دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

فک کنم هدف ازخلقت من این بوده که خدا با دوستاش دورهمی بشینن و بهم بخندن.

یه موجودی که هیچ فایده ای نداره،تاحالاهیچ کارمفیدی انجام نداده،

یه موجودی که یه هیجان کوچیک هم وارد زندگیش نشده.

فقط بلده مسخره بازی دربیاره وبخنده وچرت وپرت بگه.

 یه موجودی که به جای اینکه فقط و فقط به خودش فک بکنه به اطرافیان و صلاح اونا فک کرده،

خودشو ازخیلی چیزها محروم کرده تامشکلی واسه اطرافیانش پیش نیاد.

یه موجودی که حتی وقتی عاشق شد،به خاطرخانوادش پارو دلش گذاشت

،وقتی عاشق شد 15 سالش بود.

 میتونست مثل بقیه،مثل خواهرش،بیخیال خانواده بشه و یه رابطه قشنگ رو تجربه کنه.

امانکرد،جازد.

  یه موجودی که حتی جرات نداشت تو زندگیه مشترکش دعوا کنه

یا ازحقش دفاع کنه،چرا؟

چون میترسیدبه گوش خانوادش برسه و ناراحت بشن.

یه موجودی که حتی وقتی نامزد کرد،جرات نداشت نامزدش رو بیاره خونه،چرا؟

چون میترسید باعث زحمت بقیه بشه

،حاضر بودخودش هر روز بره خونه مادرشوهرو اذیت بشه اما اونا ناراحت نشن. 


الانم،بعد 30 سال تازه فهمیده چقدر اشتباه کرده،

چه چیزایی رو از دست داده. 

اماخیلی دیره،هیچی برنمیگرده. 



خیلی سخته وقتی میشنی و فک میکنی به گذشته  و میبینی هیچ خاطره ای نداره

،هیچی واسه تعریف کردن نداری جزیه مشت ملاحظات بیخودی. 

نظرات  (۳۷)

چه جالب
منم خیلی اوقات میشینم و میگردم میبینم هدفی نیست که بهش رسیده باشم
یا موفقیت خاصی کسب کرده باشم
یا مثلا مفید واقع شده باشم
اما بیشتر که فکر میکنم میبینم مثلا فلان روز اگه من نبودم فلانی خوشحال نمیشد
یا اگه من نبودم بعضی آدما دور هم جمع نمیشدن
یا موقعیت الانمو نگاه میکنم و با همه سختیاش میبینم آرزوی خیلی هاست
موقیعت الانه ما بی هیچ موفقیتی آرزوی خیلی هاست و موقعیت خیلی ها هم بی هیچ موفقیت چشم گیری شاید آرزوی ما باشه
امیدوارم موفق و سلامت باشی دوست عزیز
پاسخ:
چه قشنگ گفتی،راست میگی تا حالا اینجوری فک نکرده بودم. ممنون. شماهم موفق باشی
۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۳:۰۹ خانم آقای الف (آیلین)
نیلو جانم سلام 
منم بعضی وقتا از خیلی چیزا گذشتم بعد یه مدت مث خوره می افتن به جونم و می بینم که هیچ کس عین خیالش نیست وفقط دارم خودم عذاب می کشم هیچ کس حتی الان وقبلش نفهمیده چه گذشتی کردم 
اینارو می بینم سعی می کنم از یادم ببرم بهت حق میدم هر ازگاهی یادت بیفته ولی بیشتر به خودت فک کن ازین به بعد مهمه 
نیلو تو سی سالته ؟
ماشالا چشمم کف پات اصلن بهت نمیاد (الکی مثلا من تورو دیدم)

پاسخ:
وقتی گذشت زیاد باشه دیگه کسی متوجه نمیشه وبه صورت یه وظیفه درمیاد.  خخخ،بله،30 سالمه. مثل دختر 18 سالم مگه نه؟
نیلوفر خانومی کجاهایی خانومی- نمینویسی دیگه
پاسخ:
هعی نگین جان مشغوله بافتن تابلوفرشم،تموم نمیشه راحت بشم. 
سلام عزیزم خوبی چه خبرا 
راستی نیلو جون تو از مرمر خبر نداری 
پاسخ:
سلام آرزوجان.  مرمرکه هی آدرس عوض کرد بعدشم کلاپاک کرد،دیگه ازش خبرندارم. خیلی دوست دارم بدونم چیکارا میکنه. 
ینی چیزی به اسم اعتماد به نفس در وجود تو نیس واقعا؟؟؟؟
اعصابم خرد میشه وقتی درمورد خودت اینا رو مینویسی
وقتی طرز فکرت اینجوریه:|
بقرآن دلم میخاد بزنم لهت کنم همچی وقتایی

عشق و عاشقی تو پونزده سالگی؟؟؟
از کجا میدونی خوشبخت میشدی اوخ؟؟؟؟؟


سوالای زیادی درموردت تو ذهنم بوجود اومده:|

پاسخ:
اتفاقا خیلی هست. خداروشکر نزدیکم نیستی و الا الان اون دنیا بودم.  تو 15 سالگی که نموند،از 15 سالگی تا 22 سالگی.  بپرس خب. جواب میدم حتما
مهم شما هستین. 
سعی کن یه کاری رو پیش بگیری و حس بی مصرف بودن رو تو وجودت از بین ببری.
ریشه ی تمام بیماری ها این حس هاست
پاسخ:
آره واقعا ازاین فکر و خیال و حس های ناجور خیلی چیزا سراغ آدم میادمتاسفانه. 

سلام گلم

من هیچ اطلاعاتی از تو ندارم اما اینو میدونم خیلی مهربون و باهوشی

این بهترین هنر زندگیته

قدر خودتو بدون

خوشبحالت

نمیدونم من چقد بدحوصله و اخلاقم

یه جورایی هم احمق ماهی ام

پاسخ:
سلام سمیه جان. خیلی ممنون. لطف داری.  اینجوری نگو اصلا هم این اخلاقیات رو نداری. من همیشه میخونمت و دیدم. 
سخت نگیر
راحت تر باهمه چی برخورد کن
و برای خوت زندگی کن نه برای حرف مردم
برای عوض شدن باید شرایطتت هم عوض کنی
یه دفعه نمیشه باید بخوای و کم کم شروع کنی
عصبانیت کمکی بهت نمیکنه
با آرامش و آروم آروم عوض شو
و تکرار میکنم سخت نگیر
موفق باشی

پاسخ:
این سخت نگرفتن کاربسی دشواراست. اول اینجوری نبودما،ازبعد ازدواجم اینجوری شدم.  یه دفعه که اصلانمیتونم،باعث میشه دیگران هم رفتارشون تغییرکنه.  چشم سخت نمیگیرم. خیلی ممنونم. 
۰۱ خرداد ۹۵ ، ۰۹:۴۹ روزهای خوب
چرا نمیتونی بری پیش مشاور ؟
پاسخ:
چون شوهرجانمان موافق نیست،وگرنه خیلی وقت پیشا میخاستم برم. 
فک کنم نیلو جفتی باهم قاطی کردیم((:
راستی مادرشوهر با کاسکو چیکار میکنه?هنوز خسته نشده?(:
پاسخ:
آخی تو هم؟چه بد.  خسته شده امافعلانگه داشته به خاطرشوهرجان
من چندین بار بهت گفتم. تو دختر بسیار باهوشی هستی. اما متأسفانه باور نداری که هستی. 
یک راه هزار فرسنگی هم از قدم اول شروع می شود. بعد می شه هزار فرسنگ منهای یک قدم. 
پاسخ:
وقتی اینجوری میگه اعتمادبه نفسم میره بالا. جمعه اولین قدم رو برداشتم،سخت بود اما انجامش دادم. 
این نیلوفری که ما میشناسیم خیلی خانومه و خونه داره که...

تازشم مادر شوهرش خعلییییییییییی دوسش داره
.
.
.
چاکریم
پاسخ:
مرسیییییی سمیراجان.
  مخلصیم دربست. 
نیلو خب درسته جای تو نیستم ولی از الان نذار حسرتی روی دلت باشه....

به میل خودت زندگی کن بابا...
پاسخ:
همین تصمیم رو دارم. دیگه خسته شدم. فعلا شروع کردم تاببینم موفق میشم یانه
عه!!!!
خصوصی؟؟؟!!!!
نه بابا کجا جلوترم!؟
اگرم باشم یه سال...اونم بخاطرِ وروجکمون 
پاسخ:
همین که یه دخترکوچولو داری یعنی خیلی جلویی. حالا کوتامن اقدام کنم،بیارم،پیرشدم رفته. 
نیلو امیدوارم انچنان تو خودت تغییر ایجاد کنی که غرق لذت شی از خودت
به نظرم یه کم بدبینانه ام نوشتی مطمئن باش پاش برسه کلی خاطره از اعماق وجودت میاد بالا
نیلو خودتو دست کم نگیر من که به داشتن دوستی مث تو افتخارم میکنم میبینی که بیشتر مسایل خودم و زندگیمم با شماهاس و هی نظرات برام مهمه پس یه کم بیشتر خودتو تحویل بگیر
پاسخ:
امیدوارم مونایی.  ممنونم موناجان،منم همینطور.  چشم بعداین حتماخودموتحویل میگیرم،30سال واسه بقیه بودم،بعداین واسه خودمم. 
عاغا؟؟؟
کامنت من ثبت نشده ؟؟؟؟
پاسخ:
کامنتت روخصوصی زده بودی. بله ماهمسنیم. خخ اماشماتوزندگی ازمن خیلی جلوتری
هیچ وقت دیر نیست...
انقلاب کن... 
پاسخ:
مثل انقلابی که قدیماکردن. 
نیلو تو 30 سالته؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ:
خخخ بله. چیه مگه؟پیرشدم؟
منم همینطورم هنوزم هستم... اما راستش پشیمون نیستم!!!! من هنوز آدم نشدم:)))
پاسخ:
من پشیمون شدم اما تا آدم بشم و نکنم خیلی راه داره هنوز
سلام عزیزم خوبی 
هنوزم دیر نشده عزیزم از الان شروع کن از زندگیت بیشتر لذت ببری
پاسخ:
سلام آرزوجان. خوبم. یه مدته سعیمومیکنم فقط براخودم باشم،امیدوارم موفق بشم. 
نظرم کو
پاسخ:
وقت تنگ بودنشد تاییدکنم. باعرض پوزش فراوان
ا زمن می شنوی کوتاه نیا برا خانواده ی همسرت.
برا شوهرت کوتاه اومدی ایراد نداره.
ولی برا اونا نه. چون نمک نشناسن خانواده ی پسرا
من هم اوایل خیلی کوتاه اومدم. بعدش دیدم هر چی کوتاه میای بیشتر رو کولت سوار میشن.
برا همین دیگه کوتاه نمیام
پاسخ:
جدیداکوتاه نمیام،چون دیگه ظرفیتم تکمیله. منم اثرات کوتاه اومدنو دیدم که میخام عوض بشم. 
نیلوفر جان من حرف بدی زدم؟ ازم ناراحت شدی؟ :(
پاسخ:
نه نگین جان. فرصت تایید نبود. ببخشید. 
اینایی که گفتی منو یاد خودم انداخت...
پاسخ:
چقد بد. میتونم کاملا درکت کنم که چه حالی داری.من که دیر متوجه شدم،امیدوارم برای شمادیرنشده باشه. 
دقیقا این حستو درک میکنم
منم مث تو ملاحظه خیلیاروکردم بخاطر خیلیا ازهمه چی گذشتم
ولی وقتی باهمسرم آشناشدم و فهمیدم آدم خوبیه از خواستنم کوتاه نیومدم
اینقدر موندم پای حرم ک بالاخره ب خواسته م رسیدم و ازدواج کردم
از دوران نامزدیم هم کلی خاطره ی شیرین برای تعریف دارم
پاسخ:
چه خوب،اما اگه من بودم کوتاه میومدم فوری تا یه وقت دیگران دلخور نشن ازدستم. من ازنامزدیم خاطره آنچنانی ندارم اصلا. 
واسه عوض شدن شدن نیلوفری که خودت دوست داری هیچوقت دیر نیسی-اگه تا الان اینجور زندگی کردی میتونی بعدش رو همونجور که دوس داری زندگی کنی- و چن سال دیگه که به زندگیت نگاه کردی ببینی چقد خاطره خوب برا خودت ساختی
نیلوفر هیچوقت دیر نیست
پاسخ:
دارم سعیمو میکنم،اماسخته،هی دلم میسوزه برای اطرافیانم و هی محبت الکیم گل میکنه. هرسری تصمیم میگیرم درمقابل مادرشوهرم مقاومت کنم اماوقتی میبینمش کلافراموش میکنم. 
این چ حرفیه نیلو 
بی انصاف نباش به فرض ک هسچی برای تعریف کردن نداشته باشی اما نشستن و غصه خوردن بابت ایتا مشکلی رو حل نمیکنه و فقط خودتو ناراحت میکنه
ازین ببعدشو جوری ک دوس داری زتدگی کن و بخاطر حرف بقیه خودتو از لذتا محروم نکن (کاری ک هممون کم و بیش انجام میدیم)
پاسخ:
دارم همین کار رو میکنم اماهرازگاهی باز یادم میره و میشم همون نیلوفرقبلی. خخ
سلام چند وقته میخونمت اما پیش نیومده نظر بدم اما با این مطلبت منو یاد خودم انداختی حسامون مشترکه ملاحظه و ملاحظه همش به همین ختم میشه و باعث میشه همیشه زندگی برامون سخت بشه،عذاب بشه و لذتی نبریم و این کم کم خستگی و دلمردگی و میاره.
فمر نمیکردم 30سالت باشه همش تصورم ازت یه تازه عروس 20،22ساله ی کم تجربه بود (البته ببخشید که اینو میگم)
پاسخ:
سلام. چه بدکه شمام مثل منی. امیدوارم شما زودتر تغییرکنی تابه سن من که رسیدی حسرت نخوری.  جدا؟چه جالب. یعنی تا این حد بی تجربم!!! پس هرجورشده باید تغییرکنم. 
حالا چرا انقدر عصبی هستی دختر؟ مگه زندگیت چشه؟ خداروشکر شوهر خوب داری زندگی خوب داری
پاسخ:
جدیدا خیلی اذیت میشم،خیلی فشار رومه. خداروشکر زندگی باشوهرجانمان عالیه،اما اطرافیانم نه. 
اولا که مفید بودن همه ی ما دست خودمونه و مقصر نبودنش فقط خودمون هستیم . هدف از خلقت بشر رسیدن به بالاترین مقام و منزلت از هر نظر بوده حالا یکی واسه این هدف تلاش میکنه و میرسه بهش . یکی هم تلاش نمیکنه و نمیرسه .
دوما از کحا میدونی اگه دنیال عشق خام نوجوانی میرفتی الان با یادآوریش افسوس نمیخوردی و پشیمون نبودی ؟؟؟
جدا از همه ی اینا ... یادآوری گذشته جز اینکه باعث بشه آینده رو بهتر بسازی هیچ سودی نداره و غصه خوردن براش وقت تلف کردنه 
بچسب به زندگی :-)
پاسخ:
نمیدونم،احساس میکنم اگه تجربه میکردم بهتربود،میدونم ممکن بودبدجوری شکست بخورم و بیشتر ازاینا افسوس بخورم. واقعا فک کردن به گذشته هیچ سودی نداره جز سر درد وکینه های بیشتر. 
با این خصوصیاتی که گفتی بقیه باید قدرتو بدونن
ولی ازین به بعد بیشتر به فکر خودت باش
نزار ده سال دیگه حسرت همین روزهاتو هم بخوری

پاسخ:
قدرمو نمیدونن،به اسم خودشون نوشته میشه همه چی. ایناروکه دیدم فهمیدم این مدت اشتباه میکردم،نه تنها تشکرنمیکنن،هی بیشتربهت فشارمیارن. 
زندگی منم تقریبا ی خط صافه...
مفید نبودم اصن حتی برای خودم ...فکنم خدا من رو هم واس این ک بخنده خلق کرده ....!!


کاش زندگی دنده عقب داشت!
پاسخ:
زندگیه منم یه خطه صافه،همیشه میگم زندگیه من کلا سکته کرده و ضربان نداره که بالاوپایین بشه.  واقعاکاش،اونوقت خیلی کارا میکردم. 
نیلو تو هر زمانی اون انتخاب تو بوده حتی اگه اشتباه بوده باشه. آدما اشتباه میکنن این فقط تو نیستی که اشتباه کردی زمانتو یا خیلی چیزا رو از دست دادی. اینو بپذیر که طبیعیه و شروع کن. میخوای بقیه عمرتم همین راهو ادامه بدی؟!یعنی 20 سال دیگه هم بگی باز تو این 20 سال اشتباه کردی؟!
پس همین الان یه کار کن که فردای هرروز که به روز قبل نگاه میکنی از خودت راضی باشی.
لوس بازی در نیار غرغراتو بزار کنار. فقط شروع کن به کاری که احساس میکنی بهت حس خوبی میده.
پاسخ:
نه نمیخام ادامه بدم. تاهمینجادیگه بسه. امیدوارم بتونم و زودی کم نیارم مثل همیشه. خواهرم میگه تو زیادی دلسوزی.  امان ازاین غرغر. اصلا عادت کردم غرنزنم نمیشه انگار
سلام نیلوفر
جدا باید بری پیش یه مشاور

تو چرا همش چهره ناراحت زندگی رو میبینی 
چرا تو گذشته میچرخی

تو گذشته چرخیدن هییییییییییچ فایده ای نداره تو حال زندگی کن و اینده رو اونطور که دوست داری بسازش

چه کاریه اخه غصه خوردن
زندگی انقد لحظه های خوب میتونه داشته باشه که حتی به فکرت نمیرسه
سعی کن حال کنی و لذت ببری
پاسخ:
شاید چون از حال راضی نیستم،چون گذشته بدی داشتم،مخصوصا بعد نامزدیم. چیزایی هم که میبینم میفهمم چه اشتباهایی که نکردم و باعث میشه غصه بخورم. دوست دارم برم پیش مشاور اما امکانش نیست. 
واقعن میتونم درکت کنم نوع من فرق میکنه ولی درکش برام سخت نیست
هنوزم دیر نیست نیلوفر جون انقد خودباخته نباش
به توصیه من گوش نکردی که
پاسخ:
دیرنیست اماخیلی زمان میبره تغییر. فعلا این تغییر رو شروع کردم،امیدوارم نتیجه بگیرم.  سرم یه کم خلوت بشه حتماانجام میدم. 
نیلو چرا افتادی رو دور هذیون و ناشکری؟
تو که هنرمندی و قالی می بافی. تابلو بافی می کنی.
تو که هنر اینو داری که یه زندگی خوب داشته باشی. هنر اینو داری که زندگی ات رو بچرخونی. خیلیا رو می شناسم بلد نیستن زندگی کنن با همسرشون. اینکه تونستی تا الان زندگی کنی و دعواها رو به خوشی ها تبدیل کنی خیلی خوبه.
اینکه تونستید با همسرت خونه بخرین خیلی خوبه. اگه یه زنی بودی که هزار جور ادا داشت و هر روز برا همسرش خرج می تراشید و هر روز ازش برلیان و طلا و لباساس گرون گرون می خواست نمی تونستین خونه ی خوب بگیرین و خیلی کارای دیگه.
اینا همه اش هنره دختر.
پاسخ:
میدونی دل آرام،این مدت اینقد ازخودم گذشتم به خاطردیگران که دیگه صبرم لبریز شده.راجه به زندگیم باشوهرجان حرفاتو قبول دارم و ناراضی نیستم،اما دربرخوردبا خانواده شوهرم و اطرافیانم خیلی اذیت شدم. این همه کوتاه اومدم اماهیچکس نفهمید،همه چی به اسم دیگران نوشته شد. 
انگار آدم اصلا زندگی نکرده است. 
پاسخ:
دقیقاهمینطوره. اولا اینقد اذیتم نمیکرد اما هرچی سنم میره بالاتر بیشتر باعث آزارمه. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">