقوق بالا و متاسفانه خانوادش رو تو تصادف ازدست داده بود

دلش میخواست یه خانواده خوب نصیبش بشه تا جای اون هارو براش پرکنه. 

با توجه به مهربون بودن مادرشوهرم اگه میرفتن حتما قبول میکرد دخترخانمه

اما مادرشوهرم گفت من پسرمو میشناسم حاضر نیستم دختر از چاله بیفته تو چاه. 

اما خیلی ها برای اون دختر به خاطر امکاناتش دندون تیز کرده بودن متاسفانه. 





همسایه دارای اندکی شعور،وقتی آهنگ گوش میدن پنجره های خونمون به صدا درمیان. 

امروز جرات پیدا کردم و رفتم آیفونشون رو زدم و گفتم. 

بعد چندثانیه دیدم با حالت خشنی اومد دم درمون. 

گفت چهار دیواری و اختیاری. 

وکلی حرفای دیگه. 

منم گفتم یه سربیایین تو و بشنوین. 

خداروشکر حق رو دادن به من و گفتن جای ضبط رو عوض میکنم. 

باز کاچی به از هیچی. 




چقد خوبه خواهری داشته باشی که بدون اینکه پیشش دردو دل کرده باشی

 بفهمه که یه مدت حال دلت خوب نیست باتمام خنده هایی که رو لبهاته. 




چهلم عموم نزدیکه،خیلی دلم میخواد شوهرجان بتونه و باهم بریم دیارمون

خیلی دوست دارم خونه ای رو که توش دنیا اومدم،

جاهایی که باهاش خاطره دارم رو نشونش بدم. 

اولین باروقتی رفتیم دیارمون که عموم فوت شد،براش خیلی جالب بود اونجا. 




مهدیا جان کاش مینوشتی بازم. 





نظرات (۱۷)

مادرشوهر خوبم مگه داریم دختر خوب
پاسخ:
آره بابا،تو وب قبلیم من همش ازخوبیای مادرشوهرم میگفتم
از خیلی ازمادرشوهرا بهتره. 
  • جلبک خاتون
  • من اومدم بپرسم از خاله مهدیا خبر داری؟چیشده؟واسه من فقط وبش اینجوری باز میشه یا نه؟

    .
    .
    سلام  :)
    خوبی نیلو؟
    پاسخ:
    به به سلام. 
    الان میام میگم بهت
    منم همیشه به این موضوع فکر میکردم
    هنوزم البته بعضی وقتا بهش فکر میکنم:|

    مادرشوهرت باوجدانه باااا

    چه زود چهلم رسید خو
    خدا رحمتش کنه:(
    دیارتون کجاست؟
    پاسخ:
    خخخ فکر نکن دیگه کم مونده بری ببینی. 
    آره خیلی. 
    میبینی تو روخدا،زمان چقد زود میگذره،انگارهمین دیروز بود. 
    میام میگم
    یعنی منو شناختی؟
    من دوست جدیدتونم
    فکر کنم اشتباه گرفتیا
    خخ
    فراااار

    پاسخ:
    نه نشناختم اصلا 
    تابلو هم نیست که کی هستی،خخخ
    چه خوب دوست جدید خوش اومدی
    بازم بیا اینورا
    عه منم میگفتم ادم چطوری حوصله اش میکشه مدام با یه نفر وقت بگذرونه اما الان همیشه منتظرم همسرم بیاد خونه و عاشق روزاییم که تعطیله و کلا خونه اس :)
    ----
    واقعا کاش همه وجدان مادرشوهرتو داشتن
    ----
    اوف چ همسایه ای
    پاسخ:
    به نظرمنم خسته کننده بود اما الان دوست دارم باشه. منم عاشق روزای تعطیلم که ازصب پیش همیم تاشب. 
    کاش،اونوخت دخترا هم زندگیشون بد نمیشد
    اوووف ببین چی کشیدم من ازدست اینا
    افرین.عشق همینه ..احسنت

    .
    .
    .
    خدا رحمت کنه عمو رو.شادی برین ایشالا
    پاسخ:
    ممنون سمیراجاانم. 
    خدا پدر شمارو هم رحمت کنه. 
    سلام خوبی؟
    همه چی خوبه؟
    خدا عموت رو بیامرزه .
    دلم برات تنگ شده بود .
    با پاراگراف اولت کاملا موافقم .منم همیشه برام عجیب بود ک دو نفر سالها باهم زندگی کنن و از هم زده نشن !!ولی الان میفهمم ک برعکسه!
    پاسخ:
    سلااااام بهاره جان. خوش اومدی. 
    خیلی مممنون. 
    منم همینطور،هی بازمیکردم امانبودی،فک کردم کلا بیخیال شدی. 
    دقیقا هر رتز بیشتر علاقهمند میشه آدم
    عزیزم اول تسلیت میگم بهت...خدا بهتون صبر بده
    خدا رو شکر کن خواهر داری. اوووونم از نوع خوبش:*
    مادرشوهرت واقعا دستش درد نکنه...خدا خیرش بده
    من اما واقعا آدم وابسته ایم. سریع وابسته میشم
    پاسخ:
    خیلی ممنونم اسفندونه جان. 
    آره واقعا،اصلا فکرنمیکردم همچین فکری داشته باشه. 
    جدا؟من نه نیستم،کلا یه مقداری خشک و نچسبم
    سلام
    عموت فوت کرده؟؟؟
    یه مدت ازت خبر نداشتما
    خودت نباید میگفتی؟
    خدا بیامرزتش آجی
    غم آخرت باشه عزیزم
    دیارتون همون جاییه که من فکر میکنم؟
    همونجا که خیابون شهناز اینا داره؟
    خخ

    پاسخ:
    به به سلام. 
    آره جدیدا. کلا تلگرامتو حذفیدی رفتی که رفتی. کاش دوباره بیای. جات خالیه خانووووم. 
    بله همونجاس که شما رفته بودین و خوش،گذرونده بودین 
    زندگی متاهلی خیلی فرق می کنه شاید بیشتر از هر کسی که تو زندگیت بخاطر اشتباهش انداختی دور اذیتت کنه لامصب بعضی کاراش میشوره میبره 
    حالا من اهل موزیک با صدای بلند الف بی ذوق نه میگه صداشو کم کن فک کنم اگه اینطوری نبود الان همسایمون جلو درمون بود 
    خواهر داشتن نعمته و ما هم بی نصیب نیستیم ؛)
    خدا عموتو بیامرزه 

    پاسخ:
    آره واقعا،یه خوبیا و مهربونیای خاص خودشونو دارن. 
    جدا؟نکن طفلی همسایه ها چه گناهی کردن. حالا بلند باشه اما دوپس دوپس نداشته باشه که شیشه ها هم بلرزن. 
    خیلی ممنونم
    سلام عزیزم.
    خوشحالم ک هر روز عاشقتر میشی
    خدا عموتونو بیامرزه
    واقعا ایول ب مادر شوهر... تعجب کردم.
    پاسخ:
    سلام الناز جان 
    ممنونم،ان شاالله شماهم همینطور هستین. 
    خیلی ممنون. 
    آره اصولا از مادر پسرها بعیده که عیبهای پسرشون رو ببینن،اما خداروشکر مادرشوهرم اینجوری نیست. 
  • مامان دخترم
  • چه خوب ک باز اومدی نیلو جونم.
    آخخخخخخی عزیزم قربون اون احساساتت❤❤❤

    بابا مااادرشوهرررررر
    مادرشوهرتو هم مثل مال من هرازگاهی ادمو میخکوب میکنه با کاراش و رفتارای مثبتش...

    خواهر معرکه ست
    هرکی نداره هیچی نداره💕

    خدا رحمت کنه عموتو
    ان شاالله ک دیگه غم نبینید.
    پاسخ:
    مرسی،دلم برای نوشتن تنگ شده بود. 
    مادرشوهره دیگه،باعث تعجبه همگانه. 
    واقعاااااا همینطور،خواهر معرکه س،خداحفظشون کنه. 
    خیلی ممنونم،ان شاالله
    سلام نیلو جان
    خدا رحمت کنه عموتو عزیزم
    به به دیار ان شاءالله میتونن بیان با هم میرین
    اره واقعا جالبه زن و شوهرا خسته نمیشن از هم 😂
    باز خوبهدهمسایتون اندک شعورو داشت خخخخخ
    دم مادرشوهر گرم واقعا
    پاسخ:
    سلام. 
    خیلی ممنون. 
    امیدوارم،حداقل توفیق اجباری میشه بریم سفر. 
    اندک رو خوبه داشت،اگه همینم نداشت بیچاره میشدم. 
    واقعا دمش گررررررم
    1:حستو میفهمم(:
    2:از این کار مادرشوهرت خیلی خوشم اومد،ان شالله خدا پاداششو بهش بده(:
    3:همسایه ای رو ک ساعت 11 شب با 45 سال سن ،تو راه پله ها صدای گاو در میاره چی کار باید کرد?(:
    4:خدا برای هم حفظتون کنه(:
    5:خدا عموتو رحمت کنه(:
    پاسخ:
    1:میدونم،بعضی چیزمون خیلی شبیه همه. 
    2:منم همینطور،اصلا فکرشم نمیکردم همچین حرفی بزنه. 
    3:اووووه مال شما دیگه خیلی وحشتناکه،خدا صبر بده بهتون
    4:ممنونم ان شاالله
    5:مرسی،خدارفتگان همه رو رحمت کنه
    من هم نگران مهدیا هستم. اتفاقا امروز می خواستم ازت بپرسم خبری ازش نداری؟ چند بار صفحه اش را باز کردم اما سفید بود. 
    کتاب تبریز مه آلود را می خونم. همان اول داستان که از مرز رد می شوند از ولایت شما حرف زده است. یاد تو افتاده بودم نیلوفر و اینکه چقدر دوستش داشتی! 

    پاسخ:
    آره صفحه ش سفیده. 
    عههههههه چه جالب،منم بگیرم بخونمش ببینم چی نوشته راجه به دیارمون. 
    از وقتی هم منطقه آزاد شده بهتر هم شده. روستای ماهم که حررررف نداره. 
    سلام چه جالب.
    منم الان مجردم و همین طور هستم و هر چیزی بالاخره به روز دل منو میزنه. گاهی می ترسم از این که نکنه آدم وقتی ازدواج بکنه و بعد یه مدت زندگی از همسرش خسته بشه!!! ولی خب خدا رو شکر می تونه این صادق نباشه.
    خدا رحمتشون کنه.
    منم برای یه پسر مجردی که تو خانواده سراغ دارم حیفم میاد دخترای خوبو بگم. هرچند خودشم نمی خواد باهاشون ازدواج کنه ولی به قول تو حیف این دختر دسته گل که بخواهیم بدبختش کنیم.
    اگر همه اینطوری فکر کنن دیگه چند سال دیگه آمار دخترای همیشه مجردمون رکود می زنه;)
    امیدوارم با یه مرد به تمام معنا ازدواج کنه و از این تنهایی درآد
    منم دوست دارم در آینده اگر این اتفاق افتاد پدربزرگ و مادربزرگ دار بشم و همچنین یه عالمه قوم و خویش مهربون و شاد.
    پاسخ:
    سلام. 
    فک کنم خاصیته مجردی همینه خخخ،منم فکرم راجه به زندگیه مشترک خیلی داغون بود. 
    بعضی دخترا واقعا حیفن،امیدوارم این دختر خانوم هم بهترین خانواده نصیبش بشه. 
    اما من برعکس خانواده کم جمعیت و خلوت رو دوست دارم چون از وقتی یادمه هنیشه خودمون 4 تا بودیم،به تنهایی و سکوت عادت دارم. 
    سلام عزیزم 
    واقعا برای منم عجیب بود ک چطور زن و شوهر علاقه اشون زیاد میشه و کم نمیشه انشالله به پای هم پیر شین و از هم خسته نشین تکبیر خخخ 
    منم تعریف دیارتونو شنیدم منم ببر :(

    پاسخ:
    سلام به روی ماهت. 
    اوهوم واقعا عجیبه باتمام اختلافاتی که پیش میاد بازم دوست دارن همو. 
    خیلی ممنون،تکبیرررر
    باشه بیا برای چهلم عموم بریم باهم. خیلی قشنگه
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">