دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

باز محرم میاد و باز من باید هر روز حرص بخورم.
مادرشوهرمن 5روز بعضی وقتا هم بیشتر،روضه داره.
کلی هم مهمون واسش میاد.
 و اینجانب هم به عنوان آبدارچی اونجا انجام وظیفه میکنم.
و خانوم و دخترشون لم میدن چون اگه کار کنن خسته میشن.
 به مادرشوهرمیگم یه خانومی رو بیارین،کارهارو انجام بده.
 میگه نه خواهرزادم پارسال دعوام کرد که چرا آوردی.
خواهرزادمو و فلانی کارهارو میکنن. حالافلانی مریضه و نمیتونه.
منم گفتم پس من هیچ کاری نمیکنم.
 گفتم دیگه خواهرشوهربچه نیست که بره بشینه تو اتاق پیش دوستاش،اینم باید از امسال کارکنه. قیافش دیدنی بود اون لحظه.
 انگار عروس گرفتن که کارهای اونارو انجام بده.


 یادمه تازه که نامزد کرده بودیم،دوستاش برگشتن به مادرشوهرم گفتن،دیگه عروس آوردی و کارهاتو انجام میده.
من نمیدونم یه سری آدمها کی میخان بفهمن عروس خدمتکار نیست.
عروس هم تو خونش دست به سیاه و سفید نمیزده،چه برسه خونه مادرشوهر.
عصبانیم شدید.




 اونروزمادرشوهرم خودشو زد به بیخبری و گفت: میخاستین برین مشهد؟چرانشد؟
منم گفتم ماشین جورنشد،من ازقبل به شوهرجان گفته بودم تا قطعی نشده نگه،اماخب شنبه به شما زنگ زده بود و گفته بود.
 ضایع شد.
فک میکنه شوهرجان دور از چشم من اینکارارو میکنه.



 مادرشوهرداشت پشت سریه عده حرف میزد که چرا وقتی پول ندارن یه کارایی میکنن،خب ندارن انجام ندن.
منم گفتم خیلیا اینجوری هستن،میبینی پول ندارن بچشونو میفرستن دانشگاه آزاد.
آخه قراره خواهرشوهر تو دانشگاه غیرانتفاعی درس بخونه.
دیگه هیچی نگفت. 




مادرشوهرم معتقده هرکی نره دانشگاه نمیتونه بچشو تربیت کنه،من موندم مگه تو دانشگاه بچه داری یاد میدن؟
خانوم معتقدن زن درس بخونه و کار کنه تا کهنه بچه نشوره.
مگه میشه؟رییس جمهور هم باشی وظیفه مادری و شوهرداریت سرجاشه.



چقدغیبت کردم. اماباز آروم نشدم. فقط سر دردم شدیدتر شد

نظرات (۲۵)

  • ♥ راضیهـ פּ ؋ـرزاـב ♥
  • خانواده ی شوهر منم اینجووورین فک میکنن عروس کلفته :)))))
    تربیت چه ربطی به دانشگاه داره؟
    پاسخ:
    نمیدونم،یه عده عقاید خاصی دارن،یه کم مشکل دارن.
  • بانـوی تـو
  • آخ الهی :(
    پاسخ:
    اوهوم
    شاید کم خون شدی. یه آزمایش بده. تغییرات خلقی می تونه از کم شدن آهن، منیزم، پتاسیم، ب 12 و... هم باشه.
    پیش دکتر رفتی بگو ذخایر آهنت رو هم آزمایش بده.
    پاسخ:
    نمیدونم،من اصلا دکتر نمیرم. حال دکتر رفتن و دارو خوردن ندارم. اما احتمال میدم باشه یه چیزایی
    دقیقا این جمله عروس میاری کمکت میکنه بارها شنیدم. ولی خب تو فامیل ما کسی از عروس توقع نداره. بیشتر قبل عروس آوردن به شوخی میگن.
    وای چایی دادن تو جمع شلوغ سخته خیلی. همه هم چادر مشکی من گم میکنم به کی چای دادم به کی ندادم :| بخصوص که اکثرشون غریبه ان برام.
    پاسخ:
    فامیلای ماهم از عروس اصلا توقع ندارن،اما این شهر،یه قانونی دارن که عروس رو واسه کار کردن میارن،هنوز تو عهد بوق گیر کردن.
      حالا بعضی از خانوما هم کلی ادا دارن،یا میگن کمرنگه،یا میگن پررنگه،اونوخته که میخام سینی رو بکوبم تو سرش
    خوب دیر برو خونشون زود هم برگرد
    مجبور که نیستی
    امسال که کاری نکنی براشون جا میفته دیگه

    +بازم بهت میگم بدی های مادرشوهرت رو نادیده بگیر
    زندگی تو خلاصه شده تو اینکه مدام به اذیت هاشون توجه کنی
    ببین کی میرسه که پشیمون بشی
    پاسخ:
    اگه شوهرجان منو نرسونه که خودم دیر میرم.  جدیدا زیاد غرغرو شدم خودمم میدونم. 
    سازش با مادرشوهر هم سخته ها :(
    کار خوبی کردی بهشون گفتی اونم باید کار بکنه کار کردن همیشگی میشه وظیفه
    پاسخ:
    آره خیلی سخته،مگه اینکه مثل یه عده پای شوهر رو از خونه مادرطفلیش قطع کنی.  آآره مادرشوهرم فک میکنه دخترش هنوز بچس
    سلام:)
    اجی به نظر من مث خودشون برخورد کن نباید اینا بشه وظیفه ات باید اگر کاری میکنی از روی محبتت بدونن
    انشالله امسال از این روضه ها لذت ببری و هر حاجتی که داری مورد قبول واقع بشه

    پاسخ:
    سلام خواننده خاموش خودم.  دقیقا،حیف دیر فهمیدم. بعداین کنترل شده عمل میکنم. تازه دارم بزرگ میشم.  اان شاالله. 
    خواهر قربونت برم باید خودتو سنگین نگه داری از اولش
    من گاهی یه ظرف یا سفره ای کمک کوچیک میکنم 
    اونم زمانی که جاریم باشه اصلااااااا
    اون جاریم ی مدت با مامان شوهر زندگی میکرد خیلی صمیمی ان...
    مامان شوهر  ب اون میگه بیا این کارو کن اما ب من حتی میگه نمیخوااااااد برو بشین :))))
    عزیزم من راجب روضه نظری ندارم....اما موقع های عادی رفتی ی کمک کوچیک بکن و بشین :|
    بخوای کار کنی چرا میری مهمونی... خونه خودت کار میکنی
    پاسخ:
    منم روزای عادی کارنمیکنم،شاید ظرفارو جمع کنم اونم نه زیاد.  ممنم میگم آدم مذره مهمونی استراحت کنه،نه اینکه کارکنه. 
  • زهرای سعید
  • از دست تو دختر . نوبتیش کردی
    یه بار از خوبیاش میگی  یه بار از بدیاش :)))
     واقعا همینجوری جلوش گفتی من هیچکار نمیکنم ؟؟؟؟؟ من که اصلا روم نمیشه بگم این حرفا رو
     :(
    پاسخ:
    آره دیگه،نمیشه که همش از بدیاش بگم،خوبیهایی هم داره. 
    من اولا خیلی آروم و بی زبون بودم،ولی بعد سه سال واقعا دیگه صبرم تموم شد،به جایی رسیدم که دیگه واکنش نشون میدم. 
    از دست این مادرشوهرا😈😈
    بعضی وقتا بدجور گیر میدن ک میرن رو اعصاب آدم 
    منکه برا اولین باره محرم تو خانواده شوهرجان هستم ک معافم از کار کردن اگه حامله هم نبودم عمرا اگه کارمیکردم ب من چه نوکرشون نیستم ک بخوام خم و راست شم جلوشون 
    حرصم گرفت از دست مادرشوهرت الان ببین خودت چی میکشی😔
    پاسخ:
    من اما اولش فک میکردم باید کارکنم و باعث شد متوقع بشن. اماخب بعد این به اندازه،حتا اگه بحث و دعوا هم پیش بیاد
    سخته نیلو،اینکه کسی ازت متوقع باشه سخته ولی تو ب قسمتای خوبش فکر کن عزیزم(:
    پاسخ:
    خیلی،اشتباهه خودم بوده. 
    وا چه پررو... این سری حق رو میدم به تو
    استثناء"... چه کلمه ی سختی نمیشه نوشتش که
    پاسخ:
    چه عجب به ماهم حق دادی
    امان از این روضه های محرم که ی پا شوروم شده.....یکی پز لباسش و میده یکی پز طلا یکی هم میخواد پز عروسش و بده که چقدر باهامون خوبه
    حالا کاش میگفتن عروسمون خوبه...میگن ببین چقدر ما خوبیم که عروسمون اینطوره باهامون....خخخ
    من که الان معافم اما قبلا هم که میرفتم خونشون مادرشوهر از ترس اینکه مبادا اطرافیان بگن چه عروس خوبی داری نمیذاشت از جام تکون بخورم...تازه پذیرایی هم ازم میکرد
    پاسخ:
    دقیقا حرف دل من بود،وقتی روضه میگیره اصرار که هر روز لباس جدید بپوش،طلا بنداز.البته من انجامشون نمیدم.  مادرشوهرمن معتقده تو خوب بودن تو دنیا تکه.  کاش مادرشوهرمنم نمیذاشت و اینجوری بود.
    کل پست به کنار اون چند خط آخر به کنار
    این طرز تفکر که زن درس بخونه و کار کنه یه طرز تفکر کاملا منطقی  و امروزیه و اتفاقا از یه زن عامی بعیده که اینطور به استقلال مالی و سطح علمی زنان اهمیت بده
    حالا اگر اعتقاد مادر همسرتون فقط در حد حرفه و در عمل جور دیگه ای رفتار می کنن من نمی دونم
    به امید روزیکه همه زنهای ایرانی از این طرز تفکر جهان سومی که شوهر داری و بچه داری تنها وظیفه و کار مثبتیه که می تونن انجام بدن فاصله بگیرن
    پاسخ:
    زن درس بخونه خوبه،اما کارکردن رو قبول ندارم. اینکه کار کنی و خستگیتو بیاری واسه بچه و شوهرت قشنگ نیست. مگه اینکه یه کارنیمه وقت باشه. که خیلی کم پیش میاد
    واقعا چقدر زننده بود پستتون.ببخشید من رکم.خودم مادرشوهر دارم،درسته مث مامانم نیس اما اصلا این بحثا نیس چون از روز اول همه چی رو مشخص کردم.اونام ازم انتظار ندارن والا.
    نمیدونم چزا همه اینحا از مادرشوهر مینالن
    پاسخ:
    درسته زنندست چون رفتارشون زنندست.  من فقط اونقد رو نداشتم که از همون اول محدودمو براشون مشخص کنم،این شد که مجبورم ازشون بنالم. امیدوارم براتون چیزی پیش نیاد که مجبور به نالیدنتون بکنه
  • دختر همساده
  • وای اصن فشارم افتاد پستتو خوندم...
    چقدر مردم بی.... و بی  ...... هستن..
    یعنی چی عروس بیاد کاراتو کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    عجبااااا...
    یه بار برادر شوهرم با جاریم بحث میکرد گفت ما کلا عروس رو به چشم کوزت نگاه میکنیم انقدر به من برخورد که کل خانواده رو شیرفهم کردم از این خبرا درمورد من نیست...

    پاسخ:
    حالا شمافشارت افتاد باخوندنش،ببین من چی میکشم.
    حالا وقتی تنها خونشونم نمیگه کار کن
    ،اماجلوی جمع دوس داره من کار کنم.  به خاطرهمین بعضیهای…  ااست.
      چه خوب،من اولا خیلی بی زبون بودم،اما بعد سه سال واقعا تحملم کم شد،دیگه نمیتونم مثل قبل باشم.
    برنامه هادارم برای اصلاحه خودم
    سلام عزیزم.
    عجب مادرشوهر پرتوقعی داری!من از اول نامزدیم ,خونه مادرشوهرم دست به سیاه و سفید نزدم,واسه همین هیچوقت ازم توقع ندارن!البته اینقدر اذیت میکنن و زبون نیش دار دارن که این کار نکردن خیلی دلمو خنک نمیکنه!!
    پاسخ:
    سلام خوش اومدی.  ممنم تو خونشون کارنمیکنم،اما تو روضه ها این سه سال مثل چی کار کردم اما خب الان تازه فهمیدم زیادی خودمو درگیرمیکردم. منم تصمیم گرفتم جور دیگه باشم.  ووقتی نیش میزنن یعنی دارن حرص میخورن،پس خوشحال باش و خودتو شادنشون بده تابیشتر حرص بخورن
    :)) به به چقدر غیبت ... یکم آروم باش زیاد به خودت سخت نگیر این مسائل رو 
    پاسخ:
    غیبت قشنگه خیلی. خخخ
    نمیشه دیگه. نمیذارن
  • فری خانوم
  • سلام
    همیشه خاموش می خونمت
    ولی الان نتونستم چکن لوت بردم از اخلاقت ...  که حرفتو قورت نمیدی ...
    پاسخ:
    سلام ممنون که وقت میذاری و میخونی.  ببعد سه سال زندگی تازه یادگرفتم که حرف رو باید زد،والا میخورنت. 
    مادرشوهره دیگه ...
    پاسخ:
    کاریشم نمیشه کرد

    سلام علیکم میخوام یه چیزی بگم به شرطی که دعوام نکنی

    من مادر شوهرم هر سال نذری میده و چون اونجا همش مراسمه و محمد هم میدونه من خوشم نمیاد... قراره من تهران بمونم و خودش تنها بره...اینجوری از همون اول کاری گربه کوشون کردم... خیلی هم خوب... بله...

    پاسخ:
    سلام. خوش به حالت. من نمیتونم نرم متاسفانه. من رو به قبله هم باشم باید برم و کار کنم
    هرچیزی افراط و تفریطش بده- حالا مادرشوهر شما هم یه جاهایی افراط میکنه

    پاسخ:
    دقیقا. همیناس که آزاردهندس
    سلام عزیزم 
    وحیدشونم ازین مراسما دارن... جواب بدی اولش ناراحت میشن اما بعدش براشون جا میوفته ک نباید انتظار داشته باشن
    لطف زیادی بیشتر وقتا با وظیفه اشتباه گرفته میشه

    پاسخ:
    خیلی بده،کسایی که مراسم میگیرن باید کمک هم بگیرن دیگه. 
    وای نیلو اینقدر حرص نخور
    انگار این مادرشوهرا واسه همین کارا فقط افریده شدن
    حالا اگه یکی به دختراشون اینجوری بگه میخوان خودشونو بکشن
    آخخخخخخخخ اگه یه روز مادرشوهر شدم اونوقت یادشون میدم
    چجوری باید عروس داری کنن😠😬😤
    پاسخ:
    هعی مینا،میشه حرص نخورد؟ دقیقا،فک کن حاضره خواهر زادش و دوسته مریضش کار کنه اما دخترش نه،انگار ما از بوته در اومدیم. 
    توجه نکن به حرفاش.
    اگر تو روضه کمکش می کنی نیت کن برا خود امام حسین کمک کن. به خاطر اونا کمک نکن.
    پاسخ:
    کاش روضشونم برا امام حسین بود،نصفه بیشترش ظاهرسازیه فقط
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">