دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

من از بچگی یه آدمی بودم که خیلی برای کارایی که دقت و حوصله میخاست مشتاق بودم

،یه آدمی بودم که دلم میخاست یکی بود تا من بهش محبت میکردم و بهش میرسیدم. 

اونوختا که مجرد بودم نسبت به خواهرم اینجوری بودم،

چون خیلی حوصله هیچی چیز رو نداشت من براش انجام میدادم. 

وقتی که میخوند واسه کنکور،

یاوقته امتحاناتش براش میوه پوست میکندم و تزیینش هم میکردم و میبردم تا بخوره. 

یا کارهاش رو که وقت نداشت براش انجام میدادم.  

الانم که متاهل شدم این کار هارو برای شوهرجان انجام میدم.  

نمیدونم اینکارایی که میکنم درسته یانه؟ 

نمیدونم بعد براش عادی میشه و فک میکنه وظیفمه؟ 

موقع نهار،قبله اینکه بیاد،همه چی آمادست،میاد و نهار میخوره و میخوابه.

 تاوقتی هم هست من کاری نمیکنم و میشینم پیشش.  

شب ها که از سرکار میاد،چون شام نمیخوریم،میوه هارو از قبل آماده میکنم. 

ایشونم دراز میکشن و من براش پوست میکنم و خرد میکنم و میدم میخوره.

 صبحا،وقتی کفش کتونی میپوشه،کفشاشو میپوشونم و مرتبش میکنم و میفرستم میره سرکارش. 

و خیلی کارهای دیگه.

 هرکاری میکنم نکنم نمیشه.

 تا اینجا که،هرکاری میکنم رو میبینه،و قدردانش هست،یعنی تا آخر اینجوری میمونه؟

نظرات  (۲۸)

سه چیز را با احتیاط بردار : قدم ، قلم ، قسم !
سه چیز را پاک نگه دار : جسم ، لباس ،خیال !
از سه چیز کار بگیر : عقل ، همت ، صبر !
از سه چیز خود را دور نگهدار:  افسوس ، فریاد ، نفرین !
سه چیز را آلوده نکن : قلب ، زبان ، چشم !
اما سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن : خدا ، مرگ و دوست …



پاسخ:
قشنگه. ممنون
ببخشید گلم شماروهم ناراحت میکنم...
آره باید سعی کنم بیخیال شم هرچی بیخیالتر زودتر :))))))
پاسخ:
این چه حرفیه دخترم.  اان شاالله ماه دیگه. 
نیلو جون عید دیروزت مبارک
تبریک گفتن خوبه حتی با تاخیر، مگه نه؟
پاسخ:
مرسی آواجان.  ععید دیروز شماهم مبارک باشه
یکجورایی حس مادریه قویی داری،فک کنم مادر خیلی خوبی میشی(((:
پاسخ:
آره،قوی میباشه،امانمیدونم چرا دلم نمیخاد مامان بشم. 
سلام نیلوفر جون خوبی گلم؟من هم همینم حتی،شاید بدتر از تو.من درین حدم که حتی صبحانه لقمه درست میکنم و میذارم کف دستش
ولی الان میدونم که بزرگترین اشتباهو میکنم
پاسخ:
شما ازمنم پیشرفته ترین. اماقشنگه ها،من که خیلی لذت میبرم
وای ان شاالله عزیزم
دوستم بجاشیرینی گفت بهم شارژ بده :))))))))
اگه خط اعتباری داشتی چشممممممم رو چشم ^_^ 
پاسخ:
دستت دردنکنه. 
صبح جمعه تون به شادی و نشاط ..ساعات خوبی در کنار خانواده محترم داشته باشید
پاسخ:
خیلی ممنون. 
منم قبلا عین همینکارو رو براش میکردم البته ب جز کفش ک اگه کمکش کنم پرو میشه
الان یه هفته اس ک باهاش قهرم بچم لاغر شده ازبس بهش نرسیدم و دوری من سختش بوده😊☺

پاسخ:
از دسته تو دختر،آشتی کن باهاش،گناه داره. 
خیلی مهربونی^_^
ولی خوب این رفتارها نباید براش عادت بشه دیگه
نباید فک کنه وظیفته
ایشالا که اینطوری فک نمیکنه:)
به نظرم یکمی کمترش کن که یه موقعی اگه نتونستی براش اینکارا رو انجام بدی ناراحت نشه و ایجاد توقع نشه
مدیریتش کن
مثلا اصلا نیازی نیست که تو پوشیدن کفشاش کمکش کنی
باید بذاری تو کارای شخصیش مستقل عمل کنه
اینجوری بهتره
تو همیشه اینقده وقت آزاد نداری که همشو به همسرت برسی:|
پاسخ:
نه خیلی هم مهربون نیستم.  ااتفاقا دیگه کفشاشو نمیپوشونم،میذارم خودش بپوشه. نمیخام فک کنه مامانشم. 
منم همین طوری ام ...
پاسخ:
جدا؟خوش به حال آقاتونه ها. 

همیشگی اش نکن. وقتی می بینی خسته ای توان نداری یا حوصله اش نیست نکن.

چون میشه وظیفه

لطف مکرر میشه وظیفه

پاسخ:
اتفاقا وقتی خستم و حال ندارم دوس داره باز براش بکنم،آخه خیلی تنبله. اماتصمیم گرفتم کمترش کنم
۰۸ مهر ۹۴ ، ۱۷:۵۱ دختر همساده
راستی یه چیز بگم؟
یه چیز محبت کردن مادرانه بده اونم اینکه بالاخره تو زندگی شما بچه ای میاد.
تو تمام این نیازهاتو با بچه میتونی پر کنی .
بعدش ناخودآگاه مجبوری بیشتر برای بچه اینکارا رو بکنی تا همسرت.
بعد میدونی چی میشه؟
این به عنوان کمبود تو تو زندگی به چشم شوهرت میاد و این حس که دیگه برات عزیز نیست یا اینکه تو دیگه کارایی که معمولا با عنوان باید و وظیفه انجام میدادی رو دیگه انجام نمیدی در اون ایجاد میکنه.
و شاید این حسش باعث نشه کمتر دوستت داشته باشه اما قطعا در امتیازی که تو ذهنش بعنوان زن همه چیز تموم بهت میداده تاثیر چشمگیری داره :)
پاسخ:
دقیقا،خودشم یه زمانی میگفت،بچه بیاد من دیگه نیستم  وو بهم توجه نمیکنی
۰۸ مهر ۹۴ ، ۱۷:۴۵ دختر همساده
راستی چند ساله ازدواج کردی؟
پاسخ:
2سال تمام
۰۸ مهر ۹۴ ، ۱۷:۴۴ دختر همساده
قبل خواب گاهی انقدر موهاشو ناز کن که با اون آرامش بخوابه
پیشنهاد ماساژ بده بهش
غذاشو عشقولانه و فانتزی تزیین کن
یه روز همه ی کارایی که تو خونه وظیفه ی اونه انجام بده (نون خریدن,احیانا شستن سرویس بهداشتی اگه کار اونه,آشغال دم در گذاشتن) شب بهش بگو خودتو به جاش گذاشتی که قدر زحمتایی که برای زندگی میکشه رو بهتر بدونی.
هیچکدوم این کارها رو مادر برای پسر بزرگش انجام نمیده:)
پیشنهاد کتاب: رازهایی درباره ی مردان که هرزنی باید بداند.باربارا دی آنجلیس:)
امیدوارم حرفام تاثیر کوچولوی خوبی تو زندگی قشنگت بذاره.
پاسخ:
جالبه،حتما انجام میدم،تا حالا اینقد دقت نکرده بودم بین محبت همسربه شوهربا اینی که من انجام میدم اینقد فرق داشته باشه. مدلشو حتماعوض میکنم. ممنون که وقت گذاشتی
میدونی نیلوفر ادم نمیتونه ذاتشو عوض کنه- اما میتونه رفتارشو مدیریت کنه- هر جا که حس کردی قدر کارتو نمیدونن سریع از حالت انجام وظیفه درش بیار :)
پاسخ:
واقعانمیشه تغییر داد. هی میخام نباشم،امانمیتونم. آره فعلا که هوامو داره،ببینم یه خرده داره زیاد میشه کمش میکنم. 
اره عزیزم  منم همینکارارو برا همسری میکنم وقتی برق عشقو تو چشاش میبینم ذوق میکنم 
این خیلی خوبه که به همسری اینقدر محبت میکنی 
پاسخ:
پس شماهم حسابی لوسش میکنی
مطمئن باش همسرت تا آخر قدران این محبتات خواهدبود. منم فکر میکردم عادیه ولی یه روز که موهای علی رو شوته نزدم کلی ناراحت شد کفت چرا دیگه به من نمیرسی. پس ادامه بده عزیزم.

پاسخ:
مردها محبت رو دوس دارن،مخصوصا اگه همسرانه باشه. من خودمم لذت میبرم خیلی
۰۷ مهر ۹۴ ، ۲۱:۲۵ خاتون بانو
سلام
چقدر خووووووب و لطیف.
نه بنظر من که هر کاری که با عشق انجام می شه نتیجه و ثمرش هیچ وقت به هدر نمیره.
ولی خب کارها رو تنوع بده وقتی یکنواختی پیش بیاد باعث میشه که عادت پیش بیاد.
نه به این که الان همه چی 100 درصد تمام و کامل انجام می دی و انرژیت را میزاری و خسته میشه و بعدش 0 درصد می کنی و هیچی انجام ندی . نه تنوع بزار . بالا پایینش کن.
ولی همیشه محبت و عشق را داشته باش. نزار فکر کنه داری ازش مضایقه می کنی. کارهات هم هیچ بد نیست خیلی هم خوبه. آفرین به تو :)
پاسخ:
سلام. آره،من واقعا با لذت اینکار رو میکنم. توقعی هم تا حالا ازش نداشتم. شاید به خاطرهمینه خسته نمیشم. 
حرفات خیلی بهم دلگرمی داد. ممنونم ازت. 
خیلی کارات درسته مطمئنم همیشه برا شوهرت تازگی داره 
پاسخ:
مرسی سهیلا جونم
چه کارای قشنگ و خوبی ، با این همه لطف و خوبیت مگه میشه قدر دان نباشه ؟ 
چه خانم مهربونی ، و البته چه خواهر مهربونی ... :)
پاسخ:
مرسی. نه نمیشه قدردان نباشه،زن به این خوبی;-)  
۰۷ مهر ۹۴ ، ۱۵:۵۸ دختر همساده
انجام دادن یه سری کار خوبه اما روانشناسی میگه هیچوقت کارای مادرانه برای همسرتون انجام ندید.مثلا همین که میگی کفششو میپوشونی یه ذره جالب نیست جسارتا!
بعدشم همین میوه و این کارا رو همیشه نکن.همیشه بین کارهات یه وقفه ای ایجاد کن که فرق بود و نبودشونو بدونه و بیشتر بخاطر وقتایی که انجام میدی قدر دان باشه.
عروس خانم نمونه :)
پاسخ:
آره متاسفانه میدونم مردا خوششون نمیاد مادر باشیم براشون. از فردا تو کفش پوشیدن کمکش نمیکنم. امانمیدونم چطور میتونم همسرانه محبت کنم. 
فک میکنم این حس،حس مادری یا مهرطلبی باشه.به همین اندازه به خودتون هم اهمیت میدین؟برای خودتون وقتی تنها هستین میوه پوست میکنین بعد تزیینش کنین تا بخورین؟غذای خوب میپزین؟یا فقط برای شخص دیگه ای ک براتون مهمه این کارارو میکنین
پاسخ:
آناهم نظرشمارو داشت،میگه همون احساس مادرانه ایه که سرکوبش میکنم.  برای خودمم وقت میذارم،همسرجان هم همینطور. خیلی وقتا حتا آشپزی هم میکنه و کلی سنگه تموم میذاره.  ااماخب دوس دارم هی محبت کنم و هرکاری بکنم تا طرف رو خوشحال کنم 
می دونی اگه خوب نبود که این کارها رو واسش نمی کردی... پس یقینا خوبه دیگه و قدر می دونه
حسم خوبه نسبت بهش... 
پاسخ:
آره خوبه،بابام که اون همه بهمون میرسید،شوهرجان از بابامم بیشتر میرسه. بعضی وختا دلم براش میسوزه،احساس میکنم زن خوبی واسش نیستم. 
اگه مرد بودم صد در صد انتخابم بودی... یک در صد هم شک نکنیاااا 
پاسخ:
حیف مرد نشدی دیگه
 دوست دارم یکی همیشه حواسش بهم باشه. 
درکل دلم میخواد وظیفه ها مشخص باشه.‌‌‌.. گاهی به هم لطف کنیم... تا اینکه مهر و محبت وظیفه تلقی بشه...
اما میوه خُرد کردن. این کار خودم دوست دارم و با میل انجام میدم برای خانواده..
پاسخ:
منم همینجورم،اماوقتی یکی یه کاری واسم انجام میده من باید دوتاکار براش انجام بدم. معذب میشم. شوهرم خیلی کارا برام میکنه،منم اینجوری مثلا جبران میکنم. یکی هم اینکه عاشق اینم به یکی محبت کنم،بهش برسم و تمام زندگیمو وقفش کنم
عزیزم قطعا قدرتو میدونه
ولی گاها یه کاری کن اونم بهت برسه
منم خیلی بهش میرسم
اما مثلا گاها میدم موهامو برام شونه کنه،برام لاک بزنه،یا یه صندلی که سنگینه میگم اون بلند کنه که مثلا من کمرم درد نگیره :)))))
یا گاهی کارای کوچیک ازش میکشم،مث خرد کردن سیب زمینی و.......
امثال اینا!!!!! گاهی فقط گاهی برا مثلا جارو زدن خونه برا کارم ارزش میذارم تا فکر نکنه وظیفمه :)))))
سعی کن همیشه متوجهش کنی که برای خودت ارزش قائلی 
یا مثلا زمانی که عادتم سعی میکنم کارسنگین یاکار زیاد نکنم که بفهمه تو مریضیم میتونم کار کنم چون شاید انتظارش بره بالا
من بااین کارا نتیجه خوبی گرفتم که فکرنکنه وظیفه اس و مثلا اول برای خودم ارزش قائلم
البته شما بزرگ مایی ها همشو بلدی فقط گفتم که من اینجور نتیجه گرفتم  و اونم حواسش بهم هست
بازممممم هرمرد اخلاقش فرق داره هاااااا
ان شاالله عشقتون همیشه پایدار باشه
پاسخ:
اونم بهم میرسه،هوامو داره. جمعه ها کلا نهار با اونه،از اول عروسی تا حالا. هرچی هم که بخام فراهمه. ممنونم مامان کوچولوی آینده
مادری میکنی براش خفن....سعی کن این حس و تو قالب همسری کردن بیاری 
شاید عادی نشه اما متوقع میشه و بعد از چند سال خب توهم انتظار جبران بیشتر ازش داری و وقتی روحت اغنا نشه از طرفش ،ضربه میخوری
هرکس باید نقش خودشو داشته باشه. همسر باش ...ی همسر دلسوز و مهربون ، نه ی مادر

پاسخ:
ازاینجوری محبت کردن لذت میبرم خیلی. نمیدونم چی جوری همسرانش کنم. 
اگه قدر دان هست ک خوبه
میتونی ادامه بدی و هر وقت احساس کردی داره میشه وظیفه
این کارارو انجام ندی
پاسخ:
آره قدردان هست،همین که برای خواسته هام اهمیت میده،هرچی بخام نه نمیاره،خیلی کاراها هم میکنه. امیدوارم همینجور هم بمونه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">