دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دیروز رفته بودیم خونه جدیدمون رو تمیز کنیم،که مادرشوهرمحترم تماس میگیرن و اصرار میکنن که بیایین منم ببرین که بهتون کمک کنم،شوهرجان هم گفتن نه. 

چون من گفته بودم مامانت نیاد،با اون سابقه ای که داره،بهتره کار نکنه.

بعدچندساعت دیدیم تشریف آوردن و رفتن سروقت کمد که ماتازه قفسه بندیش کردیم تا خانوم تمیزش کنه،بعدچندلحظه صدای شکستن و افتادن اومد،بله خانوم رفتن رو قفسه ها و قفسه هام شکست و ایشونم خوردن زمین.  

کاردمیزدی خونم درنمیومد،دلم میخاست مادر و پسر رو همون جا خفه کنم.

هرچی ذوق داشتم همش به خاطر محبت بی جای مامانش به باد رفت.

  فک میکنه محبت یعنی این که بیای هی کار کتی و بعدش یه بلایی سرخودت بیاری و هی خودتو پیش این و اون شیرین کنی.

به شوهرم گفتم دیگه حق نداری بهش بگی که کی میریم و چیکار میکنیم. امیدوارم درس عبرتی شده باشه براش.  

اونقد عصبانیم که حد نداره دوباره قراره بیان و قفسه درست کنن و دوباره همون گردو خاک.

چی جوری میخاییم تمیز کنیم.

 الانم دستم رو بستم اینقد که دیروز کار کرده بودم درد میکنه شدید. 

حالا با این دست گل مادرشوهر کارمون بیشتر شد. اه اه اه

 مادرشوهرم خیلی بی ملاحظست،رعایت هیچیرو نمیکنه،هروقت کارکنه یه بلایی سرخودش میاره و دیگران رو دچار زحمت میکنه،فک میکنه کار خوبی میکنه وبا افتخار همه جامیگه.  

چقد غیبت کردم. بسه دیگه. 

فقط خیلییییییییی عصبانیم

نظرات (۳۱)

نصیحت نمی کنم اما فکر می کنم بهتره با مادرشوهرتون مهربون تر باشید...خونه نو مبارک...
پاسخ:
چشمممممممم. اگه بتونم حتما.  مممنون. 
سلام
اولا خونه نو مبارک...
دوما از خونه تمیز کردن می گی داغ دلم تازه می شه...یعنی خاطره ها دارم که نگو و نپرس
سوما از مادر همسر گفتی، یاد مادر آقامون افتادم که اگه ما چیزی ازشون بخوایم، نهایتا یا از بیمارستان سر در میاریم یا اگه تخفیف بدن مچی پیچیده میشه یا استراحت مطلقی براشون تجویز میشه. طفلک از بس سنگ تموم می زاره...! بعدش باید البته ساعت ها تشکر کنیم و البته تا صد سال بعدشم باید بگیم شما لطف کردید. مرسی. اگه یادمون هم بره خوب بالاخره یه داستانی عنوان می شه یادمون بیاید. کل فامیلم اخرش می فهمن ماچی خواسته بودیم چقدر تلاش شده که خواسته ما براورده بشه و البته چه خسارات جسمانی به بار اومده. همه هم اخرش از ما خواهش می کنن قدر بدونیم. کلا الان من به یه نتیجه رسیدم خواست از مادر شوهر ممنوع و البته تشکر واجب...
شاد و سلامت باشی
پاسخ:
سلام خیلی ممنون.  وواقعا؟چه خانواده شوهرعجیبی داری. مادرشوهرمنم زیادی بی احتیاطه و به خودش آسیب میزنه اماخب توقعی ازما نداره. 
اااا الان فهمیدم واسه چی میخواسی کار کنی مبارررررررررررررکه عزیزم... خونه نو خیلی ذوق داره
اخ چه بد :( خدا صبر بده هووووف.... کمدتون جی شد حالآ؟بالا بره چیکار ... اگه خدایی نکرده چیزیش بشه از چشم شما میبینن دیگه نذارید بیاد:(
پاسخ:
خیلی ممنون خداقسمت همه بکنه.  کمدرو درست کردیم خودشم دیگه نیومد،حرف گوش کن شده
خسته نباشی :) 
خونتون هم مبارک باشهههه :)
پاسخ:
سلامت باشی.  خخیلی ممنون
احوال کمدهاتون؟ شنیدم مادرشوهرت می خواد بیاد کابینت ها را هم تمییز کنه!
پاسخ:
یه جورایی درستش کردیم. نه نمیاد چون همرو خودم پاک کردم. دیگه حرف گوش کن شده مادرشوهرم. 

سلام گلم خوبییی؟خسته نباشششییی. آخی اینم یه راهیه از نظر اون برای جلب محبت.نازی نازی. غصه نخوریااا
پاسخ:
سلام غزال جان،خوبم شماخوبی؟ آره بیشترکاراش از رو دوست داشتنه،اماخب خیلی بی احتیاطه،موقع کاربایدهمش مواظبش باشی
نیستی باز که قبلا فعال تر بودی
خوبی عزیزم چه خبر 
پاسخ:
درگیر تمیزکردن و اسباب کشی نصفه و نیمه ام
خسته نباشی فرزندم. 
پاسخ:
سلامت باشی مادرم. 
خونه نو مبااارک، ایشالا به دل خوشی و سلامتی و شااادی ازش استفاده کنین عزیزم:)
پاسخ:
خیلی ممنون،خداقسمت همه بکنه. 
نیلو خب دیگه بهش نگین ک بیاد ای بابا...ولش کن دیگه بهش فک نکن.قراره بری خونه خودت نزار هیشکی این حس خوبتو خراب کنه:**
پاسخ:
این سری بهش نگفتیم که رفتم تمیزکنم وگرنه میومد. طفلی میخادکمک کنه اماخب بی احتیاطه دیگه
  • کلاغ دمسیاه
  • نوچ نوچ نوچ نوچ ...همه از مادر شوهراشون ناراضین ..مملکته داریم ...ملته داریم ..مادر شوهر به این خوبی ..گلی ..نازی ..اگر مادر شوهرتون نبود که شماها الان خونه پیش دل باباتون نشسته بودین که..حالا بیا و خوبی کن مادر شوهر ..نوچ نوچ نوچ نوچ
    پاسخ:
    من ناراضی نیستم،اتفاقا مادرشوهرخوبی دارم اماخب بعضی وختا یه اتفاقایی میفته،نمیشه جلوش رو گرفت. ناراحت نباش،مادرشوهر خوب هم پیدامیشه. مال شماهم که بدنیست،هست؟
    راستی از مرمر خبر نداری همون که مرمرو مخمل مینوشت ادرس وبلاگش و ندارم 
    از وقتی بلاگفا قاط زد گمش کردم
    پاسخ:
    نه خبری ندارم ازش،اون موقع هام نمینوشت دیگه
    انقدر عصبانی نباش خانوم
    به سلامتی میرسن خونه جدید مبارک باشه
    تولد چطور پیش رفت خوش گذشت؟
    پاسخ:
    خیلی ممنون.  آآره خیلی خوب بود،کارخاصی نکردم اماخب خیلی خوشحال شد
    چطوری تنبلکم؟ مستحضر هستید که ماه رمضان بیش از یک هفته است تموم شده دیگه؟
    پاسخ:
    هم خوبم هم خسته. دیروز تنهایی کل خونه رو تمیز کردم جای سالم تو بدنم ندارم. از من بعید بود این همه کارکردن.  
  • خانم توت فرنگی
  • سلام بر نیلوفر من
    بدو بیا بغلم که دلم واست تنگ شده بود زیاااااد
    وای مادر شوهرت با قفسه ها اومد رو زمین ... مردم از خنده نیلوفر... طفلی خواسته کمک کنه ذوق داره حتمن
    مبارکه خونت عزیزم انقد خوشحال شدم رفتی خونت رو تمییز کردی (:

    پاسخ:
    سلام رسیدن به خیر.  ددل ما هم تنگیده بود.  آآره خیلی ذوق داشت اما ذوقش کور شد. مادرشوهرم بی احتیاطه.  مرسی خداقسمت شماهم بکنه
    هرهرهرهرهرهر
    خیلی جالبه این زن
    خسارت دوباره کشو زدنو از خودش بگیرین تا دیگه از این محبتا نکنه
    پاسخ:
    میدونی مادرشوهرم خیلی بی احتیاطه،اصلابه کاراش فک نمیکنه،همیشه یه بلایی سرخودش میاره. شوهرمامانیه من عمراخسارت بگیره. 
    از تولد چه خبر؟
    پاسخ:
    خیلی خوب بود. فک نمیکردم خیلی خوشحال بشه. چون کارخاصی هم نکرده بودم
    چه حرکتی کرده هااا. یاد وقتی افتادم که خانواده شوهر اومدن جاهاز ببینن...
    کلیییییی غیبت کردی عوضش دلت باز شد ...
    پاسخ:
    منم توجهیزیه دیدنم کلی اتفاق افتاد،الانم که دوباره تکرار شد. شانس نداریم که.  آره دلم حسابی گشاد شد
    یاد مادرشوهر خودم افتادم که موقع جهاز چیدن اومد کمک همش گند میزد و من از شدت عصبانیت خندم میگرفت. 
    پاسخ:
    ازدست این مادرشوهرا میان لطف کنن،کار رو خراب میکنن. 
    عجب مادرشوهری ، خب وقتی گفتن نیازی نیست بیای چرا میاد؟ منم خیلی حرصم میگیره از این جور آدمها.
    پاسخ:
    نمیدونم،خوشش میادبه حرف آدم گوش نده. آی حرص خوردم ازدستش که نگو. 
    ای بابا عجب...اشکال نداره عزیزم حالا ان شاالله زود دستت خوب بشه بیان قفسه ها رو هم نصب کنن.تبریک میگم ان شاالله بسلامتی بری منزل جدید گلم
    پاسخ:
    خیلی ممنون رویاجان.  ببالاخره اومدن درست کردن. از کت وکول افتادم
    حق داری عصبانی باشی :( ولی خب کاریه که شده اعصاب خودتو خورد نکن ... تولد خوب بود ؟ خوش گذشت ؟
    پاسخ:
    آره خیلیییییییی خوب بود،کلی خوش گذشت و کلی هم ذوق کرد بچم
  • کلاغ دمسیاه
  • میبینم که مادر شوهر (سلام الله علیها ) خونتون رو به جوش اوردن ..دمشون گرم ..اینو میگن مادر شوهر ..بد شانسی ایکن هم نداره زبون در بیاریم برات ..به هر حال دلم خنک شد ...خخخ
    پاسخ:
    اینو نگین چی بگین،از دست مادرای شما،ماها یه روز سکته میکنیم
    نیلو ب خونه فکر کن دختر(((((:
    مباااااااااارکه((:

    پاسخ:
    میخام به خونه فک کنم اما استرس میگیرم. خیلی ممنون
    بیاااااااااااااااااااا بغلم
    پاسخ:
    باشه اومدم،جاخالی ندی
    پناه بر خدا ... مادرشوهرت روی قفسه کمد چی کار می کرد؟!! یعنی جدا عقلش نرسید که می شکنه؟ اصلا چطوری رفته بود روی قفسه؟!!
    پاسخ:
    رفته بود که طبقه های بالاییش روتمیزکنه. طبقه اولش زیاد بلند نیست رفته روش و خاسته بره طبقه بالا که باهم میفتن رو زمین. مادرشوهرمن موقع کارکردن فک نمیکنه
    حالا اینقدر حرص نخور، به خونه جدید فکر کن حالت خوب میشه
    اصلا ی بوس بده 
    پاسخ:
    نمیشه حرص نخورد از قوم شوهر.  بوسسسسص
    یعنی مادرشوهرت رفتن روی قفسه های کمد؟!!!!!!!!! (آیکون خیلیییییی تعجب و قهقهه) :))))))))))))
    پاسخ:
    آره رفته بود تمیزکنه. به خیال خودش قفسه ها محکمه. من که اصلاخندم نگرفت اینقدحرص خوردم
    دلم برای مادرشوهرت سوخت.. مطمئن باش الان خودش هم کلی ناراحته...
    پاسخ:
    خودش که خیلی ناراحت شد،نشست گریه کرد،شوهرمم دعواش کرد،نه به خاطراینکه قفسه هاشکسته،به خاطراینکه به خودش رحم نمیکنه
    ببین این تیپ آدمها شخصیتن این طورین.
    تنها کاری که می تونی بکنی اینه که نذاری دست به سیاه و سفید بزنه.
    خواهرشوهر بی ادب منم همین طوریه. چون بدجنسه و بدزبون، برا جبرانش حمالی می کنه. بعدا میگه من دل آرام رو دوست دارم. این همه براش کار کردم از جون مایه گذاشتم و فلان
    من وقتی دیدم برا همه ی فامیل این حرفا رو می زنه وقتی میاد نمی ذارم یه نمک پاش جا به جا کنه که منت سرم نذاره.
    یه دفعه خونه ام ظرف شسته رفته گفته من همه ظرفا رو شستم. من دل آرام رو دوست دارم! منم به شوهرم گفتم اگه با زبون کف تمام خونه ام رو لیس بزنه برق بندازه برا من یه ذره ارزش نداره، چون میره پشت سر من دری وری میگه. چون متلک می پرونه. چون بدذات و بدجنس و بدزبونه.
    پاسخ:
    مادرشوهرمن زیادی بی احتیاطه،همیشه یه کاری میکنه و بعدش یه بلایی سرخودش میاره. منم دوست ندارم بیاد کارکنه
    خونه ی جدید مبارکه
    انشالا که به دلخوشی :)
    پاسخ:
    ممنون نگین جان.  خخداقسمت شمام بکنه
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">