دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

من: شوهردوستم همش به خانومش میگه خوشگلی و هی ازش تعریف میکنه،تو چرانمیگی؟ شوهرجان: واسه اینکه تو خوشگلی،نیازی نیست که بگم.

حالا نمیدونم واقعا گفت و یا خواست از سرش باز کنه. 




دیشب یه کم دیر اومد و طبق معمول که رفتم استقبالش،وبازهم طبق عادت بدم،تحویلش نگرفتم چون دیراومده بود.
 اومدنشست و گفت که باز اوضاع خرابه و به خاطرهمین دیرکرده.
چقدخجالت کشیدم از رفتارم.
 بعدش دیگه فقط گفتیم و خندیدیم،جوری رفتار میکرد که انگاری هیچ دغدغه فکری نداره.
موقع خواب کلی گریه کردم به خاطرمردی که قدرشو نمیدونم،کمک که نمیکنم،اماهمیشه باعث دردسرشم.

 چقدم خوشبختم که دارمش.





همون پسرعموم که نامزده،زنش جوری کرده که کلا یادش میره خانواده داره.
 زن عموم میگفت یه هفتس که ندیدمش.
کلا رفته و با اونا زندگی میکنه.
اینارو داشتم به مادرشوهرمیگفتم،آخه یه زمانی خاستگاری این دختره رفته بودن.
خاستم بدونه چه شانسی داشته که عروس خوبی مثل من نصیبش شده.
 مادرشوهر فرمودن،برا اینکه دختر خوبی قسمت شوهرجان بشه 12تا ختم قرآن نذرکرده
،گفت قرآن کارخودشو کرده.
بله ماهمچین عروس نمونه ای هستیم.




 اونروز تو روضه مادرشوهر،همه میگفتن خبریه؟خوشگل شدی.
 میخاستم بگم خوشگل نشدم،فقط بعد سالیان طولانی رفتم آرایشگاه.
 طفلک شوهرجان چی میکشه از دست من. 




بعدمدتها راضیش کردم آخرماه از شر این موهای بلند راحت میشم.
کلی تغییر میکنم،تنوعی میشه حسابیییییی.



امروز داشتم کتاب نکسوس اثرهنری میلر رو میخوندم،
چقد دلم میخاست میتونستم مثل اون بنویسم.
 کاش منم نویسنده بودم.


نظرات (۲۱)

  • ♥ راضیهـ פּ ؋ـرزاـב ♥
  • خخخخخخ  مگه چند وقت به چند وقت میری ارایشگاه؟
    پاسخ:
    چندماهی میشد نرفته بودم،منم ابروهام خیلی پر و بی حالت بود. دیگه حسابی تغییرکرده بودم.
    سلام خوبی نیلوفر جان؟
    --
    مطمعن شو که دلت موی کوتاه میخواد بعد- من بهمن ماه پارسال بعد سالها موی بلند داشتن رفتم کوتا کردم- اما هنوزم پشیمونم- چون رشدش کمه و حالا حالاها نمیخواد بلند شه :(
    ---
    پسر عموت معذب نمیشه که همش اونجاس؟
    پاسخ:
    سلام نگین جان کم پیدا.  نه معذب نمیشه چون دختره با مادربزرگش زندگی میکنه پسرعمومم میره پیشش. انگاری که خونه خودشونه
    خانومی مشکلی پیش اومده پیش مانمیای؟؟؟؟
    پاسخ:
    سلام. نه میام حتما.
    خداییش چند سال بود آرایشگاه نرفته بودی؟! نیلوفررررررررر ...
    پاسخ:
    خیلی سال بود. اما الان دیگه نمیذارم طول بکشه. گناه داره شوهرجان
    سلام عزیزم. خوبی؟
    راستش تو وبلاگم ختم قرآن گذاشتم دوس داشتی بیا سهیم شو.
    پاسخ:
    سلام الناز جان ممنون
  • دختر همساده
  • وای نری کچل نکنی خودتو...
    موی کوتاه خوبه به شرط اینکه بخوای یه مدت مرتب کوتاه نگهش داری.
    وای یه مرحله داره وقتی نه میتونی ببندی نه باز بذاری... خیلی مرحله ی بدیه :(((

    ووویی عروس خانم نمونه:))

    به شوهرت اگه میخوای چیزی ,حرفی,حرکتی یاد بدی... عزیز دلم با مقایسه یاد نده.
    بهتر بود بهش میگفتی فلانی.. انقدر دوست دارم گاهی از ظاهرم تعریف کنی ذوق کنم :))


    پاسخ:
    ازموی بلند خسته شدم،مخصوصا شونه کردنش.  فقط نگران همون مرحله سختشم که میخام برم بیرون از همه جام میزنه بیرون.  این روشم امتحان میکنم،اما امید ندارم بت زبون بیاره.
    خوش بحالت مادرشوهر من که تا حالا از این حرفا نزده... اصلا بگو حرف میزنه که...حوصلم سر میره. قدر مادرشوهرتو بدون عزیزم.
    پاسخ:
    خوبه که مادرشوهرت حرف نمیزنه،مادرشوهرمن خیلی حرف میزنه،به شدت سروزبون داره.
  • روزهای خوب
  • اصولا مردا باهم فرق دارن
    مثلا شوهر بنده زیاد رمانتیک نیس
    ولی خداروشکر تشکر میکنه و خوشگل شدی و این چیزارو میگه.(دیگه اینم نمیگفت که هیچی دیگه)  :-D
    ولی بجاش شوهر خواهرم تا دلت باد رمانتیکه.
    مردا اخلاقای خاص خودشونو دارن. یکی زبون داره یکی نه
    یکی با رفتارش نشون میده .
    ولی بعضی وقتا بوده که حسابی بهم برخورده هااا
    پاسخ:
    شوهرمن کلا رمانتیک نیست،آرایش کنم بگم خوشگل شدم،میگه اه اه،چقد زشتی.
     شوهرمن اصولا با رفتار نشون میده،یه کم اون زبونش رو تکون نمیده دلمون خوش باشه
  • ⓜⓘⓝⓐ💋 ..
  • :-) 
    جالب بودن...
    پیشاپیش کوتاهی موهات مبارک ;-) 
    پاسخ:
    ممنون مینا جان
    اونجا که قضیه نامزد پسر عموت رو به مادرشوهرت گفتی من بیهوش شدم از خنده
    یعنی خیلی پررویی نیلوفر (:
    پاسخ:
    ازمن کمروتر تو دنیا پیدا نمیشه که. والا
    شوهرت واقعا مرده خداروشکر 
    مثه تو ک عروس نمونه ای :)))))
    مادرشوهرتم قدرشناسه 

    پاسخ:
    مرسیییی سهیلاجون. اما من از اون دوتایه دیگه بهترما،یه خرده بیشتر فک کن.
    من دلم میخواد چتری بزارم اما نه اداره جای این کاراست نه شوهر میزاره ... امیدوارم همیشه شاد باشی...
    پاسخ:
    منم چتری دوس دارم. اما پیشونیم کوتاهه و بهم نمیاد.  ممنون. شما هم همینطور
    موافق تغییرم...
    پاسخ:
    اگه بشه و بتونم خوبه تغییر.
  • بانوی کوچک
  • سلام چقد کیف میده مادرشوهرازادم تعریف کنه خخخخخخ
    پاسخ:
    آره خیلییییییییییی.
  • جلبک خاتون
  • اخی عزیزم...
    خب بشر چرا قدر نمیدونی هان؟
    چرا؟
    بزنیم پس کلت؟
    قدر بدون دخدرم، قدر بدون...

    خیلی هم زشتی    :))))))))
    پاسخ:
    اون باید قدر منو بدونه،خانوممم به این گلی نصیبش شده خب
    .  من به این زیبایی و نازیییی،خودت زشتی
    شاید این عروس نیست که باعث نرفتن پسره پیش خانواده اش میشه
    جو خانواده شون شاید براش دلپذیر نیست به علاوه سالها با اونا بوده الان تازه به دختره رسیده دوست داره شب و روز پیشش باشه.
    همسر من هم اگه به خودش باشه ماهی یه بار میره خونه ی خواهرش شایدم سالی یه بار. از بس جو خونه خرابه و سرکوفت می زنه به همسرم.
    وقتی عقد کردیم خیلی نمی رفت خونه خواهره. چسبیده بود به من.
    پاسخ:
    عموم دوتاپسر داره فقط،که یکیش الان دبیرستانیه. نه خواهری داره که اذیت کنه،نه زن عموم اونجوریه.  اما دختره یه کاری کرده که پسرعموم یه ریز داره به اونا خدمت میکنه. نمیدونی چقد ازش استفاده میکنن. پول لازم داشته باشتن از پسرعموی من میگیرن،پسرعمومم که نداره،میاد دروغ سرهم میکنه و از عموم پول میگیره.
  • سمیرا گشت و گشت تا آدرس نیلوفر رو پیدا کرد
  • خو مردا زیاد به زبون نمیارن همه چی رو ولی ته دلشون قیلی ویلی میره برا خانومشون ..

    اونم مث تو :خانوووووووووووووووووووووووم

    عا..ببین مادر شوهرتم تعریف کرده و دیگه تموم...


    پاسخ:
    به به سمیرا خانووووم. 
    شوهرمن کلا به زبون نمیاره،موندم چطور منه به این خانومی رو میبینه و میتونه ابراز احساسات نکنه.  
    جدیدا منم اینجوری شدم قبلا یه ابروی اضافه نمیذاشتم در بیاد اما دو سه ماهی میشه ک میذارم در بیاد خحخخخخخ
    اره گلم مرسی نینی هم خوبه خیلی دوسش دارم . شده تمومه زندگیم... با اینکه سخته ولی من سختی هاشو حس نکردم خداروشکر نینیمم باهام راه اومده تا الان و اذیت نکرده
    پاسخ:
    الان شما مامان شدی،وقت نداری که.  الهی،خدا حفظش کنه.
  • خاتون بانو
  • سلام سلام به خانم خوشگله خودمون :)
    می بینم این بار هم حالت خوبه خیلی خوشحالم. ولی باز یه نموره ناراحتی هنوز درونت هست که اینم باید بریزی دور.
    بنظرم برای ورودش یک بار در هفته یا چند وقت یکبار سوپرایز داشته باش اونقدر تاثیر داره که نگووو. شاید خیلی به زبان نیاره ها ولی توی قلبش برای تو خیلی خیلی حس عشقش زنده می شه و می فهمه که چقدر دوسش داری. 
    یه سایتی من قدیما می رفتم که نویسندش خیلی فعال بود و همیشه می نوشت الان تازگیا کمتر می نویسه ولی نوشته های خوبش هنوز توی وبش هستن. 
    بنظرم برای سوپرایز کردن و حس و حال هاش می تونی کمی رنگ نشاط بگیری. 
    نمی گم مثل اون باش بلکه توصیه می کنم بری بخونیش چون با خوندنش آدم حس خوب درونش بیش تر می شه ;)
    http://goodwife.blogfa.com/
    خیلی خوشحالم رابطه ات با مادر شوهری خوووفه. خدا رو شکر.
    باریک الله نتیجه ی یه عالمه ختم قرآن هم هستی دیگه چی ؟ بح بح. :)

    پاسخ:
    سلام به روی ماهت.  دستت درد نکنه بابت معرفی این وبلاگ. رفتم خوندمش. خیلی خوب بود.  آره،مادرشوهربرا اینکه دختر خوب نصیبه پسرش بشه قرآن نذرکرده بوده،آخه دو سال دنباله دختر میگشتن نمی یابیدن. 
    به به چه عروس خوبی هستی 😍
    پاسخ:
    بله،ما اینیم دیگه. یه عروس خوب و نمونه.) الان مادرشوهراینجا بود….. (
    چه موضوعات متنوع و تجربه های به درد بخوری :D
    حتی معرفی کتاب نامحسوسم داره
    به این میگن یه پست خوب از عروس خانوم گیسو بلند :)
    پاسخ:
    سلام. 
    وااااای چقد تعریف.
    کلی ذوق کردم.
    ممنون
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">