دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

 

امروز خوب نبود. 

میخاستم با بقیه روزام متفاوت باشه امانبود.

 مثل همیشه تو خونه بودیم. 

الانم که نیست. 

ساعت 4 هم میریم سرخاک چون میخان پدر دوستش روخاک کنن. 

اصلا مجلس عزا رو دوست ندارم امامجبورم.

بعد هم که میریم خونه مامانش و مامانم.  

شب هم میره شام غریبان و من میمونم و تنهایی. 

دلم میخاد گریه کنم امانمیتونم.

 یه بغض هم تو گلومه باچاشنی عصبانیت

نظرات (۲۱)

غصه نخور دختر خوب،ما اولین و دومین سالگرد هردو کوفتم شد،دعوا کرده بودیم،از بس وقت شناسیم ما دوتا((((‏: برای خط چشم،ماژیک خط چشم بگیر،من هم خیلی ناشی بودم،یکی دوماهی با این ماژیکا کار کردم الان حرفه ای شدم،در حدی ک هرکی میبینه تعریف میکنه،فقط باید زیااااااد تمرین کنی((‏: 
پاسخ:
آخی،براسال بعد برنامه ریزی کن دعوانکنین.  ااتفاقا خط چشم ماژیکی خریدم،درشو خوب نبستم خوب شد. با اون چندباری تمرین کردم امازیادی بی استعدادم. کاش بودی ازت یادمیگرفتم
  • دختر همساده
  • الان متوجه شدم دومین باره میام وبت :)
    پاسخ:
    آره قبلا اومده بودین. 
    خوب یعنی تو رو نمی شناسه؟
    نمی دونم. تو نت هم هست آموزشهاش. با عکس مرحله به مرحله یاد داده.
    رژلب و خط لب کشیدن رو هم یاد بگیری و کم کم ریمل زدن، کفایت می کنه.
    پاسخ:
    یکی دوبار از اوناخاستم یادبگیرم یه کم سخت بود. من خط چشم رو خیلی دوس دارم. دلم میخاد اونو یادبگیرم. 
    سلام عزیزم خوبی؟
    عیبی نداره اولین سالگرد ازدواج منم بدون هیجان خاصی گذشت...زندگییه دیگه...
    پاسخ:
    سلام غزال جان.  آخی چه بد،مثل مال من. ان شاالله سال بعد هیجان دارش میکنیم. 
    باز هم می تونی .. آناکارنینا را به یاد بیار ..
    پاسخ:
    واقعا؟چون شمامیگی حتما میتونم
    سعی کن توی خونه هم به خودتون خوش بگذرونید دختر خوب :)
    پاسخ:
    خونه خوش گذروندیم امابیرون هم لازمه دیگه یه کوچولو
    برو کلاس خودآرایی.
    من با اینکه آرایش بلد بودم رفتم این کلاس رو. خیلی هم هزینه نداشت. اصولی یادم دادن.

    پاسخ:
    خودمم خیلی دلم میخاد برم ولی آقا اجازه نمیده. فک کنم میترسه یادبگیرم بیرون هم آرایش کنم. 
    یه گردش کوچولو رو هر وقتی می تونید برید.
    امشب کوک کن همسرجان رو برو بیرون.
    پاسخ:
    بایدبرای جمعه تلاش کنم. امیدوارم موفق بشم
    شادی به هزینه های عجیب و کارهای عجیب نیاز نداره
    دوتایی یه کیک بپزید از رو دستورهای شف طیبه و هی ادا در بیارید. میشه خودش شادی.
    آرد بپاش تو صورتش مایع کیک رو بمال رو سبیلش. بزنید سر و کول هم. خودت رو لوس کن براش.
    لباسهای خوشگلت رو بپوش برقص. ادا در بیار براش. مجبورش کن کت شلوار بپوشه ادا در بیاره برقصه


    پاسخ:
    پنجشنبه شبش این کار رو کردم،امادلم یه گردش میخاست،حتا یه پارک کوچولو.  االبته کیک ازبیرون خریدم. بی هنرم یه کم
    نیلو تلخ و غر غرو شدیا. ..آدم بره خونه جدید بعد بی حوصله باشه؟ !!!
    پاشو دختر ی آرایش بکن و ی لباس فانتزی بپوش خودتو تو آینه نیگا کن و کیف کن
    پاسخ:
    میدونم. کلا بدشدم اصلا قدر نمیدونمم داشته هامو. آرایش بلد نیستم شبیه ارواح خبیثه میشم
    سلام نیلو جان.سالگردتون مبارک.خانومی روزتونو تلخ نمیکردی با عصبانیت بالاخره یکساعت که خالی میشد واسه با هم بودن.
    پاسخ:
    خیلی ممنون مهربانو.  ااونقد عصبانی نشدم فقط ناراحت شدم و غصه خوردم
    سالگرد ازدواجتون مبارک عزیزم
    پاسخ:
    مرسی هیماجان
  • خانم توت فرنگی
  • سالگرد ازدواجتون بود؟
    پاسخ:
    آره جمعه بود. تبریک نگفتی که توت بد
    آخی عزیزم خب همه مون گاهی وقتا این حس رو داریم ... سعی کن حال خودتو خوب کنی حتی شده با یه چیز خیلی کوچیک :*
    پاسخ:
    کلا بدشانسم من. باید عادت کنم بهش. دیروزشوهرم تمام سعیشو کرد و یه کوشولو حالم خوب شد
    اووومممممم...
    امان ازون روزایی ک آدم حالش اینجوری باشه
    اوووففففف دیوونه میشه آدم
    پاسخ:
    آره خیلی،مخصوصا بغضتم نترکه که راحتت کنه. 
    ای داد بیداد .. غمگین نباش نیلوفرم .. باز هم می تونید روزهای خاص داشته باشید. امروز هم یک روز دیگه خداست. 
    پاسخ:
    اینقده حس بدی بود آنا. کلا من بدشانسم.بعدنامزدیه من هی آدم بود که میمرد.  ییه فرصت بودکه شوهرجان منو ببره بیرون که خوش به حالش شد دیگه. فک نکنم بتونم دیگه
    انرژی های بد رو از خودت دور کن.
    سعی کن خودت برنامه بریزی برا شادی ات
    پاسخ:
    برنامه میریزم اگه بذارن.  وولی حق باشماست. شب باچیزای کوچولو خوشحال کردیم خودمونو
  • دختر همساده
  • سالگرد ازدواجتون مبارک...
    امیدوارم با توجه به عنوانت کامنتم احمقانه نباشه.. :(
    پاسخ:
    خوش اومدی.  مرسی.  نه احمقانه نبوداصلا
    :(
    سلام اتفاقا ما هم امروز رفته بودیم سر خاک .
    بعد از مدت ها بود و یک جورایی دلتنگ رفته هامون بودیم.
    امیدوارم حال خوبت برگرده.
    من به یه نتیجه ایی اخیرا رسیدم. اتفاقات دورو بر ما می تونه یکسان باشه ولی ما می تونیم برداشت های متفاوتی از اتفاقات بگیریم و انتظاراتمون فرق کنه و در نتیجه در احساس ما از اون اتفاق تاثیر بزاره.
    مثلا یکی خوشحال و شاد و شنگول باشه از این اتفاق و یکی نه.
    مطمئنا مرگ کسی شادی نمیاره ولی میتونی به خاطر دیدن بقیه بخاطر این موضوع احساس خوب داشته باشی و اون را در مقابل احساس بد و ناراحتی ات غلبه بدی.
    موفق باشی دوست خوووبم :)
    پاسخ:
    اتفاقا من مجلس عزارو دوس دارم اما نه تو روزی که کلی برنامه داشتم. 
    میفهممت عزیزم 
    پاسخ:
    مرسی خانومی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">