دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

بعضی روزا کم میارم و باز غرغرو میشم. کمبودهایی که دارم تو زندگی دونه دونه ظاهرمیشن و من میمونم وچشمایی که آبکی میشن.

 امروز ظهر شوهرجان حالمو دید و سعی کرد حالمو خوب کنه،کاری کرد که کلی خندیدم اما باچشمایی که پرمیشدن و مواظب بودم که نریزن.

 من خیلی چیزامیخاستم،امانشدن،سعی کردم بافک کردن به قشنگیای زندگیم اونارو بپوشونم،امانمیشه،بعضی وقتا از توانم خارجه.

دلم خیلی چیزا میخاد.

 امروز به همه حسودیم شد،دختر بدی شدم.

شوهرجان خوبی دارم،خیلی وقته کارایی میکنه که انتظارشو ندارم.

نظرات (۳۳)

بگو تنها میرم گردش. شام و ناهار هم درست نکن. یه مدت برو گردش و تفریح و خرید.
پاسخ:
اتفاقا همین کار رو میکنم شاید هفته بعد بامادرشوهرم برم تهران و یه هفته اونجا باشم. 
کجا بودی؟ چرا نبودی؟
پاسخ:
تلفن نداریم که بریم اینترنت بخریم،الانم نت سیمکارتمو فعال کردم اومدم،دلم تنگ شده بود. 
این دفعه گفتی بیا بریم بیرون و نیومد دپرس باش، گریه کن، بدقلقی کن. نمی دونم به چی واکنش داره. یه کاری بکن که می دونی حتما تحت تاثیر قرار می گیره و از رفتارش پشیمون میشه.
بعضی مردا کافیه زنشون اشک تو چشماشون جمع بشه یا اخم بکنن. دیگه رفتاری نمی کنن که زنشون ناراحت بشه.

پاسخ:
من اگه گریه کنم عصبانی میشه. الان چند روزه بدقلقی میکنم امابی فایدست،تصمیم گرفتم بعد این برای خودم زندگی کنم و خوش بگذرونم بیخیال همسرجان. 
خانم غرغرو چه خبر ؟ خوبی ؟ :)) 
گفتم غرغرو ناراحت نشیا شوخیه :(
پاسخ:
خانم غرغرو اینترنت نداره مثل معتادا شده.  همشم سر شوهرجان غرغر میکنه
منم بعضی وقتا یاد چیزایی میفتم که میخوامو نشده...الکی بارونی میشم..
پاسخ:
منم یه مدته داغ دلم تازه شده. و هر روز غرمیزنم و دعوا دارم با شوهرجان
نیومدی؟
پاسخ:
فعلا اومدم. چقد دلم تنگیده. 
منم امروز تقریبا اینجوری بودم ولی کسی کنارم نبود :(
پاسخ:
خیلی بده تنهایی. این روزا من خیلی احساس تنهایی میکنم
نیلوفرم .. خوبی؟
پاسخ:
خوبم اگه بذارم 
بی توجهی سخته میدونم نیلوفر جون ... آدم هر کمبود دیگه ای رو در کنار هم میتونه رفع کنه بشرطی که هوای همو داشتته باشن ... البته اینم چیزی نیست که راه حل نداشته باشه بازم سعی خودتعو بکن عزیزم
پاسخ:
بی توجهی خیلی خیلی سخته. بعضی وختا تصمیم میگیرم مثل خیلی از زن ها بیخیال همه چی بشم
ببین همون غیر مادی ها رو بنویس و سعی کن برآورده اش کنی.
مثلا یه روز عصر یا هر وقتی که می دونی حجم کارش کمتره بهش بگو بریم خرید یا بریم فلان جا بگردیم. سعی خودت رو بکن.
مردا انگار این چیزها به مغزشون نمی رسه!
من چند وقت مثل تو نشستم خودش بگه دیدم نگفت. هفته ای یه بار اس می دم میگم امروز بریم ولیعصر قدم بزنیم. امروز بریم تجریش. امروز بریم فلان جا.
اولش مایل نیست. زورکی میاد. ولی بعدش اینقدر بهش خوش می گذره که هی میگه باز هم بریم.
رگ خوابش رو پیدا کن.
من می دونم همسرم من نگم جایی نمیریم دوتایی. ولی کافیه یه بار بریم. هر دفعه میگه بریم فلان جا. ولی باز هم برنامه ریزی اش با منه.
پاسخ:
آخه مشکل من اینه که میگم و نمیاد،حتا گفتم بیا ماهی یکبار بریم بیرون اونم گوش نکرد. 
چرا کامنتام نمیرسه پس
همه این حس و دارن تو زندگیشون
میفهممت عزیزم غصه نخور درست میشه
پاسخ:
امیدوارم درست بشه. اما… .
حق داری .. سخته این طوری. نمی شه بری در مغازه دنبالش که برید بیرون؟
پاسخ:
اگه برم دم مغازش که همون جا پوستم رو کنده دیگه نیلویی نمیمونه
متاسفانه همیشه چیزایی هست که باز هم اشکی کنه مارو...
شب و روزت خوش
پاسخ:
متاسفانه.  مممنون
میدونم نت نداری فقط اومدم بهت بگم سلاااااااااااااااام نیلوفر،چ خونه خوشگلی داری((((:
همین دیگه((:
پاسخ:
سلام بانو. ممنون. قابل شمارو نداره ها. 
نمیدونم چ مرضی گرفتیم 
خخخخخخخخخخخخخخخخ
پاسخ:
مرض غرغر که بعضی وختا ویروسش وارد بدنمون میشه
خب عزیز جان همه ی ما یه چیزایی نداریم هر کسی یه چیزایی داره یه چیزایی نداره فقط شما نیستی که این حسو داری
فقطططط به داشته هات فکر کن :))
پاسخ:
آدم هیچی نداشته باشه اماشوهری داشته باشه که بهش توجه کنه کافیه،اماندارم. 
ای جوووونم
میفهممت هممون خیلی چیزا میخواستیم که بهش نرسیدیم غصه نخور
پاسخ:
نرسیدم و نمیرسم. 
  • خانم توت فرنگی
  • یه کم خیلی؟ اشکالی نداره جا میشی نیلو... زود بیا ):
    پاسخ:
    باشه پس میام. 
    سلام فعلن تو کار برقه شهریور قراردادشون تموم میشه
    پاسخ:
    سلام ان شاالله بازم تمدید کنن
    نیلوفر جون هممون از این بالا پایین شدن های احساسی داریم! من که خودم روزی 10 بار حالم عوض میشه!:))
    مهم اینه که حواست هست که نذاری اون ناراحتی های توی کل زندگیت جاری بشه و دنبال بهبودشون هستی..
    مردها هم نحوه ارتباط و توجه کردنشون توی رابطه با ما فرق داره.. فقط وقتی که اون بحران روحی و طوفان درونت می خوابه :)) آروم خواسته هاتو بهش بگو.. مطمئنا اونم خیلی دوستت داره و کم کم خیلی چیزا به یه تعادل میرسه.. فقط وقتی ناراحتی خواسته هاتو به زبون نیار که همه چیز برعکس میشه..
    همیشه شاااد باشین کنار هم. خونه نو هم پیشاپیش مباارک و پر از عشق و آرامش باشه براتون:*

    پاسخ:
    خیلی ممنون الا جان. تو دوست داشتنش یه کم شک دارم. 
    نیلو تو غر غرو نیستی عزیزم فقط کمی خسته ای،و عجیب دل خانوم ها و حس و حالشون با زبانشون ارتباط داره
    اوقاتت رو با چیزهای جدید پر کن نیلو،یاد بگیر درست کردن یک دنیای شخصی رو ،یک دنیا پر از شادی و هیجان برای خودت
    نیازی نیست حتما یک مرد همراهمون باشه،اوایل انقد حسودیم میشد ب اطرافیانم،حتی ب یک دست گرفتن ساده تو خیابون،دلم میخواست همسری من هم دستمو بگیره اتفاقی هیچوقت نیفتاد و بعد یاد گرفتم  ینی ب خودن یاد دادم ک دست از مقایسه بردارم،یاد گرفتم ک خوبیهاش رو ببینم،یاد گرفتم با چشمهای یک عاشق نگاه کنم و همه چی تغییر کرد،دیگه چ اهمیتی داره ک همسر من حرفهای عاشقانه بلد نیست،یا بلد نیست گل بخره، چ اهمیتی داره ک بلد نیست دست من رو توی دستش بگیره،بلد نیست با من خرید بیاد،بلد نیست خیلی کارهای مثلا رمانتیک رو انجام بده
    مهم اینه ک واقعا دوستم داره حتی اگه نشون دادنش رو بلد نباشه،من یواش یواش یادش میدم،مهم اینه ک برام دنیای آرامشه،من کنارش آرومم،مهم این چیزهاست
    سرگرمی جدید برای خودت درست کن،هرچی ک هست مهم اینه ک یاد بگیری وابسته نباشی
    و هیچ وقت زندگیه خودت رو با عاشقانه های واقعیت با زندگی کس دیگه ای ک نمیدونی واقعیه یا الکی مقایسه نکن عزیز دلم
    پاسخ:
    دقیقا مثل شوهرجان منه،منم یه مدت همین کار رو میکردم اما کم آوردم. 
    به خودش هم گفتی برای این که انجام نداده ناراحتی؟
    پاسخ:
    آره از اول زندگی چندباری بهش گفتم،اماگوش نمیده الکی بهانه میاره.اگه قرارباشه کاری انجام بده،وقتی سرکارشه انجام نمیده،از وقتی که برای من گذاشته میزنه و میره،میکی هم بهش برمیخوره. هیچوقت نشده باهم بریم بیرون یاخرید،بهش میگم حتا شده ماهی یه بار،من راضیم،اما اهمیت نمیده.  خیلی دوست داشت من چادرسرکنم،منم متنفرم از چادر،امابهش گفتم به این شرط که برام وقت بذاری گفت باشه اما نکرد. شاید از نظربقیه چیزای بی ارزشی ناراحتم کرده اما ازتنهایی خسته شدم،اینکه تو همه لحظه های زندگیم تنهام خسته شدم. همه چیش خوبه اماتنهاگذاشتناش نه.
  • خانم توت فرنگی
  • چه بد... خب دلم واست تنگ میشه. بیا بغلم
    پاسخ:
    منم دلم تنگ میشه،خداکنه شوهرجان زودتر خط تلفن بگیره واسه اونجا. اگه نشد باید برای سیمکارتم اینترنت بخرم.  بغلتو خوب باز کن تا جابشم آخه من یه کم خیلی حجیمم
    زندگی اونجوری که ما دوست داریم پیش نمیره
    این روزا مردا خیلی درگیرن . بعضی وقتا بد نیست ما اونا رو درک کنیم
    پاسخ:
    آره خیلی درگیرن امادیگه نمیتونم،بعضی چیزا داغمو تازه میکنه
  • زهرای سعید
  • من دیشب اینجوری شده بودم :(
    طفلی شوهری
    پاسخ:
    خیلی بده،دیشب یه کوشولو باهاش درددل کردم یه ذره بهترم.  آآره طفلی شوهری
    آخی نازی.
    یه لیست از خواسته هات تهیه کن. بعدش اولویت بندی کن. بعد با همسرجان سعی کنید به این نتیجه برسید که اولویتهاتون رو منطبق کنید با هم. بعدش تلاش کنید برای رسیدن به اولویتهاتون.
    به این میگن برنامه ریزی.
    پاسخ:
    خواسته هام مادی نیست،نیازبه برنامه ریزی نداره،فقط یه کم توجه میخاد که شوهرجان وقت نداره
  • خانم توت فرنگی
  • کی میرید خونه ی جدید؟
    پاسخ:
    امشب میریم بالاخره. 
    اماتایه مدتی نت ندارم متاسفانه. 
    حس بدیه منم تجربه اش کردم... به خوبیا فکر کن...
    پاسخ:
    مشکلم بایه ذره توجه حل میشه. نمیدونم چرا سختشه. 
    مگه تو نبودی منو نصیحت میکردی که ازین فکرا نکنم حالا دیدی بعضی وقتا ادم نمیتونه بی خیال باشه
    پاسخ:
    مال من مادی نیست،یه قولی بودکه شوهرجان داده و بهش عمل نمیکنه. هرازگاهی یادم میفته اذیت میشم
    غر غر کردن هم گاهی اوقات خوب است ، آدم بعدش به غرغرای خودش میخنده :))
    اما زیاد غرغرو نباش :))
    همیشه از چیزایی که داری لذت ببر ُ به نداشته ها فکر نکن ، فقط خودتو آزار میدی ... 
    امروز فهمیدم رفتن به استخر برای فرار از فکرای ناراحت کننده خیلی خوبه اصن وقتی اومدم بیرون شارژ ِ شارژ بودم :))
    6سال بود استخر نرفته بودم :| :| 
    پاسخ:
    نداشته های من مادی نیستن،نداشته های من توجه شوهرجانه که جدیدا اینقد مشغوله که یادش میره. یادش میره چه قولایی داده بوده. 

    همه ی ما یه چیزایی میخواستیم که نشدن..فکر میکنم کسی نباشه که حسرتی به دلش نباشه...اما مهم اینه که با چیزایی که داری و شدن کنار بیای و قدرشونو بدونیم....منم خیلی وقتا کم میارم ..طبیعیه..ولی در کل زندگی خیلی بی معنیه..همش باید زور بزنی و معنی دارش بکنی..منم اینروزها خیلی خسته ام..

    پاسخ:
    اینروزا زندگی سخت شده واقعا. وقتی چیزی به دست میاری،بعضی وختا چیزایی رو از دست میدی که… .
    هوم...میفهممت نیلو:(
    پاسخ:
    مرسییییییی مهربانو. 
    انشاالله درست میشه عزیزم. منم بعضی وقت ها این طوری میشم. ..
    پاسخ:
    ان شاالله. اما میدونم نمیشه. 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">