دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

پدرشوهر به آغوش گرم خانواده برگشت،اما همچنان در سکوت به سر میبره.

 کسی هم کاری به کارش نداره،میترسن دوباره خراب کاری کنه.  




برادرشوهر هم بالاخره واسه خودش یه کاری انجام داد

،یه مدت بگذره احتمالا جاری دار بشم

،اما اصلا دوست ندارم،

اینکه یکی دیگه هم میاد و توجهات میره سمت اون خیلی بده.

فقط باید به من توجه کنن و بس.




نمیدونم چرا هرچی بزرگتر میشم،خبیث تر و کینه ای تر میشم.

یادمه قبلا ها،همه رو دوست داشتم،حتی اون هایی رو که بهم بدی میکردن،

کلا فراموش میکردم بدی هاشون رو.

 اما الان هر روز با خودم مرورشون میکنم و کینه رو شدیدتر.

تلاش میکنم که بدی هاشون رو فراموش نکنم. 

با یکبار بدی،تمام خوبی هاشون رو ازیاد میبرم. 

دلم واسه نیلوفر قبلی تنگ شده. 





 راست میگن وقتی رو یه مسئله تمرکز میکنی،حتما اتفاق میفته،

مادرشوهرمن،هرماه سر یه روز،روضه داشتن،منم خیلی بدم میومد،

تا اینکه تو لیست آرزوهام نوشته بودمش،

چند روز پیش مادرشوهر فرمودن،روضه های ماهیانمو جمع میکنم.

به همین راحتی،بعد این همه سال.





دخترای امروزی به شدت لوسن

،یه دختری،صاحب دوقلو شده،

جالبه که پسر رو خودش نگه میداره و ازشیر خودش غذامیده بهش،و دختر رو داده به مادرشوهرش و شیرخشک میدن بهش.

من جای دختر باشم،بزرگ که شدم برای همیشه بیخیال این مادرمیشم.

 تبعیض تا این حددددددد.

 میفرمایند سخته نگه داشتن دوتا بچه.

یکی نیست بگه خب پرستار بگیر که کمکت باشه نه اینکه کلا بیخیالش بشی که. 

 پس زن های قدیم اون همه بچه رو چی جوری بزرگ کردن؟ 

نظرات (۲۹)

ایشالا که زودی جاری دار بشی :)
ما هم یه زمانی هر ماه روضه داشتیم- دلم تنگ شد براش
---
منم معمولا طول میکشه تا دلم با کسی صاف شه :(
---
نیلوفر چرا نمیشه برات شکلک گذاشت ٱخه-کامنت بدون شکلک (گریه)
پاسخ:
ان شاالله. من که اینقد روضه دیدیم که اسمش میاد دلم میگیره.  منم مخصوصا با مادرشوهرم.  اینجانمیشه متاسفانه. بیانه دیگه. 
  • بابا لنگ دراز
  • اولا حسادت بد عسد
    دومأ از مراسم روضه بدتون میاد؟چرا؟
    پاسخ:
    بله حسادت خیلی بد است که متاسفانه من بدجوری حسودم.  ازمراسم روضه هایی که میگیرن و توش هیچ حرف مفیدی نیست،یا اینکه روضه میگیرن و به خیلی چیزا پایبند نیستن بدم میاد. مجبورهم بودم که برم و مجبوربودم که مثل اسب کار کنم. 
    دیگ‌ببین چقد نحس بودی تو که زده کلهم اجمعین همرو جمع کرده روضه ها  :)))
    چه مامان بدی!
    اصلا چطور اسم خودشو مادر میذاره؟
    ینی چی اصلا؟
    پاسخ:
    جدیدا دخترا لوسن آخه،نمیتونن انجام بدن .دلم واسه دختره میسوزه. 
    وووی پستتو عوض کن
    انقدر این پدرشوهرت مارو عقب گرد زد که خسته شدیم
    پاسخ:
    خخخ. باشه حتما
    پدرشوهر کجارفته بود که برگشت ؟!😊
    پاسخ:
    درقهربه سرمیبردن
    کامنت من نیومده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ:
    اومده،ببخشید تاییدنکرده فودم. 
    شاید هم واقعا نمی تونه اما جدا دخترک گناه دارد. 
    پاسخ:
    نمیتونه لااقل پرستارمیگرفت اینکه به یکی شیرمادر میده به اون یکی شیرخشک گناه داره
    گفتی جاری و کردی کبابم :|
    نیلوفر جون همینطوری بهتره
    دوره عوض شده اگه درمقابل بدی ها ساکت باشی وببخشی میگن طرف حالیش نیست تو سری خوره.... :|
    خدا بچه رو به کی میده :|
    من خودمو پاره کردم برا بچه..... یکی دوتا میاره یکیشم نمیخواد قربون خدا برم 
    پاسخ:
    خخخ،خداروشکرهنوز ندارمش.  ای جان،ان شاالله به زودی خدا قسمتت میکنه. 
    از آدمایی مثل پدرشوهرت متنفرم

    پاسخ:
    منم همینطور. 
    کامنت من نیومده؟؟؟
    پاسخ:
    اومده،فقط وقت تایید نداشتم. 
    جاری خوبه نیلوفر فقط باید باهاش با سیاست رفتار کرد
    پاسخ:
    آره اگه خوب باشه،جاری خوب میشه درکل. اما این جاری یه کم یه جوریه،همون اولش باخواهرشوهر دعواش شده. 
    کلا بچه را داده مادرشوهرش بزرگ کنه؟ یعنی اصلا پیش خودش نیست؟
    پاسخ:
    آره،انگاری دختر مادرشوهرس،شباهم باهمیناس،حتا مهمونی هم که بره مادرشوهرباخودش میبره بچه رو،میگفت مامانشو نمیشناسه وازمنم دورنمیشه. 
    پدرشوهر کجا بود بی اجازه؟؟؟؟
    واااای جاری فاتحه ات خونده اس....ولی تو خوبی دیگه بعید میدونم مادرشوهرت تو رو ول کنه بره سراغ جاری
    منم همینطور حتی گاهی تعجب میکنم چرا بدم نیومده و حس انتقامی ندارم
    پاسخ:
    ازخونه رفته بود.  امیدوارم به زودی جاری دارنشم،تاکاروبار برادرشوهربگیره وپس انداز کنه طول میکشه.  خیلی خوبه کینه نداری،کینه خود آدمونابود میکنه
    خداروشکر همین که برگشته غنیمته خخ
    یا خدااا عجب مادریه اون باز دوست منم خواهرش اینجوری بود فک کن خودش تهران بچش اینجا پسرش تهران دخترش اینجا بعد میخواستن بعد 1 و نیم سال بیان که اگه شد ببرنش دختره نمیرف باهاشون خوب بیچاره مهر مادری ندیده بود مادربزرگشو ول نمیکرد من نمیتونم درک کنم اصلا اینجوری بودن رو
    پاسخ:
    آره بابا،همین که هست خوبه.  این دختربچه هم نمیشناسه مادرش رو،ازمادرشوهره جدانمیشه. حق هم داره دیگه. اصلامعنی نداره اینجوری
    خوب خدا رو شکر انشالله که در صلح و صفا تا آخر عمر زندگی کنن (شبیه قصه ها:دی)
    ای لیلوفرِ غرغروِ خودخواه:دی
    یعنی آرزوت منو کشته:دی
    ببیــــــــــــــــن من نمیگم کارش خوبه یا بد ولی به خودش مربوطه(وای کاشکی بیان شکلک و آیکون داشت کلی آیکون خبیثانه و زبون دراز رو واست میزاشتم)
    :**
    پاسخ:
    خخخ،ان شاالله. 
      خب راست میگم،فقط من مهم میباشم ولاغیر
     اصلاهم به خودش مربوط نیست،به من مربوطه عهههههههههه. آیکون عصبانیییییی
    چه محبت مادری داره این دختر!!!
    نم کشیده محبتش! 
    واقعا دلش میاد یه بچه اش دائما شیرخشک بخوره؟!
    حداقل یک روز درمیون می کردن یا یه هفته درمیون. 
    تازه دختر بیش تر از پسر نیازمنده این شیره..دو روز دیگه خودش می خواد مادر بشه.
    بنظرم بخاطر اینه که قلب و دلتو صاف نکردی. منم هروقت این جور می شم می فهمم دلم صاف نشده....سعی کن دلتو صاف کنی. ببین چجوری حالت خوب میشه. مثلا نذر امام حسین زیارت امام حسین....یا زیارت امام زاده ایی ...محبت به بقیه....از این کارا...
    وای امان از روزی که من کینه ایی بشم. خدا رحم کنه.
    پاسخ:
    محبت چکه میکنه همینجوری. به نظرمنم باید نوبتی میکرد،دختربچه حساس تر هم میشه.  خیلی سعی میکنم خوب باشم،امانمیشه متاسفانه. 
    ای بابا این پدرشوهرتم ماجراییه واس خودشاااااا

    اوه...چه عروسه مقتدری!

    واسه منم پیش اومده اینجوری بشم:-\امیدوارم برگردی
    ب قبل چون اونجوری خودتم راحتتری

    بابا تمررررکززززززز...
    من موافقم با این مسئله ;-) 

    جالب بود و البته عجیب !!!!
    پاسخ:
    پدرشوهرمن عتیقه س،فک کن غذایی که مادرشوهرمیپزه رو نمیخوره اصلا.  خعیلیییی مقتدرم،خخ.  
    خداروشگر....
    منم هرجی بزرگتر میشم انگار اون لطافت و انعطافم کمتر میشه... 

    پاسخ:
    اوهوم،هرچی سن میره بالاتر،انگار آدم سخت تر میبخشه. 
    نیلو جونم چرا عزیزم تو که خانوم ماهی بودی از همچین خانومی این اخلاق بعیده 

    وا یعنی چه که داده مادر شوهرش خونشون جدا از همه یا با هم زندگی میکنن دلش برا بچه تنگ نمیشه همسر چیزی بهش نمیگه 
    پاسخ:
    بالای خونه مادرشوهرزندگی میکنه،اما کلا بچه رو داده به مادرشوهر،میگه نمیتونم نگه دارم. کلا دراختیارمادرشوهره،فقط هم اونو میشناسه. 
    خداروشکر من جاری ندارم و نخواهم داشت... اصلا تصورشم آدمو اذیت میکنه.
    منم مثل تو شدم نیلوفرجون دیگه وقتی میبینم یکی در حقم بدی میکنه ب همین سادگی میذارمش کنار و لی قبلاها زود میبخشیدمش...علی میگه چون پخته تر شدی و قبل ساده بودی..چه میدونم
    همه تو حسرت بچه موندن اونوقت این خانووووووم!!!!!

    پاسخ:
    وااای خوش به حالت،من درآینده صاحبه دوتاجاری میشم.  به نظرمنم سن بالاتر میره بخشیدن سخت تر میشه.  آره واقعا،چی جوری دلش اومده من نمیدونم. 
    پدرشوهرت کجا بود؟؟
    فکر کنم هرچی سن بره بالا آدم کینه ای تر میشه............
    وای اون دختره چه دلی داره که بچه شو خودش بزرگ نمیکنه
    مشخصه ازون پسر دوستاست که به اون شیر خودشو میده و به دختره شیر خشک
    بدم اومد ازششششششششش

    پاسخ:
    درقهر به سرمیبرد،ازخونه رفته بود.  دقیقا منم همین فکر رومیکنم،سن که میره بالا،بیرحمتر میشم انگار.  دقیقا پسر دوسته،چون مادرشوهرش دختر نداره،به عروس گفته بود ان شاالله خدا بهت دختر بده نه پسر،عروس گفته بود من پسر دوست دارم،که خدا دوقلو میده و دختر رو میده به مادرشوهرش. 
    سعی کن برگردی به اون نیلوی خوش قلب. نذار دلت سیاه بشه.

    دخمل بیچاره مامان نمی خواد؟ :(
    پاسخ:
    خیلی سخته،خیلی سعی میکنم یکی دو روز میبخشم و باز،یادم میفته.  دیگه مادرشوهره میشه مامانش دیگه،طفلک
  • خانم آقای الف (آیلین)
  • سلام نیلو جانم
    پستای قبلتو نخوندم نمی دونم چی به چیه ولی پدر شوهر مضخررررفی داری و اینکه خواهرم میگه عموی شوهرش وقتی با زنش دعواش میشه میره بیرون چند روز قهر احتمالا شاید پدر شوهرت عموی دامادمونه :/
    جاری موجود مضخرفی است با اینکه ندارم خواهرام دارن و دیدم که از پشت خنجر میزنن خداروشکر فعلا نیست تا من تجربه کسب کنم وبفهمم که چطوری باهاش برخورد کنم :/
    بعضی وقتا دقیقا تمرکز و جذب جواب میده ولی اکثر اوقات اونی نمیشه که میخوای  من تو وبلاگ قبلیم ده سال آینده رو نوشته بودم که پنجاه درصدش فکر کنم داره اتفاق می افته شاید یه پست نوشتم راجع بهش :)
    واقعا چطور دلش میاد به دختره شیر نمیده اگه واقعا بچه هاشو میخواد بگه باهم بزرگش کنن هر دوتاشو اگه نه فکر کنم داره ظلم می کنه مادر شوهره چه خجسته اس :/ به نظرم فقط اوایل سخته که اگه یه کم بزرگ بشن یه سال بشن درست میشه دختر دایی من دوقلو داشت که به کمک خواهر شوهراش بزرگ کرده 

    پاسخ:
    احتمالا،حالا هم که اومده خونه،غذانمیخوره و خودش درست میکنه.  خداروشکر منم فعلا ندارم،اصلنم دوست ندارم داشته باشم.  حتما بنویس،دوست دارم بخونم.  مادرشوهر دختر نداره،به خاطرهمین مثل بچه خودش نگه میداره. 
    خداروشکر که برگشت . 
    جاری هم که .... حالا بذار یکمم به اون توجه کنن دیگه ;-) کوتاه بیا 
    وااااای طفلی دختره . خب حالا هردوشونو از شیر خودش بده واسه نگهداریس کمک بگیره . حیفه بچه شیر مادر نخوره و با شیر خشک بزرگ شه طفلی :-(
    پاسخ:
    آره خداروشکررر.  نوچ،خیلی سخته آخه،فک کن من همه جا مورد توجهم،اون که بیاد همه منو یادشون میره.  میگه شیرم نمیرسه،خب یکی درمیون شیرمیداد. 
    طفلک دختره . خوب نوبتی بهشون شیر خودشو بده . بعد اینهمه سال از زمان پیامبر و زنده به گور کردن دخترا هنوز هم مردم پسر دوستن
    پاسخ:
    اینجا اکثرا پسر دوستن،فک میکنن هرکی پسر بزاد یعنی محشرکرده. 
    واقعا چه مادر بی احساسی 
    ی جوری شدم اصن طفلک دختره 
    پسرا همیشه حقه مارو میخورن خخخ ... 
    به به پس برادرشوهرم داره میپره 
    فقط دعا کن دختر خوبی باشه باهات دوس شه
    جاری دار میشی:)))))
    پاسخ:
    خعیلییییی،طفلی بچه.  دقیقا بعضیا عجیب پسردوستن.  هنوزکه نه،اماکاروبارش بگیره آره. 
    اره واقعا خیلی بده ک ی عروس جدید بیاد !!و مخصوصا ک توی چشم باشه !!!خداروشکر من آخری هستم !!!!



    واااای قانون جذب ک واقعا جذب میکنه ها ...من ب هر چی فکنم همون سرم میاد بخدا ...


    لوس بودنم حدی داره ...بعضیا رو میبینم حالت تهوع بهم دست میده ...
    پاسخ:
    من اولی هستم،حالا بعد من دوتا دیگه میان.  منم مثل شما واقعا بعضی ها لوسن ها
    سلام
    جاری داشتن خیلی باحاله
    تفاوت هارو نشون میده
    میفهمن خوبیهاتو
    من ک از داشتن دوتاجاری متفاوت راضیم
    این مامانه هم خیلی دلمو شکست چرانباید ی بچه کنارمادرش بزرگ بشه تو آغوش مادرش
    اسم این آدم مادرنیست
    چ بهشتیه ک قرازه زیر پای این باشه
    پاسخ:
    منم به همین امیدم که بیاد و فرق منو عروس جدید معلوم بشه. خوبه که راضی هستی.  بهشت زیر پای مادرشوهرشه دیگه. 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">