دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

خسته شدم.
دلم میخاست میرفتیم از این شهر.
 اینقد دور میشدیم که دیگه کاری به کارمون نداشتن.
 که فراموش میشدیم.
که انتظارات بیجا نداشتن.
چرا نمیفهمن شوهرجان هم یه آدمه معمولیه،خدانیس که معجزه کنه؟
چرا اینقد اذیتش میکنید آخه؟
دلم میخاد بهشون بگم بذارید زندگی کنیم،دست از سرمون بردارید.
 مابا هم دوتایی خوشیم اگه شما بذارین.
خودمون مشکلی نداریم اگه شما بذارین. 
کاش میشد رفت،
کاش فقط من بودم و تو.





من: دخترموبه پسری میدم که بچه اول نباشه،دخترمو به پسری میدم که باباش مرد زندگی باشه،پولدار باشه 
 شوهرجان: این حرفات یعنی از ازدواج با من پشیمونی؟
من: نه پشیمون نیستم اما نمیخام دخترم سختی بکشه.

بغض نذاشت بگم غصم میشه کلافگیتو میبینم.
 غصم میشه وقتی میبینم باید جور اشتباهات مردم رو بکشی.

نظرات (۱۸)

  • ⓜⓘⓝⓐ💋 ..
  • :-(((((
    پاسخ:
    !!!!
    شوهر من بچه دومه و من عروس دوم و تاوان پسر و عروس اول رو ما میدیم چون اونا اذیت کردن و چشمشون ترسیده مارو اذیت میکنن واقعا نمیدونم هر جور ک باشی راهی برا تلخ کردن اوقاتت پیدا میکنن
    پاسخ:
    اینجور که من ازکامنتا متوجه شدم ربطی به اول و دومی نداره،بستگی به خود پسر داره. بعضیها احساس مسئولیت میکنن و بعضیاشون نه.  چچقد بدکه تلافیه اونارو سرشما درمیارن
    گل گفتی بخدا ... خیلی وقتا اگه بقیه بذارن زندگی خیلی خوب و آرومی خواهی داشت ولی بجای کمک بار رو دوش آدم میذارن !
    پاسخ:
    دقیقا،خیلی وقتا دعوای زن و شوهر به خاطر کارهاییه که اطرافیان انجام میدن. والا میبینی زن و شوهر اختلافی باهم ندارن. 
    اره خداییش حق داری نیلوفر
    اگه جوونا رو به حال خودشون بزارن واقعا خوشبختن ولی امان از انتظار بیجا:(

    پاسخ:
    اگه بذارن دیگه. حالا اینا بهترین خانواده شوهریه که دیدم،اما بعضی کاراشون واقعا بیرحمیه. 
    نیلو... خیلی غصه ام شد! 
    اما زیاد فکرش رو نکن. چون به غیر از اعصاب خرابی چیزی نداره که
    پاسخ:
    الهی،مامان جون که نباید غصه بخوره که.  واقعابه جزاعصاب خوردی چیزی عایدم نشده. دارم کم کم بیخیال میشم. 
    چرا این قدر غصه می خوری دخترم؟ طفلک من ..
    پاسخ:
    اینکه کمک کنه ناراحت نمیشم،اما اینقدانتظارات بیجا دارن و باعث میشه اینقد بره تو فکر و حتا غذاش کم بشه،غصه میخورم. اتفاقها هی پشت سرهم میفته،نمیذاره نفس بکشه این شوهرجان طفلک من. 
    خانومی آیا پیام من آمده است؟
    پاسخ:
    بله فاطمه جان. 
    عزیزم شوهر من بچه اخره ولی جورکشه . کلا باید شانس داشته باشی وگرنه به اولی و اخری نیست
    پاسخ:
    بچه آخرم خوب نیس پس. کلا شوهرش ندم راحت ترم. 
  • دختر همساده
  • :(((
    پاسخ:
    :(((
    اوه حالا تا دختردار بشی و وقت شوهرش بشه زمونه کلی عوض میشه :))))))
    پاسخ:
    آره،تا اون موقع همه تک فرزند مییشن. 
    این قدر غصه نخور دخترم. پیر می شی ها ..
    پاسخ:
    نمیشه آخه،هی شوهرجان رو میبینم غصم میشه. طفلی بی اشتها هام شدهث
    ای جان. دلم برا شوهرت سوخت
    بنده ی خدا به بچه اول بودن نیست. همسر من بچه چهارمه چهارم!
    ولی همه حمالی ها رو براش کنار گذاشتن. همه خرج و مخارج با همسر منه. همه خودشون رو از همه چی کنار می کشن و می ندازن گردن همسر من.
    باز خوبه شوهر تو یه کمی پس انداز می کنه برا خودش. شوهر من تا قبل ازدواجش هر چی درآورده چپونده تو حلق خانواده اش. الانم عادت کردن هی بده بخورن. زور بهشون اومده که پسره دیگه یه قرون خرجشون نمی کنه. دارن می ترکن از فشار. به نظرم وضع تو از من کمی بهتره. چون کمی پول جمع کن هست شوهرت. شوهر من دلرحمه. تا ننه باباش میگن ما نداریم دو دستی همه چی رو تقدیم می کنه بهشون.
    اینکه بیکار شد و الان ماموریته و به سختی خرج زندگی مون درمیاد بابت همین حکمت خداست که این دستاشون که همیشه جلوی ما درازه قطع بشه.

    پاسخ:
    اووووه. مادرشوهرمن اینجوری نیس،شوهرجان یه کمک مالی بکنه،بعد بهش پس میده. اصلاخوشش نمیاد پسراش خرج کنن.  شوهرشمامثل جوونیای بابای منه،الان امابهتراز جوونیاشه
    آخی عزیزم خودتو ناراحت نکن...هیچکس خوشبخت مطلق نیست هر که یه مشکلی دارم مثلا من موقع ازدواج به علی قول دادم شبارو میریم میخوابیم پیش مادرش...الان با اینکه خیلی اذیت میشم ولی ناچارم

    پاسخ:
    به نظرم زن و شوهرا رو به حال خودشون بذارن خوشبخت ترن.  کارشمام سخته ها،امادستتون درد نکنه
    ان شاالله آرامش بهت برگرده.... :(
    عزیزم خودتو اذیت نکن....چیکار میشه کرد.... :|.!آدمای بی فکر واقعا عذاب آورترین انسان های ممکن هستن 
    مخصوصا وقتی نه میتونی ولشون کنی،نه تحمل 
    پاسخ:
    ان شاالله.  ددقیقا،خانوادشه،نه میتونه بگه نه،نه کارزیادی ازدستش برمیاد وبایدغصه بخوره
    الهی بگردم :((((
    من میفهمم چی میگی 
    وقتی وحید خیلی دلش پره و من خیلی اذیت میشم غصه خوردنشو ک میبینم..
    کاش خونوادش لااقل درکش میکردن خب:((
    پاسخ:
    مشکل اینه که درک نمیکنن،یه کم ملاحظشومیکردن بهتربود،به هرحال خانوادشن
    خداروشکر کن ک انققققد همسرت مردونگی داره،اینروزها درسته ک سخته ولی تموم میشه نیلو،محکم کنارش بمون و بزار خستگیاش کنار تو از بین بره(:
    پاسخ:
    واقعاخداروشکر. من هستم کنارش،امیدوارم خسته نشم وکم نیارم
  • زهرای سعید
  • من کاملا درکت میکنم .از اینجور نمونه ها دور و برم زیااااااد دیدم .
    کاش میگفتی تا بفهمه ناراحتیت از روی عشقیه که بهش داری و نمیخوای بار مسئولیتای دیگه خسته ش کنه
    یه وقت فکرای دیگه نکنه 
    پاسخ:
    متاسفانه اینجورچیزا زیاده.  ببهش گفتم که فکرنکنه پشیمونم و غصش دوبرابربشه
    دخترت رو به بچه آخر هم نده 
    پاسخ:
    راست میگیا بچه آخر هم خوب نیس. کلا شوهرش نمیدم غصه نخوره
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">