دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

با خانوادم که نشد برم مسافرت

،اما از اون جایی هم که از دست شوهرجانمان دلخور بودم

،به مادرشوهرگفتم،بیایین بریم تهران خونه برادرشوهر.

مادرشوهر هم از خدا خواسته گفت باشه.

شنبه صبح زنگ زد گفت واقعا میای،یاباز پشیمون شدی.

 من هم قبول کردم و یه جمع 8نفره زنانه رفتیم تهران اونم ساعت 4 بعدازظهر. 

 اماخونه برادرشوهر نرفتیم.

دخترخالش تهران هم خونه دارن،موندیم اونجا.

 خیلی خوب بود.

 جاهای زیادی رفتیم.

 برج میلاد رفتیم و اون طبقه بالاش واستادیم و تهران رو نگاه کردیم.

اماطبق معمول،دلم موندپیش شوهرجان و هرجامیرفتم یه غم تو دلم بود.

چهارشنبه بود که خانوما تصمیم گرفتن بعد سیزده به دربرگردیم

،منکه اشکم داشت درمیومد

،تا اینکه شوهر دخترخاله زنگ زد و گفت مگه لات شدین که توشهر غریب میرین سیزده.

 منم بسی مشعوف شدم و پنجشنبه ساعت دو اومدیم اینجا.




اومدم خونه و دیدم خونه همون جور بود که تحویل داده بودم

،حتا رو تخت نخوابیده بود.

نهار هم هر روز ازبیرون ساندویچ میخریده و میخورده.

صورتش لاغرشده بود و سیاه.

 اینقده دلم براش سوخت،دیگه هیچوقت بدون شوهرجانم جایی نمیرم.

اصلا فکرشو نمیکردم اینقد دلتنگم بشه.




 مادرشوهر به شوهرش نگفته بود میریم تهران،باهم حرف نمیزنن دیگه. تواونجاهم یکبار زنگ نزدبهش.




 تو وقت برگشت دخترخاله با سرعت 160 میومد،یه جاکم کردیم و رسید به 132 که یهو پلیس گرفت

و باکلی چونه 60 هزار جریممون کرد،

اون یکی دخترخاله هم به خاطرسرعت زیاد و تموم شدن وقت گواهینامه جریمه شد.





چرا وقتی یه شهری میری خرید و میفهمن اهلش نیستی،جنساشونو گرون بهت غالب میکنن؟

دوتاشون تابلو میخواستن سرمونو شیره بمالن که فک کنم یکیشون مالیده.





چرابعضی مردا حرف دلشونو نمیتونن بزنن؟

شوهرجان راضی به رفتنم نبوده و اما نتونسته به زبون بیاره 

که طاقت دوریمو نداره.

 اینم اون روز اعتراف کردن. 



پستم طولانی شد. 

شرمنده. 

نظرات (۲۳)

باید برای خرید چوس و فیس نداشته باشی در اینصورت میتونی از تهران جنس خوب پیدا کنی و بدونی کجاهاش بری
من خودم معتقدم به خریدای خوب و لباسای گرون و اینا اما از دست فروشم حتی خرید میکنم ، عاشق حراجیای کنار خیابونم تازه به نظرم اونا بیشتر نیاز دارن به خریدای ما چون استطاعت راه اندازه مغازه هم نداشتن که اومدن گوشه خیابون و اکثرشون چیزای خوبی دارن
مثلن من حراجیای کوچه برلن و پونزده خرداد رو دوس دارم ، حراجیای تجریش
اینا قیمتاش مناسبه و جاهای دیگه و مرکز خریدای تهرانم که قیمتشون به کیفیتشون ارزش داشته باشه هم هست :)
پاسخ:
فک کنم تو تهران حراجی هاش واقعی تر از اینجا باشه،اینجا لباسایی که عیب و ایراد دارن بیشتر تو حراجی هاش فروخته میشن. 
همیشه همینه ... جایی که غریب باشی بی انصاف هم زیادِ
تهران کلن گرونه
به خودِ ماها میندازن چه برسه که بفهمن مسافرم هستی
پاسخ:
دقیقا،وقتی میبینن غریبی قشنگ سواستفاده میکنن از آدم. من فک میکردم تهران ارزونتر باشه از اینجا. 
خداییش لازمه یک زمانی ادم بره و یه دوری هرچند کوتاه اتفاق بیفته فرصت به هم فکر کردن قدر همو دونستن پیداشه
منم خیلی دوس دارم چن روز بذم و این فاصله بینمون بیفته چون بعدش خیلییییی شیرینه قبلا تجربه کردم خخخ برا همین اینقدر دوس دارم هرچند که برای خودم سخت تره
پاسخ:
آدم وقتی برمیگرده مثل زمانیه که تازه عروسی کرده،اینقد شیرینه. فقط همین دوریش آزار دهندست
آخی عزیزم.ـ..اخه شما دو تا که انقد دل نازکین این غدبازیاتون دیگه چیه؟؟؟:)))
پاسخ:
خخخ،دوتامون افتاده بودیم رو دور لج،میگفت بروووو،من نفس میکشم،منم همینو میگفتم. آخرش هیچجدوم نفس نکشیدیم. 
به به سفر مجردی . من که در حال حاضر دوس ندارم بدون شوهر برم سفر ...نمیدونم شاید بعدنا نظرم عوض شه ;-)
:-P
آخی بنده خدا چقدر سختش بوده :-(
پاسخ:
الان شما تو دوران شیرینه نامزدی هستین،فرق میکنین. یه مدت که دورمیشین و بعد همو میبینین آدم برمیگرده به روزای اول عروسیش،خیلی لذت بخشه
به نظر من که خوب کاری کردی تنها رفتی- بذار همسری بدونه خونه بدون نیلوفر چطوره :(
----
خداروشکر که بهت خوش گذشه- ما اصلا از این خانومای پایه نداریم تو فامیل- قدرشونو بدون :)))))))))))))))))))
---
رمزو دوباره برات میفرستم عزیزم اگه نرسید بهم اطلاع بده
پاسخ:
خوب هم فهمید،به مامانش گفته بود،مثل آواره ها بودم. خخخ  آره خوب بود خیلی،اینا خیلی پایه هستن خوش سفر هم هستن.  ممنون بابت رمز
سلام عزیزم سال نوت مبارک 
فکنم بهت خوش گذشته سفر و خوب بوده ؟ با این ک دلتنگ شوهرت شدی ولی خب فهمیدین ک چقد بهم وابسته این مگ ن ؟

پاسخ:
سلام. ممنونم. آره خیلییییییی،فقط دلتنگیش بد بود. آره همین که فهمیدم بودنم براش مهمه برام خیلی خوب بود. 
اول با عرض شرمندگی سال نو با تاخیر مبارک
دوم. پس بالاخره دل کندی و تنهایی رفتی....هرچقدرم آدم دلهور باشه ازشون اما تحمل نبودشون سخته
سوم. من فکر میکردم تهرانی 
سالی توام با عافیت برات آرزومندم
پاسخ:
دشمنت شرمنده.  بالاخره با زور خودمو بردم. سخت بود،ولی وقتی برگشتم به شدت شیرین بود.  نه تهران نیستم،اما به تهران نزدیکیم. ممنون. شماهم سال خوب و خوش داشته باشی
واقعا خونه را همون طوری تحویلت داد؟ شوهرجان را آب طلا بگیر. 
پاسخ:
آره،از باسلیقه ای نیستا،ازبس تنبله.خونه جوری بودانگاری من نرفته بودم جایی. 
اران کامنت آرزورو خوندم.. واقعا تو تاحالا بهش نگفتی دوستت دارم ...مگه میشه ؟ اینا شیرینه زندگیه. تو شروع کن تو انقد بگو تا برات عادی شه اولش خب سخته طبیعیه.  اول اس ام اسی بگو تا عادت کنی. مطمئن باش بعد تو اونم میگه. 
پاسخ:
نه تا حالا نگفتم،من حتا به اسم کوچیکش هم صداش نمیکنم خجالت میکشم. دیشب خاستم بگم،نتونستم. برام سخته. 
کاش منم یه مدت نباشم تا علی ببینه من خونه نباشم چی میشه. بنظر من لازمه ک گاها مردارو تنها گذاشت..
پاسخ:
دقیقا،وقتی همیشه پیش همیم فرصت دلتنگ شدن نداریم. وقتی برگشتم رفتارش خیلی تغییر کرده بود،مثل زن ووشوهرایی که تازه اوله ازدواجشونه. 
آخی شوهر تو چه قدر طفلکیه.
من تنها نمی تونم جایی برم. اونم نمیره. اگه من شاغل نبودم مطمئنم که می رفتیم ساری (محل ماموریت همسر) اونجا خونه می گرفتیم! به زور می فرستمش ماموریت. چند باری هم دلم خواست برم پیشش ولی نشد. جور درنیومد.

ولی با این حال خوبه یه مدت جدا رفتی سفر.

پاسخ:
منم دلم نمیاد،کلاپشیمون شده بودم،اما واقعا لازم بود. خیلی چیزارو فهمیدم. 
ای جااااان عزیز دلم....
چقد عاشخونه...


دلم واسش سوخت بیچاره....عزیزم اخی....واقعا دلش تنگ شده بود؟
بی رحمه قاتل   :/
ولی خوشحالم بت خوش گذشته.‌‌‌

مادر شوورت هم خیلی پایه ست....خوش به حالت :دی
پاسخ:
آره واقعا،خودمم خیلی تعجب کردم،چون فک نمیکردم براش مهم باشم. مادرشوهرم اهله گردشه،خیلی هم خوش سفره. خدا ازایناش قسمت کنه. 
خب خداروشکر خوش گذشته...
تو هم مثل بانو میمونی ... طاقت دوری شوهر نداری :)) 
الهی که همیشه با هم خوش باشین 
پاسخ:
ممنون. آره بانوهم اینجوریه،کلا خیلی مثل همیم.  حتا توداشتن پدرشوهر. ان شاالله،ممنون. 
  • خانم آقای الف (آیلین)
  • شوهر دختر خاله عجب چیزی گفته ؟؟؟؟؟؟ :)))))
    منم همش فکرم خونه بود
    ما خانومای گل به قول خودت خیلی ماهیم خانواده دوست و خودآزار 
    مادرشوهرتو عشقه باشد که بانوان یاد بگیرند خخخخخخخخ
    اکثر مردا حرف دلشونو نمی زنن و این واقعا آزار دهنده است :(

    پاسخ:
    شوهردخترخاله ابهت دارد. منم هرجامیرفتم میومد تو ذهنم. ماخانومای گل واقعا خوبیم،اما قدررررر نمیدونن خواهر.  مادرشوهرما هم که جوری شده انگاری شوهر نداره. واقعاااااا آزار دهندس. باید بزنی لهشون کنی
    تو که یک زنی ابراز علاقه نمیکنی و خجالت میکشی چطور انتظار ابرازو از جانب همسرت داری. خوب تو هم ابراز علاقه کن دخترجان.
    تنبل که نیستی ولی شکمویی
    کامنت مردمو میخوری^-^
    پاسخ:
    خب چی میشه اول اون شروع کنه،سخته واقعا،دیشب خاستم بگم،نتونستم.  کامنت شمارو مگه میشه خوردد؟نوچ
    گاهی این سفرا لازمه ..مثلا الان فهمیدی دوری شوعرت سخته فهمیدی شوهرت طاقت دوریتو تداره هرچند ب زبون نمیاره... تهران خوبه میدوستم:)))
    طفلی مادرشوهرت کلا از پدرشوعر قطع امید کرده 
    ایشالا سفر بعدیتون دوتایی باشه و خیلی زود :*
    پاسخ:
    اوهوم هم خوبه و هم بد.  فک کنم کلا طلاق عاطفی گرفتن دیگه.  ان شاالله،شماهم یه ماه عسل توپپپ برین
    مردا رو باید با انبردست از دهنشون حرف کشید(((:
    با همیه دلتنگیا ولی همین ک فهمیدی چققققد دلتنگت بوده خیلی خوبه((:
    خدااااااااااروشکر ک مادرشوهرت زنی با فکر مستقل هستن و تحت تاثیر شوهرشون نیستن،خوشحالم برات((((:
    پاسخ:
    مخصوصا شوهرجان من،که اینقد باید سوال پیچش کنی تا اعتراف کنه. یه ساواکه کارکشته میخاد.  آری،اینقده خوشم اومد،کلی لذت بردم.   پدرشوهرمن خودشو کشیده کنار دیگه. مادرشوهرمم مستقل شده تو این زندگی. 
    تلافی-->  کامنت من کو؟؟؟؟کامنت منکوووو؟؟؟
    پاسخ:
    خوردمش،یه آبم روش.  منکه مثل شما تنبل نیستم فوری تایید میکنم. 
    خوشم میاد نه دل داری یار بگیری نه دل داری قرار بگیری
    حالا نمیدونم ضرب المثل رو درست نوشتم یا نه :دی
    خدا رو شکر بهت خوش گذشته حالا یه ذره دلتنگ شدی عیب نداره به نظر میاد در کل خوب بوده
    بعضیا سختشونه به زبون بیارن. تو خودت راحت به زبون میاری؟
    پاسخ:
    چه ضرب المثل جالبی.  آره خیلی خوب بود،فقط دلم واسش تنگ میشد که اگه چندباردیگه برم عادت میکنم. خخ  من خودم که اصلاااااا،تا حالا نشده ابراز علاقه کنم،خجالت میکشم
    ای جان چه خوشی گذشت :)

    طوری نیست. این دوری شاید بد بوده باشه ولی شاید باعث شده که قدر حضورتو بیش تر بدونه.
    واسه من که صادق هست و هروقت میرم و نیستم مادر جانمان دلتنگ می شوند و میگن شوهرت نمی دم تنها می شم:)

    این وقتا که نیستی برای جناب همسر غذاهای توی فریزر خیلی خوبه. :)
    منم عاشق سفرم حالا چه یه کیلومتر چه صد کیلومتر :)
    پاسخ:
    آره خیلی خوب بود. اوهوم،دقیقا همینطوره،رفتارش خیلی تغییرکرده.  کلا اینقد تنبله تا غذارو آماده نیاری بذاری جلوش نمیخوره.  سفرخوبه،مخصوصا دوتایی. 
    اصلا سخت نیست احساستو رو کاغذ بنویس بذار بخونه البته تو خلوت خودش تو خونه اینقد با خودت تکرار کن تا عادت کنی من وقتی همسری یه کار کوچیک میکنه کلی قربون صدقش میرم جوری که یه بار دختر جاریم بهم گفت این وظیفشونه نیابد اینقد تشکر کنی ولی من اینو نمیتونم درک کنم حتی اگه همسری بد شام سفره رو  تمیز کنه کلی قربون صدقش میرم از این کارای کوچیک شروع کن موفق میشی خانومی 
    پاسخ:
    چه خوب،واقعا هم همینجوره،مردا هم لذت میبرن. ممنون،حتما موفق میشم ان شاالله
    سلام عزیزم سال نو شما هم مبارک 
    چشمم روشن حالا بدون همسری میری مسافرت اونم زنانه 
    نمیدونم این اقایون مهره مار دارن همیشه دلتنگ و نگرانشونیم 
    عزیزم تو خودت چرا همیشه نمیگی تا عادت کنه منو همسری از اوایل عقدمون راحت بهم میگیم دوستت دارم یعنی موقع های عادی هم همیشه ورد زبونمونه نمیتونیم ترک کنیم یا قربون صدقه های همیشگی اصلا نمیتونیم همسری خیلی راحت ابراز علاقه میکنه خیلی زودناراحتیشو نشون میده یا خوشحالی از چیزیو همون موقع اعلام میکنه ایام عید به خاطر بعضی از مشکلات نشد بریم جایی ولی اینقد اون سیزده روز کلمات عاشقانه و لحظه  های عاشقانه داشتیم که از صد تا مسافرت بهتر بود عزیزم همیشه برا همسری نامه یا یادداشت عاشقانه بنویس بذار چشمش و گوشاش عادت کنه به کلمات تا راحت تر بتونه بیان کنه شرمنده نیلو جون خیلی حرفیدم
    پاسخ:
    سلام ممنونم. آره بالاخره راضی شدم و رفتم. آره واقعا،زنها موجوداته دائم النگرانن.  خودمم روم نمیشه آخه،تا به حال به هم یکبارهم نگفتیم همو دوست داریم.  چه ایام عیدی داشتین،همیشه لحظاتتون پرازحسای عاشقونه باشه. ممنون از حرفای مفیدت. 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">