دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

یه اتفاق بسیار نادر در زندگی مشترکمون به وقوع پیوست. 

شوهرجان من،ظرف میشوره،خیلی قشنگ و تمیز سینک رو میشوره و بعد خشک میکنه. 

خونه رو جاروبرقی میکشه.

ظرفارو میاره و میبره. 

میوه پوست میکنه. 

ومهم تر اینکه میگفت خودم لباسامو اتو میکنم. تاحالا اتو رو حتا لمس هم نکرده بوده. 

کلا متحول شده شوهرجان مرد سالار من. 




مادربزرگ و خاله،20 روزی مهمون خونمون بودن. اونم چه مهمونایی. 

میزبان رو حسابی کلافه کرده بودن. 

هیچ غذایی رو دوست نداشتن

هیچ چیزی رو نمیخوردن. 

فکر و ذکرشون هم که بچه و نوه های دیگشون بودن،کشتن مارو ازبس ازاونا تعریف کردن. 

کلی هم سوغاتی براشون خریدن و من و خواهرمم این وسط هویج بودیم. 

همون بهتر چندسال یکبار میان. 

اگه روزی مادربزرگ بشم هیچوقت تفاوت قائل نمیشم. 




یه دوستی دارم تازه نامزد کرده.

 اون وقتی که من نامزد کردم وقتی میخواست بهم پیغام بده منو به اسم زن صدا میکرد،انگاری که زن بودن یه عیب بزرگه. 

الان هم وقتی پیغام میده مینویسه سلام حامله. 

نمیدونم کی قراره بزرگ بشه. 





دخترخاله شوهرجان،خداخواسته حامله شده.

 ازالان نسبت بهش خیلی بی تفاوته. 

به شوهرش هم گفته ازهمون اول براش پرستار میگیری و من بهش اصلا کاری ندارم. 

شیرمادرهم قرار نیست بده،فقط شیرخشک. 

دلم واسه نینی خیلی میسوزه. 

امیدوارم وقتی دنیامیاد مهرش بیفته به دل مادرش





خدامنو گذاشته سرکار. 

یه روز دلم به قدری دردمیگیره و لکه بینی پیدامیکنم که منتظرم که سقط بشه. 

یه روز اینقد حالم خوبه،نه درد دارم نه لکه بینی. 

تکیف منو روشن نمیکنه راحت بشم. 

نمیدونم میخواد من چی بگم بهش که این همه اذیتم میکنه. 

آخه من آدمی هستم که باهرشرایطی خودمو وفق میدم. 

حتا اگه سقط بشه برای بعدش کلی برنامه چیدم و اصلا ناشکری نمیکنم. 

فک کنم خدامنتظره من ناشکری کنم که منم ناشکری نمیکنم. والا




نظرات  (۴۴)

چقدر این روز ها اذیت شدی نیلوفر...امیدوارم زودتر دفع بشه راحت بشی.
پاسخ:
منم امیدوارم. 
یه جاخوندم نوشته بود تا هفته 12 دیگه باید دفعه بشه. منم یکشنبه میرم تو 11 هفته
همه میگن به دلمون افتاده این سری بچه هست. وسوسه میشم برم سونو
خوبی نیلو?
پاسخ:
خوبم بانو. 
فعلا در حال انتظاریم. 
احتمالا اگه بتونم خودمو راضی کنم این هفته برم بیمارستان و خودمو خلاص کنم. 
سلام 
اتفاقی با وبلاگت آشنا شدم و چند پست آخرشو خوندم
عزیزم خودتو ناراحت نکن حتما حکمتی بوده 
حتما آزمایش ژنتیک و اسپرم برید
اصلا خیلی وقتها اسپرم مرد ضعیفه و باعث حاملگی پوچ میشه
یا مرد فتق یا واریکوسل داره که عمل میشه خوب میشه
امیدوارم بار سوم نی نی بغل باشید
اینم آدرس وبلاگ من خوش میشم دوستت باشم
http://sooomaye64.blogfa.com/
پاسخ:
سلام. 
خوش اومدین. 
آره دکتر هم گفت این سری باید برید آزمایش بدید. دیگه بیگدار به آب نمیزنیم. 
ان شاالله
الهی قربون دلت برم...درکت میکنم
انشاالله همه چی حل میشه فقط بسپر دست خودش عزیزم
پاسخ:
خدانکنه. مممنون
ان شاالله. 
خدا گل پسرتو حفظ کنه .
دامادمو خوب بزرگ کنیا. خخخ

Molti vitamin o foros solfat bokhor

Gosht kabab Konan bedan bokhor

Gosht ro to piaz o ablimo nakhabon bego taze bekharan sikh bezanan

Asal o khorma bokhor

Konjed bokhor

Badanet aziat shode

Ghablesh ham zod b zod khonrizi dashti

Kheili Jon nadari

Arde o shire angor o shire khorma ham kheili khobe bara kamkhonite

پاسخ:
قرص آهنمو شروع کردم میخورم. اما بدجوری سرگیجه و ضعف دارم. 
عههه عسل هم خوبه،نمیدونستم. 
خرما هم نمیتونم بخورم از وقتی حامله شدم،هنوز ویارم مونده روم. 

سلام عزیزم
چند وقتی اینترنت نداشتم 
خیلی ناراحت شدم از ته دل اما میدونی من یه اصطلاحی دارم که تو هر بدبیاری میگم خدا از بدترش حفظ کنه .از خدا نا امید نشو اگه حاصل یه بچه مریض بود چه بهتر که همین اول کاری اینطور بشه هر کار خدا حکمتی داره. 
عزیزم زیر نظر دکتر اقدام کن حتما علتی داره و هر چیزی درمان .نگران نباش .خدا بزرگه
پاسخ:
سلام اسماجان. 
خداروشکر که پوچ بود و مشکل دیگه ای نبود،میتونس بدتر ازاین بشه. 
یاد خودم افتادم  خیلی سخته یاد اوریش هم برام مثل کابوسه درکت میکنم 
پاسخ:
الهییی،ببخشید یاد خاطرات تلخت انداختمت. 
ان شاالله به سلامتی،یه نینی ناز قسمتت میشه. 
۳۰ آبان ۹۵ ، ۰۸:۳۰ بانوی عاشق
نیلوفرجونم
الهی دورت بگردم
من درکت میکنم من مادرشدن رو لمس نکردم ولی آرزشودارم
میدونم چقدر سخته
میدونم چقدر سخته به جگرگوش ای انس بگیری و بعد...
نمیدونم چی بگم که آروم بشی
فقط برات دعا میکنم
تو این روز عزیز
تو اربعین امام حسین به شش ماهه ش قسمش میدم که دامن همه ی خانومارو به یه بچه ی سالم و صالح سبز کنه
پاسخ:
ان شاالله به آروزت میرسی. خدا قسمت همه منتظرا بکنه. 
همینکه دعامیکنین یه دنیا ارزش داره برام. 
ممنونم. 
الهی بگردم...ایشالا به حق همین اربعین و عزاداری امام حسین درد نکشی..

مردم ما همینن..درک ندارن که.ایییش..اهمیت نده نیلوفر ..جونتو بچسب ..بچه هم هر 

وقت به صلاح باشه قشنگم...

جونت خیلییییی ...مهمهتره.خیلیییی
پاسخ:
ان شاالله. 
آره جونم برام مهمتره،حرف هیشکی برام مهم نیس دیگه. 
دلمون تنگ شده ها نیستی
۲۹ آبان ۹۵ ، ۱۹:۲۰ خانم آقای الف(آیلین)
عزیزم درکت می کنم امیدوارم بعد این با کمک دکتر هر وقت که دلت خواست نی نی تو به دنیا بیاری :)
پاسخ:
ان شاالله. 
ان شاالله اوضاعتون خوب بشه و شماهم بیاری

Haleto mifahmam

Kash Tehran bodi, miomadi pishe khodam

 

To bimarestan k on doctor goft, seght mishe, intori shode bodam, delam mikhast ieki baghalam kone, gerye konam, vali atrafian badtar bod haleshon

 

soreie hamd bekhon

پاسخ:
مرسی دلارام جان. 
اطرافیان غصشون بیشتر میشه دیگه. مخصوصا خانواده خودمون. 
من هنوزم نتونستم گریه کنم
اخی عزیزم :(
من نمیتونم درک کنم چقد سخته اما تصورشم بده 
کاش یا خدا نده یا درست حسابی بده ناامید شدن تو اوج امیدواری خیلی سخته
فقط دعا میکنم درد نکشی و راحت سقط شه لااقل 
برای تهوعت قرص نمیشه بخوری؟خیلی بده تهوع
پاسخ:
نه قرص ویتامین 6 داشتم اماتاثیری نداره چون از ضعفه. 
میدونی الان سه هفتس لکه بینی دارم فک کنم خونی برام نمونده. 
همش دلم چیزای شیرین میخواد،دوقدم راه میرم کم مونده ازحال برم. 
واقعا اگه میخواد بده،درست بده،اگه قسمت نیست کلا نده. 
خیلی سخته. 
مرسی،دعاهای من که به گوشش نمیرسه،شماهارو میشنوه حداقل. 
سلام نیلوفر جان.خوبی ؟
پاسخ:
سلام مهدیا جان. 
خوبم فقط کلافم. 
خسته شدم مهدیا. 
دعاکن تموم بشه. 
فک کنم دیگه خونی تو بدنم نمونده دیگه. خخخ
سلام
خوشحالم تونستم با تجربم یه راهنمایی بهت بکنم
خیلیا چون دلیل سقطای مکررشونو نمیفهمن دکتر بهشون آمپول هپارین میده که هر روز یا یه در میون بزنن و اکثرا نتیجه میده
انشاالله مشکل شما هم بزودی حل بشه 
پاسخ:
سلام. 
ازوقتی این حرف رو زدین به همه گفتم از بس خوشحال بودم. 
ان شاالله مشکل همه مادرای چشم انتظار حل بشه. 

Age moshkel khonet bashe b sadegi dorost mishe

 

Kheilia 9mah heparin mizanan o nini bi moshkel donia miad

 

Azmayeshe eneeghad khon mide doctor

Age ghelzat dashte bashi 1-2mah a.s.a midan, hamele shodi heparin

Omidvaram b sadegi nini bemoe

40ta heparin zadam bade bimarestan chon kamel khabide bodam, mitarsidan lakhte beshe khon b nini narese

پاسخ:
امیدوارم مشکلم فقط همین خون باشه. چون راحت تر درست میشه. 

دخترعمه خودمم نه ماه هپارین زده بود. 
40 تا. اووووف. خداروشکر که دخترمون سالم و هست. 
سلام عزیزم. حالت چطوره؟ بهتری؟
پاسخ:
سلام دوست عزیزم. 
بدنیستم. درد چندانی ندارم. 
فقط ضعف و تهوع شدید وکم شدن صبرم برای سقط. 
نمیدونم این سری چرا طولانی شدی
سلام نیلو جان
خوبی عزیزم؟
بهتری؟
اوضاع و احوال چطوره:(
پاسخ:
هعییی،بدنیستم. کلافم مینا جان. 
سقط نمیشه. میترسم مجبور بشم برم بیمارستان. 
دعاکن برام. 
این لحظه ای که تو هم چشیدی توی سونو تلخ ترین لحظه عمرم بود و وحشتناک شوکه شدم. وقتی می شنوم واسه کس دیکه هم اتفاق افتاده خیلی می سوزم...ای خدا انشا.. که این ها مقدمه خوبی های بزرک در حقت باشه...حتماصلاحی بود که رفت حالا رفتنتش از بعدا خیلی راحت تره...هرچند این حرف دوای درد تو نیست.....
پاسخ:
الهی،خداروشکر الان یه نینی داری،ان شاالله به سلامتی دورانش طی بشه و دنیا بیاد. 
آره حتما قسمت نبوده،وقتش باشه خودش بهم نینی میده. 
خداقسمت هیچ زنی هم نکنه. 
حالت خوبه ؟ 
پاسخ:
نمیدونم. 
فعلا منتظرم. 
خبری نیست. 
بیمارستان هم میترسم برم. 
۲۶ آبان ۹۵ ، ۱۵:۴۴ زهرای سعید
خیلی ناراحت شدم  :'( 
خدا کنه درد نکشی و اذیت نشی 
پاسخ:
مرسی،ببخشید ناراحتتون کردم. 
خداکنه،فقط بیفته راحت بشم
خدا بزرگه ناراحت نباشین
مامان منم همچین مشکلی داشت و چند سال پیش مجبور به کورتاژ شد درمان کرد و خداروشکر الان یه داداش 6ماهه و سالم دارم 
پاسخ:
خداروشکر. خداحفظشون کنه
منم از این کورتاژ خیلی میترسم. 
سلام 
اتفاقی با وبلاگت آشنا شدم
مشکلت دقیقا شبیه منه 
فکر کنم شما هم 2 بار سابقه حاملگی پوچ داشتی
من 2 بار حاملگی پوچ داشتم هر دو بارم کورتاژ کردم که به شدت پشیمونم چون کمر درد میشم
اما حرف اصلیم که باعث شد واست نظر بذارم اینه که از تجربم بهت بگم 
من آزمایش ژنتیک ندادم فقط مشاورشو رفتم اونجا بهم گفتن شاید خونت غلیظه و جفت نمیتونه غذا رو راحت به جنین برسونه و جنین زنده نمیمونه و پوچ میشه و دقیقا مشکل من همین بود
قرص آسپرین خارجی خوردم و آخرای حاملگی آمپول هپارین میزدم الان خداروشکر دخترم 2 ماهشه
پاسخ:
جدا؟
خون منم زود لخته میشه. 
حتا سری پیش که سقط کردم اصلا خونریزی نداشتم فکر کنم علت واسه منم همینه. 
خیلی ممنون که این حرف رو زدین. 
ازوقتی خوندم خیلی خوشحال شدم کلی امیدوارم کردین. 
خدا دختر نازتونو حفظ کنه. 
بازم ممنونم ازتون. 
نیلو خوبی؟
بهتر شدی؟
پاسخ:
خوبم پری جان. 
فعلا منتظرم سقط بشه کلافم کرده یه کم. 
ممنونم که جویای حالم هستی. 
نیلو واقعاً نیاز ب این‌همه خودداری نیست،هر آدم سالمی میتونه اوج نارحتیی رو ک تحمل کردی درک کنه و اصلا نیاز  نیست ک هی خودتو قوی نشون بدی،گاهی لازمه بقیه ازمون حمایت کنن
روانپزشک رو برو حتی شده واسه ی درد و دل ساده،الکی تو خودت نریز،درسته ک بچه ب این دنیا نیومد ولی این طبیعیه ک تو عذادار نبودنش باشی،یا نگران حاملگیای بعدیش باشی اگه غیر این باشه عجیبه
تو ب اندازه کافی قوی بودن و محکم بودنت رو نشون دادی،الان نیاز ب یکم استراحت داری
حاملگی بعدی رو هم زیر نظر دکتر انجام بده و توکل کن ب خدا،من مطمئننننننم خدا پاداش این‌همه سختیی رو ک کشیدی با ی بچه خیییییلی خوب جبران میکنه برات ان شالله
پاسخ:
دوست دارم برم امانمیتونم. واقعا نیاز دارم. 
خیلی داغونم. 
ان شاالله

Baresi kon o badesh ishala ninimon miad o ma khale mishim

 

Ta 3 nashe bazi nashe

 

Ghavi bash

Dostam 8ta seght katrd, to 5-6mah, na omid nashod, 9omi mond, javabe saborish ro gereft

پاسخ:
الان دوستی گفتن ممکنه به خاطر خونه غلیظم باشه. 
حالا خواستیم اقدام کنیم حتما دکتر میرم این سری.واقعا سختمه اینجوری. 
ماشاالله به رفیقتون،چه صبر و طاقتی داره. خدا نینیشو حفظ کنه
خیلی ناراحت شدم عزیزم ولی اشکال نداره ایشالا دفه بعد 
عزیزم حتما برو دکتر که بقایای حاملگی از بین بره بیخیال نشی ها 
پاسخ:
ببخشید ناراحتتون کردم. 
ان شاالله. 
اگه سقط شد که حتمامیرم. سری پیش هم بقایاش مونده بود و قرص داده بود حل شد. 
عزیززززززم واقعا نمیدونم چی بگم من از طرف خودم 5 بار امن یجیب میخونم انشاالله خدا کمک حالت باشه
پاسخ:
خیلی ممنونم. 
خیلی خوشحالم کردین با حرفتون. 
بازم ممنون
نیلوفر جانکم غصه نخوریا- الان علم انقده پیشرفت کرده که هر نا ممکنی ممکن شده- انشالا زودی دوباره حامله بشی :))
پاسخ:
ممنون نگین جان. 
آره این سری دیگه قراره بریم آزمایش ژنتیک بدیم و بعد اقدام کنیم شاید فرجی شد. 
۲۳ آبان ۹۵ ، ۰۷:۵۴ مامان دخترم
وای نیلوفر...عزیزم :((
خیلی ناراحت شدم.خیلی زیاد.
پاسخ:
الهی،ببخشید شمارو هم ناراحت کردم. 
من دیگه عادت کردم. 
ان شاالله سری بعد. 
سلام عزیزم،پست بالاییتو خوندم خیلی ناراحت شدم از صمیم قلب دعا میکنم درد نکشی و اذیت نشی.اما فکر کنم رحمت آماده بارداری شده از دکترت بپرس چه زمانی برای بارداری قطعی مناسبه،ایشالا اینسری به مرادت برسی خانم گل مهربون
پاسخ:
سلام. 
ممنونم از دعات. 
رحمم که آمادس امانمیدونم چرا هر سری پوچ میشه. 
این سری دیگه باید بریم آزمایش ژنتیک
چی بگم نیلو. خدا همه اونایی که ارزوی مادر شدن دارنو زود به ارزوشون برسونه  
پاسخ:
ان شاالله به زودی همه چشم انتظارا،انتظاراشون به سر بیاد
عزیزدلم 
پاسخ:
مرسی فاطمه جان. 
نشدکه بشه
۲۲ آبان ۹۵ ، ۱۹:۳۴ بانوی عاشق
خداگرببند ز حکمت دری
ز رحمت گشاید در دیگری
توکل ب خدا ان شالله بوقتش مامان میشی
پاسخ:
آره قسمت نبوده. 
هرچی خدا بخواد. 
ان شاالله 
توکل به خدا دوستم:* امیدوارم که حالت زود زود خوب بشه:*

پاسخ:
هرچی خدابخواد. 
ممنونم. ان شاالله طولانی نشه. 
۲۲ آبان ۹۵ ، ۱۸:۱۵ خانم آقای الف(آیلین)
عزیزم خیلی ناراحت شدم برات ،ایشالا که درد زیاد نمی کشی .
واقعا نمی دونم چی بگم 
پاسخ:
ممنونم. 
ناراحت نباش،من خوبم. 
ان شاالله. 
امیدوارم  از دکتر بیای خبرهای خوب بنویسی.ما رو بی خبر نذاری.
پاسخ:
خبر خوبی نبود مهدیا. 
نیلو؟
چه خبر از اوضاعت؟
پاسخ:
پوچ بود مثل قبلی. 
منتظریم ببینم کی سقط میشه راحت بشیم

Dostet dare

Khoda ro shokr k doset dare

Man jat bodam bahash ghate rabete mikardam che bi adabe dostet

Lezatbakhsh tarin ghesmate madari shir dadane

Nini eshghe, jigare, mishe Adam velesh kone???

 

Ninit naz dare, mesle nini khodam:) jigaresho ba in nazesh

Ishala mimone

Movazeb bash 4hafte dige bemone, baghish khatar rafe mishe

پاسخ:
آره واقعا،خداروشکر. 
میخوام قطعه رابطه کنم اما دلم برای 22 سال رفاقتی میسوزه که باهاش دارم. ما از8 سالگی باهم رفیقیم. جدیداهم تغییرکرده متاسفانه. 
این دخترخاله نمیخواسته بچه،حتا میخواسته سقط کنه شوهرش نذاشته. 
ان شاالله. امروز میرم دکتر. دیروز خیلی لکه بینی داشتم. 
به به دست اقای همسر درد نکنه :) 
انصافا همسر من همیشه در حال کمک ب منه خدا ازش راضی باشه :) 
خیلی خوبه روحیت من بدجوری تضعیف روحی میشم سر هرچی و شروع میکنم غصه و گریه و... ایشالا ک نی نی جان پوچ نباشه 
پاسخ:
بله دستش درد نکنه 
چه خوب،شوهرجان من دست به سیاه و سفید نمیزنه اصلا. خیلی تنبله. البته خب خونه هم نیست تا بتونه انجام بده. 
من تنها خوبی که دارم همینه،باهرشرایطی کنار میام. زیاد اهله غصه خوردن نیستم. 
ان شاالله
وااای ماه های اول همسر منم اینطوری بود:) اما یه کم که بهتر شدم اصلا به این روند ادامه نداد:))) 
ماه اول یه موقع هایی کاملا حس پریود شدن داری!!!امیدوارم خیلی طبیعی و عااااالی بمونه نی نی ما:))) فقط به نظرم حتما دکتر برو و پشت گوش ننداز
پاسخ:
خخخ،مردای تنبل. منم گذاشتم چندروز ظرف شد بعداون دلم نیومد اذیت بشه. اماخب جاروبرقی رو دیروز زحمتشو کشید. 
آره دقیقا همینطوری بودم،همش رحمم کش میومد. امازیادی کش اومده. 
امروز میرم دکتر. اوضاع خوب نیست
۲۰ آبان ۹۵ ، ۱۳:۰۷ خانم آقای الف(آیلین)
به به چه شوهری ،خوب الان ارزششو داره بخاطر این کارا منم برم تو خط حاملگی ؟؟؟؟ 
بیس روز ؟؟؟؟ مامانت چی کشیده ؟ با این تعاریف البته میگما ؛)
دقیقا بعضیا این طورین به کار و اتفاقایی که همه یه روزی تو زندگی براشون اتفاق می افته تحقیر آمیز نگاه می کنن ،من جای تو بودم یه جوری حالیش می کردم الان که نامزد کرده باید اخلاق عنشو ببوس بزاره کنار
ایشالا که نینی تو دلت جا خوش می کنه و چیزی نیس :)
پاسخ:
خخخ آره ارزششو داره،مردا خیلی مهربون میشن،جو باباشدن میگیردتشون. 
آره بیست روز،مامانم طفلک حسابی کلافه شده بود. 
بعضی وقتا دلم میخواد جوابشو بدجوری بدم،اما بعد باخودم میگم اینکه نمیفهمه،منم بگم هم باز نمیفهمه فقط بدترش میکنه. 
ان شاالله. 

شوهر منم خیلی کم کار میکنه تو خونه-اما انقد تمیز کار میکنه که انگار صد ساله خونه داره :))))
----
نیلوفر منم انقده میترسم که وقتی حامله شدم نی نی رو دوس نداشته باشم :(((((
----
سه ماه اول رو به سلامت بگذرونی انشالا خطر سقط رفع میشه-توکل بخدا-فقط اصلا استرس نداشته باش
پاسخ:
شوهرجان من کلا کار نمیکرد تو خونه. اماباسلیقس. 
منم همین حس رو داشتم،احسلس میکنم مادربی عاطفه ای میشم. 
ان شاالله. خداروشکر اهل استرس نیستم کلا. 
تو چرانمینویسی؟هر روز میام سرمیزنم و هیچی نیست. 
اقایون معمولا در زبان بارداری خانوماشون همینجوری میشن
منتهی کم و زیاد داره کاراشون

عجب مادربزرگ و خاله ای!!!

خخخخخ دوستت ازون تحفه هاستاااا خخخ

خدا ان شاالله مهرشو بندازه ب دلش
ک همینطورم میشه حالا.

آخخخخی...الهیییی...
بسپار ب دست خودش
خوبه ک ناشکری نمیکنی
آفرین.
نیلو؟؟؟
من توی نت خوندم ک بترداری پوچ فقط و فقط یکبار برای هرکسی اتفاق میوفته.
این خودش امیدواریه
پاسخ:
آره خیلی مهربون میشن. کاش همیشه میموند روشون. 
تحفه رو هم رد کرده،خخخخ
خداکنه،بچه گناه داره خب. فرداپس فردا عقده ای بار میاد. 
نه امکانش هست باز پوچ باشه. همسایه روبه رویی ما دوبار پوچ داشته سومی رو هم زیر نظر دکتر حامله شده و الان یه پسر داره. 
سلام نیلوجونم 
حکمت خدا هرچی باشه همون میشه اگه بخاد نی نی دار میشی اگه نه هم لابد وقتش نبوده خوبه که خودتو نمیبازی. 
دست گل شوهرجانت درد نکنه خوبی حامله شدن اینه که مردارو با مسئولیت تر میکنه تو خونه خخخ
پاسخ:
دقیقا. من خودم ازاوناییم که میگم وقتی نمیده یانمیشه یعنی قسمت نبوده ناراحتی من هم دردی رو دعوا نمیکنه. پس بهتره راحت باشم. 
دقیقا،اما کاش همیشه اینجوری میموندن.