دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

کلی حرف از اون سوزناکاش براش نوشتم

 و فرستادم.

شب که اومد خونه برای هرکدوم از حرفام دلیل خواست.

 منم نتونستم بگم.

 وقتی میبینمش کلا زبونم قفل میشه.

میگفت بهم بگو توجه کردن چه طوری میشه؟

بگو تا یاد بگیرم.

با اینکه حرفی نزدم.

 اماخیلی آروم شدم.

حرفاش برام دلگرم کننده بود.






 میگه:  نمیدونم چراهمه چی به هم ریخته و وضعم بده.

میگم :برای اینکه خدا دوستمون نداره.

میگه :شاید ما ناشکریم.

میگم :نه خدا مارو فراموش کرده.

میگه:  نه،کدوم ازهمسن و سال هام اینایی رو که ماداریم دارن؟

 فک کردم دیدم راست میگه،این مدت چقد بد با خدا حرف میزدم.






روبه روی پنجره پذیراییمون یه دیواره،

دلم میخاست نقاشی بلد بودم و خودم دیوار رو نقاشی میکردم

که هروقت چشمم بهش میفته دلم نگیره.


 دیروز دور از چشم شوهرجان،آستری پرده رو کلا درآوردم،فعلاکه متوجه نشده خداروشکر.






 یک هفته پیش دونه فلفل تو گلدون کاشتم و

 هر روز بهش سرمیزنم اماخبری از جوونه زدنش نیست

،نمیدونم من خیلی عجولم یا اشتباهی کاشتمش.  




یه دختری هست همسن و سال من و هنوز ازدواج نکرده.

 الان چندسالی میشه که خودش دنباله پسرها افتاده و پیشنهاد میده.

ومعتقده خداگفته از تو حرکت از خدا برکت!!!!

جدیدا هم فرمودن جز خواستگار دکتر حق نداره پاشو بذاره خونمون.

درهمین راستا،خانوم دیروز به بهانه دندانپزشکی رفته مخه یه دندونپزشک رو بزنه،

وچون دریک جلسه مخ زدن کاردشواریس،

میخاد به دکتربگه که میخاد پزشکی بخونه تا ازاین طریق بیشتر باهاش درارتباط باشه

وبه بهانه راهنمایی هر روز بره پیشش.

 به دکترپیشنهاد داده که بریم کافی شاپ،ودکترفرمودن من وقت ندارم خاستی بیا مطب.

 وقتی بهش میگی دکتری که به راحتی مخش زده بشه

،فردا یه دختر دیگه مخش رو میزنه.

 خانوم میفرمایند :

مهم نیست بعد ازدواج دوست دخترداشته باشه یانه،یا بره زن دوم بگیره،مهم اینه شوهرم دکتر باشه. 




خاستم یه غیبتی هم ازمادرشوهربنمایم اماپشیمون شدم. هرچی بیشتربنویسم راجه بهش،به همون اندازه دیرتر از ذهنم پاک میشه. 




بزرگترین آرزوم اینه اگه یه روزی پولدار شدم

اولین کاری که باهاش میکنم یه لباس عروس خیلی قشنگ میخرم.

 میرم آرایشگاه و شوهرجان رو هم کشون کشون میبرم آتلیه و

 هرجوری دوست دارم عکس میگیرم تاتلافیه روز عروسیم دربیاد. 

نظرات (۳۰)

  • دختر ـــَ ک
  • در جوابش که گفت ناشکری میگفتی نه غرغروام:دی
    لیلوفر غرغرو که میگن شومایی؟؟؟:دی

    پاسخ:
    من و غر؟اشتباه گرفتین خانوم. حتمایه نیلوفره دیگس. 
    منم همینجوریم، زبونم قفل میکنه :-(  خیلی بده :-( 

    با آرزوی آخر موافقم آرزوی منم هست!! کلا خیلی لباس عروس دوس دارم چرا همش ی بار میشه پوشیدش!! 

    پاسخ:
    اوهوم،خیلی بده واقعا. حرفاناگفته میمونه. پس دوتایی پولداربشیم تابتونیم بخریم. کاش بشه
    من که دلم بحال شوهر خودم نمیسوزه ولی بحال شوهر مظلوم تو میسوزه
    اذیت نکن بچه رو
    از اشتهای دوستت خوشم اومد. دمش گرمممم
    پاسخ:
    آخه کجاش مظلومه،مظلوم منم،یه باردیگه بادقت نگاه کن.  اشتهاش خیلی خیلی زیاده. 
    نیلو داستان مینویسی مگه؟:)
    پاسخ:
    توکافه آنا بچه هاداستان مینویسن. منم نوشتم دادم آناخوند. امااصلا شبیه داستان نشد. نذاشتم اونجا دیگه. 
    ببین نیلوفر من چقدر شجاع بودم.مطمعنم خیلی خیلی از داستان من بهتره.حالا که می دونم نوشتی بیشتر مشتاقم بخونم.
    پاسخ:
    شماکلا قشنگ مینویسی. عمرابه پای شمابرسه
    یکی از محصولات جالب و شگفت انگیز فروشگاه ما بخور آب سرد و خوشبو کننده فندکی اتومبیل می باشد که براحتی هوای داخل اتومبیل را تازه دم و خشو بو می نماید و علاوه بر آن خودروی شما را باکتری ها پاک خواهد کرد.

    توضیحات بیشتر و خرید از طریق لینک زیر:

    http://sorme.iranarena.ir/product/view/385/
    چقدر جالب از جمله ها استفاده کردی نیلوفر. دوست داشتم داستانت را. هرچند شبیه موزیک رپ شده است. 
    پاسخ:
    ممنونم. میخاستم باجزییات بنویسم امانشد. 
     جدا؟پس برم شعربگم. خخ
     واقعا نویسندگی کارهرکسی نیست. 
    نیلوفر چرا پست نمی ذاری.نکنه داری داستان می نویسی.خیلی مشتاقم داستانت و بخونم.باید عالی باشه.
    پاسخ:
    این چند روز اصلاخونه نبوزم نمیشدپست بذارم.  مثلاداستان نوشتم اما اصلا و ابدا  قشنگ نشد. آنامیگه شبیه موزیک رپ شد. 
    یکی از داستان ها را بگذار تمام بشود. تا وقتی اولین کارت را برای بقیه نخونی هیچ وقت طلسمش نمی شکنه نیلوفر. همیشه تو نوشتن و خط زدن باقی می مونی. 
    بعد از اون تازه دستت میاد که اگر یک بار دیگه این داستان را می نوشتی چطور می بود. 
    پاسخ:
    نوشتم اما جالب نشد
    یا خداونداااااااااا -_-
    یعنی کمبود شوهر به اینجاها میکشونه بعضیارو؟خخخ
    چ اراده ای هم داره خخخخخ
    پاسخ:
    به خعیلییییی جاهامیکشونه. ارادش فولادیه. الان چندسالی هست اینجوریه
    داستانت چی شد؟ 
    خیلی دوست دارم داستانی را که تو می نویسی بخونم نیلوفر. 
    پاسخ:
    فعلا درتلاشم تا ببینم میشه یانه.خیلی سخته نوشتن.
    ان شاالله زندگیتون اونجوری شه که دوست دارید
    پاسخ:
    ممنونم فاطمه جان.شماهم همچنین
    نیلووووو این دوستت مشکل داره کلا خخخخ اخه چه حرکتیه این
    انشالله زودی یکی از خوجگل ترین لباس عروسارو بخری و حال کنی
    چقد این دگرمیه به دل نشست
    انشالله که همیشه شاد باشین دوست خوب خودممم❤❤

    پاسخ:
    خعیلیییی هم مشکل داره. امیدوارم موفق بشه.  
    ان شاالله مونایی.
    اصلا لباس عروس که میبینم آب دهنم آویزون میشه.خخخ
    خیلی،بیشتر ازحرفاش،اون نگاهش بودکه آرومم کرد،اصلایه جور عجیبی نگام کرد،الانم یادم میفته از ذوقم اشکم میاد.
      ممنون،شماهم همینطور
    واقعا چرا انقدر ناشکری تو دختر؟
    تا جایی که من از تو نوشته هات فهمیدم خداروشکر وضع مالی خوبی دارید. خونه و ماشین خوب. من چی بگم که چشمم به 90 تومن یارانمونه ولی بازم خداروشکر.
    ای بابا مگه روز عروسیت چی شده؟ چرا همه ما با روز عروسیمون مشکل داریم؟ 
    منم یه وقتایی دلم میخواد دوباره تکرار بشه تا جبران کنم چون بعضی چیزا رو اعصابمه ولی دیگه گذشته و کاریش نمیشه کرد
    پاسخ:
    خونه داریم اما ماشین نداریم. یعنی ازوقتی خونه خریدیم تمام سرمایمون رفته بابت خونه. تازه یارانه ماروهم قطع کردن کلا.  از دست این شوهرجان و سختگیریاش دیگه،نذاش لذت ببرم. من خود عروسیم خوب بود. 
    باز خداروشکر از حرفاش آروم شدی
    خیلی باحااااااااااااااااااااالی ، ینی اصن یه جور قشنگی باحالی ، کلی به اون تیکه ای که تعریف کردی از دوستت خندیدم ... قشنگ مینویسیا
    واقعن چقدر یه خانم میتونه کم شخصیت باشه ، که وقار و متانت یک زن از یادش بره
    آتلیه رفتی لباس پوشیدی و اینا خب به چن نفر نیازمندی که ساقدوش وار دنبالت جی و دست بزنن دیگه ؟؟؟ مگه نه ؟؟؟ ما هستیم خاهرم :)
    پاسخ:
    واقعاخداروشکر.  چه خوب،باعث خندیدن شدم،ان شاالله لبت همیشه به خنده وابشه.  دختره کلا فک کنم شخصیتو غرورشو انداخته دور.
      باوووووشه حتما،چه ازاین بهتر. بذارپولداربشم
    لباس عروس با پونصد هزارتومن یا یه تومن هم میشه خرید.
    به درد نمی خوره لباس عروس به نظر من.
    جا میگیره فقط.
    شاید خاطره ی بد داری رو دلت مونده.
    پاسخ:
    آره جامیگیره امادوست دارم خیلی. توروزعروسی شوهرجان نذاشت به اندازه کافی لذت ببرم. فعلا عقده داریم. خخخخ
    واقعا نیلوفر جان بعضی وقتا نوشت داشته ها خیلی کمک میکنه که ادم به زندگیش دلگرم بشه :)
    دختره کیه دیگه بابا :( اصلا فکر چن سال دیگه اشو نمیکنه که وقتی برگرده عقب و به این روزا فکر کنه چقد میشکنه- عزت نفسشو داره له میکنه که
    ----
    راستی نیلوفر کاش یه پست خاطرات عروسیتو بنویسی
    پاسخ:
    من قبلاها به داشته هام خیلی فک میکردم،امایه مدت ناشکرشده بودم،این همه سلامتیمونو و رفاه و آرامشمونونمیدیدم متاسفانه.  نمیدونم بعضی دخترها چرا اینقد سطحی فک میکنن،منم معتقدم بعد ازدواجش حتما از لحاظه روحی به هم میخوره.  حتما مینویسم سری بعد. 
    خوشحالم که همسرت حرف زده باهات و بهتری.
    دوستت شیوه ی بدی انتخاب کرده.
    نیلو مگه روز عروسی عکس نگرفتی؟ لازم نیست خیلی پولدار باشی. یه لباس کرایه کن برو آرایشگاه و آتلیه. بادو میلیون نه نهایت سه میلیون حل میشه
    پاسخ:
    خیلی ممنون،اگه نمیزدم بدجوری منفجرمیشدم اونوخت.  شیوه خیلی خیلی بدی انتخاب کرده،امیدوارم خیلی زود موفق بشه فقط.  عکس گرفتیم. اماماجراهادارد.  نه دوست دارم لباس رو بخرم،عاشق لباس عروسم،اصلا اسمش میاد،تپش قلبم میره بالا.  ۳میلیون!! برای الانه ماخیلی گرونه. 
  • بانوی عاشق
  • سلام گلم
    منم مث توام
    منم همیشه حرفامو پیامکی ب همسری میزنم
    چشم توچشم روم نمیشه گله کنم ازش
    ناشکری نکن عزیزم
    خدارو بخاطر داده ونداده ش شکر کن

    من از کشت فلفل سردرنمیارم گلم،ولی بذر دیر رشد میکنه نگران نباش

    برای آتلیه هم خوب کتری میکنی
    مگه عروسی چطورشد گلم
    من تو آرشیوت چیزی ندیدم ک بخونم دراین مورد

    دوسداشتی بنپیس برامون
    پاسخ:
    سلام بانوجان. با پیامک راحتتره حرف زدن،چشم توچشم معذب میشم منم و فوری میزنم زیرگریه.  من کلا راجه به عروسیم ننوشتم اما مینویسم راجه بهش
    منم خرید لباس عروس تو برنامم هست(((:
    پاسخ:
    امیدوارم دوتایی بتونیم بخریم به زودی. 
  • جلبک خاتون
  • نیلو از وقتی گفتی سی سالته دیگ‌نمیدونم چی باید بگم ترجیح میدم بیام تجربه کسب کنم  :)))

    اها برای دونه فلفل....از اینترنت سرچ کن‌ببین درست کاشتی یانه....و اینکه عجله که خب داری....

    دیوار پذیرایی رو هم اگه مهمون‌کم‌میاد خونتون خب امتحانی خودت شروع کن بعداگه خسته شدی یه نقاش بگیرین یه روزه تموم میشه

    درمورد اون خانومه هم که بیخیال!حرفی ندارم!

    و اینکه همیشه میدونم توی هر وضعیتی هستیم باید خدا رو شکر کنیم
    همیشه کسی هس که حسرت این روزای ما رو بخوره....


    پاسخ:
    دیوووونه،درسته ۳۰ سالمه،اما مثل ۲۰ ساله ها میمونما. نترس.   خودپذیراییمون نیست،دیوارهمسایه روبه روییه،اینقدم زشته که نگو.  نمیدونم راجه به فلفل کاشتن خوندم،امافعلا خبری نیست.  دقیقا همینطوره که من فراموش کرده بودم متاسفانه
    چه اراده ی قوی ای داره اون دختر.شاید هم موفق بشه ها.

    پاسخ:
    امیدوارم فقط زودموفق بشه تا خودشو نابود نکرده. 
  • زهرای سعید
  • با عرض تاسف چه دختر بی شخصیتی !! بد نیست اگه آدم یه ذره واسه خودش ارزش و احترام قایل باشه 
    پس فردا ک باهم ازدواج کنن تا تقی به توقی بخوره شوهرش میزنه تو سرش که تو بودی اومدی دنبال من 
    بعدشم زندگی ک فقط واسه مدرک باشه باید از همون اول به حالش گریست چون عاقبتش معلومه کاملا 
    پاسخ:
    نه غروری،نه شخصیتی. مردها هم که کلا زود جومیگیره،زن رو اینجوری بیچاره میکنه.  برای دوستای من مدرک حرف اول رو میزنه،بقیه چیزاش مهم نیست،فقط بتونن باهاش پزبدن کافیه
  • خانم آقای الف(آیلین)
  • به فکر منم انداختی که بفرستم حرفای سوزناک ولی یه چیزی آقای الف عین گونی سیب زمینی اصلا به روی خودش نمیاره نکبت 
    کلا مهندسی ساختمان ما مضخرفه من دوس دارم بنا بشم و بکوبم از نو بسازم خخخخخخ
    دوستت احتمالا مغز خر که چه عرض کنم پی پی خر نخورده ؟؟؟ والا مردا همشون یکی هستن دکتر و .... هم نداره هاهاهاها
    همه از عروسی وفیلم وعکس شاکی ان من دوس دارم کلا یادم بره عروسی داشتیم خخخخخخ
    مگه تمومی داره غیبت از مادر شوهر بهتر ننویسیم اونوخ باید زود به زود آپ کنیم 
    پاسخ:
    حرفای سوزناک بعضی وقتا خوبه.طفلک آقای الف. خخ مهندسی ساختمان ما خوبه،ساختمان روبه رویی رو باید بکوبن با اون دیوار زشتشون.  فعلا جو دکتر گرفتتش،امیدوارم تا کل غرورش نابودنشده یکی پیداکنه.  منم ازعکس وفیلمبرداری عروسیم شاکیم،شدیددد.  دقیقااااااا،اونوخت کارمن میشدپست نوشتن. 
    چه خانم اوپن مایندی هستند. بعد از ازدواج هم حتما احوالشون را بپرس. 
    پاسخ:
    خیلیییییی،ببینیم بعد ازدواج اصلا روحیه ای براش مونده یانه. اینکه یک مرد به آدم جواب نه بده خیلی زور داره،من بودم هیچی ازم نمیموند دیگه
    مگه عروسی نداشتی نیلو‌جان؟ 
    پست بدون غیبت مادرشوهر مثل غذای بدون نمکه....ههههه

    پاسخ:
    عروسی داشتم. تعریف میکنم حتما.  خخخ،چه مثال خوبی. پس بعد این اگه غیبتی بود،حتمامیخویسم. 
  • ⓜⓘⓝⓐ💋 ..
  • چرا زبونت قفل میشه؟؟؟؟
    اگه ب اون نگی،ب کی بگی؟؟؟
    باز خوبه اروم شدی.

    هممون همینطوری هستیم چیزایی ک نداریم برامون بزرگنمایی میکنن
    و نمیزارن داشته هامونو ببینیم

    دختره مخش تاب داره هااااا

    خخخخ..غیبت مادر شوهر

    الهی ک زودتر برسی ب ارزوت😍
    پاسخ:
    اصلانمیتونم رو در رو باهاش حرف بزنم،فوری اشکم جاری میشه،حرفام میمونه.
    اصلا نگاهی که اون روز داشت،از هزارتا حرف برام با ارزشتر بود،مثل آبی که رو آتیش ریخته باشن. 
     خیلی هم تاب داره،براش نگرانم. 
     خیلی ممنونم میناجان
    خیلی خوبه که حرفات رو زدی بهتر از اون اینه که شوهرت درکت کرده و ارومت کرده ،ماشالله به این خانم خخخ سرش به سنگ نخورده داغه هنوز فردا رفت سر خونه زندگیش حالش رو میپرسم ،تو که خدا رو شکر همه چی داری ایشالله به این خاستت برسی هرچند که قبلا رسیدی بهش ولی این بار به دلخاه خودت باشه ،از مادر شوهر ننویس خخخ چون دیگه باید باهاشون بسوزیم و بسازیم هرچقد بیشتر بگیم ازشون بیشتر اذیت میشیم 
    پاسخ:
    حیف حرفام نصفه و نیمه موندفقط.  منم امیدوارم تا ازدواج کنه عزت نفسی براش باقی مونده باشه.  امان از این مادرشوهرا
    خو راس میگه دیگه بنده خدا.خو دلیل بیار .اییییش

    سمیرا در نقش خواهر شوهر.

    خخخخخ
    پاسخ:
    خب این دلیل آوردن سختنه،اونم باهاش چشم تو چشم بشم،فوری اشکم جاری میشه.  قبلن ها خواهرشوهر مهربونی بودی ها،باما به ازاین باش ،خخخخ
    عجب دوستی!!!! واقعا چجوری روش میشه من موندم خخخ 

    اوخی چقد خوبه ک دلگرم شدی ی جوری شدم وقتی حرفتو خوندم

    اگه پولدار شدی اونروزی ک میری سالگرد عروسیت باشه منم دعوت کن :)
    پاسخ:
    من نگران وقتیم که سرخورده بشه،نمیدونم غروری تا الان مونده براش یانه
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">