دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

رفته بودیم نهار خونه مادرشوهر.

شوهرجان رفت و من موندم با مادرشوهر و برادرشوهر.

میخاستن یه مبل رو ببرن بیرون و جاهم تنگ بود،

خیلی کار سختی بود.

منم کمکشون کردم،احساس میکردم ستون فقراتم الانه که بشکنه.

مادرشوهر هم همش نگران من بود.

هی معذرت خواهی میکرد.

الانم زنگ زده میگه حالت خوبه؟

کمرت چیزیش نشده که

.مریض نشدی .

بعدمدتها یه کار تو خونشون انجام دادم،

هی تشکر میکنه شرمنده میکنه. 








دیشب باشوهرجان قهر کردم و این بار موفق هم شدم.

شوهرجان که اصلا انتظارشو نداشت قهر بمونم.

از اونجایی هم که عادت نداره منت کشی کنه،

کلی خودشو به زحمت مینداخت تا آشتی کنم.

میدونه خوشم نمیاد موهام کشیده بشه،

دستشو جوری میذاشت که موهام کشیده بشه و چیزی بگم،منم نگفتم.

دید فایده نداره،ظرفشویی رو خشک کرده بودم و

شبای قبل نمیذاشتم بره اونجا کاری کنه

،دیشب رفته و شیر رو باز کرده و نگاه میکنه تا دعواش کنم،منم اهمیت ندادم.

 آخرش کارایی کرد که آشتی کردم. 

میخاستم بگم به جای این همه کار،یه کم اون زبونت رو به کارمیگرفتی.

 یعنی اینقد سخته؟







 فک کنم خدا منو ازلیست بنده هاش خط زده،به فرشته ها و بقیه گفته که دیگه کاری به کارش نداشته باشین. 






مبلامون فروش نرفت. 

خانومه گفت خونم کوچیکه جانمیشه.

رفته بودپیش مادرشوهر و کلی ازمن تعریف کرده بود. 

مادرشوهرگفته بود الکی که نیست،کلی قرآن نذرکرده بودم.

 کاش خداهم منو اینقد دوست داشت.

نظرات (۱۹)

نیلوفر! خوبی؟
پاسخ:
سلام. خوبم فاطمه جان. ممنونم
آفرررین چه گل دخمری
به مادرشوهر جونش کمک کرده
بعضی مردا...عیعی.....عادت میکنی به این اوضاع
مبل تو سایت بزن برای فروش
نزدیک عیده زودی میخرن


پاسخ:
بله من یک عروس نمونه هستم.  تو سایت دوست نداره،میگه همه هی میان خونه آدم سرک میکشن.  بالاخره فروختیم.
ایول به این مادر شوهر خوب و نمونه ،بعضی وقتا قهر کردن لازمه حساب کار دستشون میاد قدر مارو بیشتر میدونن اون وق خخ
پاسخ:
بعضی وقتا بسیار خوب و نمونه میشه.  فک نکنم قدرمونو بازم بدونن. ماخیلی خوبیم آخه
چقدر نا امید.... خدا همه رو میبینه باوووو
خوب دیگه تعریف کن از مادرشوهر... این پست ها رو بفرست براش حظشو ببره..خخخخخخ
پاسخ:
نمیدونم،اینقد باهاش حرف میزنم،اما انگاری صدام پیشش نمیره.  هی تعریف کنی پررو میشن. نشون بدم که بازشروع میکنه تعریف از خودش رو .
اگه شوهرا حرف میزدن که اکثر مشکلا حل میشد ...
پاسخ:
دقیقا. بعضی مردها سخت حرف میزنن. فک میکنن نیازی به حرف زبن نیس
مادرشوهر قدرشناس خیلی خوبه :)
واقعا چقد برا شوهرت سخته حرف زدن از احساسش- اینهمه کار کرده اما نگفته که دلش پرپر میزنه :)))))
پاسخ:
خیلیییییییی.  واسه شوهرمن خیلی سخته،تا حالا نشده احساساتشو به زبون بیاره. حتا نگفته تاحالا که منو دوست داره.
  • ⓜⓘⓝⓐ💋 ..
  • جانممممم مااادر شوهرررر...خخخخ

    بنده خدا چقدر ب خودش زحمت داده 😁

    خدا همه رو دوستداره 😊

    ان شاالله فروش میرن
    پاسخ:
    مادرشوهرس دیگه.  نمیدونم،امامنو دوست نداره.  ان شاالله،تکلیفشون مشخص میشد خونه میتکوندیم.
  • جلبک خاتون
  • عزیز دلم

    نیلو خوش به حالت دلم میخواد از این مادر شوورای مهربون...ادم فک میکنه مامان خودشه....هی برو توی بغلش...

    چقد خانومه خوبیه....مهربونه...

    حرف نزن خدا تو رو دوس داره منو دوس نداره...
    خدا به فرشته ها گفده شوما برین کنار اینو خودم باس درستش کنم  :))

    چقده دوستت دارم بشر...لیلو خره  نازم   :)))))

    آجولک  :دی
    پاسخ:
    اگه تو عروس مادرشوهرم بودی،حتما رابطه خوبی برقرار میکردی باهاش. ان شاالله بهترش قسمتت میشه.  مرسی تیناجونم. منم خیلیییی دوستت میدارم.  خدا خیلی هم دوست داره منو دوس نداره
    شاعر هم میفرماید:

    قهر نکن بهت نمیاد

    تو هستی یه اسفندیه ماه

    چشمک و قلب و اینا...
    پاسخ:
    به به چه شاعر باذوقی،خوشمان آمد خانوم هنرمند
    وااااای جه خانم با شعور و با احترامیه مادر شوهرت...قدرشو بدون
    پاسخ:
    آره خیلی،خیلی هم مهربون و دلسوزه. سعی میکنم. خخخ
    :)))) این کارا هم ی جور منت کشیه خودش دیگه :))) 
    خدا بده از این مادرشوهرها 
    پاسخ:
    بلههه دیگه،فقط به صورت بی زبانی.  ان شاالله ازاین بهترش نصیبت بشه.
    منم امروز میخواستم دعوا کنم ولی پا نداد منم از خر شیطون پیاده شدم.ههه
    اه نگو اینجوری نیلو خدا حتمن دوست داره اگه دوست نداشت الان در چنگال یه جادوگر پیر اسیر بودی نه مادر شوهر به این گلی ماشاالله...قانع شدی؟[نیشخند]
    پاسخ:
    خخخ،دستتو خونده بوده ها.  بله،ازاین بهتر نمیتونستم قانع بشم. قبلا دوست داشت،خیلی هم دوست داشت. الان نه
    به به ، به به چه مادر شوهری :)
     
    "رفته و شیر رو باز کرده و نگاه میکنه تا دعواش کنم" وای این تیکه اش خیلی بامزه بود خنده م گرفت ، خدایی خوب تونستی طاقت بیاری قهر بمونی :)

    خدا همه رو دوست داره نگو اینجوری نیلوفر :( به حکمت خدا ایمان داشته باش عزیزم
    پاسخ:
    مادرشوهرنمونس.  آره،کلابلدنیست بگه،یاهی میزنه منو تاصدام دربیادو آشتی کنم .آره بابا،خیلی هم مزه داد قهرم.  نمیدونم،احساس میکنم نمیشنوه منو
  • دختر ـــَ ک
  • ممنون از گمراهی در اومدم واقعا نمیدونستم توی کامنتا بایدطرف داری تو رو کنم یا مادر شوهرتو خوب الان مشخص شد دیگه طرفداری اونو میکنم:دی
    یعنی فکر کن اگه حوصله غر زدن داشتی قهرت دووم نمیاورد من میدونم:پی
    پاسخ:
    ای دخترک خبیث. تو بایدطرف من باشی فقط و فقط. اونکه بله،بی غر زندگی ممکن نیس
    خداروشکر که مادرشوهر قدر شناسه و فهمیدس که این رفتارو داره اگه انتظار داشت انجام بدی و وظیفه ات میدونست خیلی بد میشد
    خخخ شوهرت جالب بود کارشون
    خدا هم دوست داره نیلوفر مطمئن باش:)
    پاسخ:
    آره خیلی،اصلا انتظارشونداشتم جویای حالم باشه.  شوهرعتیقه منه دیگه.  فک نکنم مونایی.
    موفق شدی قهر بمونی؟ خیلی خوبه. کاش من هم موفق بشم. 
    پاسخ:
    آره،آخه یه جوری نشسته بودم که صورتشو نبینم،اگه میدیدم فوری خندم میگرفت کار خراب میشد. 2 ساعت و نیم تونستم قهر بمونم.
  • دختر ـــَ ک
  • لیلوفر تکلیف منو روووشن کن بالاخره(پایین خره یا هرجا خره) تو و مادرشوهرت خوبین یا شکرآب؟:دی
    یعنی تونستی دو دقیقه طاقت بیاری غر نزنی؟:دی
    دقت داری؟یه همچین دوستی هستم که نیاز به دشمن نیست.
    پاسخ:
    بذار تکلیفتو همینجا روشن کنم،ببین مادرشوهرمن در کل خوبه،یه بدی هایی داره،منم که عروس،وظیفه ندارم خوبیهاشو ببینم که،فقط بدی هاشو باید ببینم،روشن شدی عایا؟ دیروز حال غر زدنش نداشتم و الا محاله غر نزنم.  بعله،میبینم،دلمون خوشه دوست و رفیق داریم،والااااااا.  خخخخ
    چه مادرشوهر گلی به به:)
    خیلی شوهر باحالی داری نیلو هر مردی یه مدلیه شوهر توهم با همه این مدلاش شده عشق شما دیگه:)
    پاسخ:
    خیلیییی گله،از نوع کاکتوس،هم قشنگی داره،هم تیغ داره. بعله دیگه زبونش نمیچرخه چیزی بگه،عتیقه س دیگه. میذارمش موزه برین ببینین
    خدا هم دوستت داره ...
    پاسخ:
    نمیدونم. این مدت که کلا نمیبینه،نمیشنوه.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">