دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

پریشب خواب میدیدم که منو مچاله کردن و بسته بندی کردن،که نه میتونستم داد بزنم،نه میتونستم تکون بخورم.ناتوانه ناتوان بودم. مثل همین الانم.
 دلم میخاست میتونستم کاری بکنم اما کاری ازم برنمیاد،از خودم بدم میاد،که جز خوردن و خوابیدن کار دیگه ای نمیکنم،اونقد ناتوانم که نمیتونم یه گره کوچیک از کار شوهرم باز کنم. فقط شاهد اینم که چقد اذیت میشه. 

قربون خدام بشم که پشتشو کرده به ما،یه هندزفری هم گذاشته توگوشش که صدای منو نشنوه. خداهم مثل بقیه آدما،دروغ میگه،با اینکه میتونه اما کمکی نمیکنه. 


برادرشوهرم اصلا اقدامی واسه وام نکرده،این همه مدت نقش بازی میکرده. ازصبح جواب زنگ هیچ کس رو نمیده،حتا نرفته خواهرش رو از مدرسه بیاره. معلوم نیست چه بلایی سر سند خونه پدرشوهرم آورده،اگه فروخته باشه،اگه یه جایی گرو گذاشته باشه،پدرشوهرم بیچاره میشه،مابیچاره میشیم. زندگیمون،آسایشمون،همش پر. 

نمیدونم چیکار باید بکنم.

خدایا ازت ناامید شدم.

نظرات  (۲۱)

آخ آخ آخ

صبر صبر صبر..زندگی همش صبوریه..باید ساخت..شکایت کردن از خدا دردی رو دوا نمیکنه جز اینکه تورو از خدا دور میکنه

پاسخ:
همین صبرم کم شده،مثل قبل نیستم اصلا
نیلوفر خوبی؟ چند روزیه که خیلی کم هستی. 
پاسخ:
خوبم مرسی. حالم یه کم خوب نبود
کجایی دختر؟
پاسخ:
همینجام. دستم به نوشتن نمیره
امیدوارم پول زود تر جور بشه :(

پاسخ:
خیلی ممنون. منم امیدوارم
حل نشد ؟ :(
پاسخ:
فعلا مادرشوهرم داره پول جور میکنه تا بدهی به بانک پسرشو صاف کنه. خداکنه بازم دروغ نگفته باشه
اعصاب آدم بهم میریزن اینجور آدما
غصه نخور عزیزم انشالله رو ب راه میشه همه چی
پاسخ:
اعصاب و زندگی آدمو به هم میریزن. ممنون،امیدوارم
خوب خدا را شکر که نصف مشکل حل شد. فقط مونده بیست تومن؟ الان دقیقا حرفش چیه؟ چی می گه؟
پاسخ:
نمیدونیم چی میخاد،اصولا آدمی نیست حرف بزنه،یهوومیبینی گند زده
منم وبم حذف شده بود دوباره ساختمش
مرسی منم خوبم
آقامون هم خوبه:)
پاسخ:
آفرین. رمزت رو هم بذار
انشالله درست میشه اندکی صبر سحر نزدیک است
ولی هیچ وقت امیدتو از دست نده زندگی بدون امید سیاهه سیاهه:)
پاسخ:
ان شاالله. امیدوارم.  ححق مشاورتو ندادی ها
۰۹ تیر ۹۴ ، ۱۳:۴۵ خانم توت فرنگی
هعی... من اصلن نخوابیدم همه ی جونم درد می کنه
یکم از خوابت رو بده به من
پاسخ:
باشه،بیا بدم بهت. خواب خیلی خوبه مخصوصا برای فک نکردن
همه ی پستات رو خوندم
واقعا متاسفم که برادرشوهرت اینقد نادون و بیخیاله
چه جور میتونه با زندگی برادر و پدرش بازی کنه؟
ایشالا که همه چی درست میشه
غصه نخور عزیزم:(
پاسخ:
منم موندم چی جوری تونست،این همه شوهرم بهش کمک کرده بوده. 
وااا.. مگه داریم؟ عجب برادر کلاهبرداری.. دستش درد نکنه!
غصه نخور.. مطمئن باش خدا حواسش بهتون هست
پاسخ:
اصلا اگه برادرشوهرمو ببینی باورت نمیشه از بس قیافش و خودش آروم و سربه زیره. اما من که فک میکنم خدافراموشم کرده اساسی
سلام نیلوفر خانوم
خوبی عزیزم؟
بالاخره پیدات کردم
هوووووورا
کارم شده صب تا شب گشتن دنبال دوستام
کچل شدمممممممممم بااااااا:)
خخخخخخخ
خوشحالم دوباره یافتمت^_^
پاسخ:
سلاااااااااام. خوبی؟خیلی خوشحالم میبینمت. وب نداری؟بلاگفای من که پرید.  آآقاتون خوبن؟
اوه اوه اینکه مثل غده سرطانی میمونه ، چه شارلاتان...البته باعرض معذرت
ولی دختر از همه دنیا ناامید باش و از خدا نه
پاسخ:
خیلی نامرده،دیشب که خونشون بودیم جوری رفتار میکرد انگاری ما بهش بدهکاریم. میخاستم خفش کنم.   خدافراموشم کرده آخه
۰۸ تیر ۹۴ ، ۱۵:۵۶ خانم توت فرنگی
نیلوفر صبح داشتم پست میذاشتم نوشتم غرغرو شدم درست مثل نیلوفر!! همینجوری اتفاقی نمی دونم چرا؟
 بعد الان اومدم وبت دیدم اینارو نوشتی خیلی ناراحت شدم
پاسخ:
من فک کردم وب رو خوندی و بر اساس اون نوشتی. این نشون میده چقد باهم تفاهم داریم
۰۸ تیر ۹۴ ، ۱۵:۵۲ خانم توت فرنگی
عههه خیلی غصه خوردم نیلوفر
این آدم مریضه مگه؟ چرا به همچین آدمی اعتماد کردید آخه
پاسخ:
نمیدونستن که پسرشون اینکار رو میکنه،شما اگه برادرشوهرمو ببینی باور نمیکنی ازبس آرومه و سربه زیر
اوووه عجب برادر کلاهبرداری ... تا دیر نشده برن محضر ببینند امضای چی گرفته از پدرشوهرت. اگر قابل عزله حتما عزلش کنند. 
پاسخ:
خداروشکر تورهنه بانکه و بالا نکشیده. فقط20 میلیون جور کنن سندمیاد دستش
سند خونه مگه به نام پدرشوهرت نیست؟ پس چطور می خواد کاری بکنه باهاش؟ 
برای وام اقدام نکرده بوده؟ پس برای چی گفته بوده؟ پولی سپر ه گذاشتید؟
پاسخ:
آره به نام پدرشوهرومادرشوهرمه،آخه پدرشوهرمو برده بوده محضر و امضاگرفته بوده،شوهرم میترسیده وکالت فروش گرفته باشه. ایناقبلا ازیه بانکی وام گرفته بودن و سندخونه گرو گذاشته بودن،17میلیون میدن به برادرشوهر تاببره تسویه کنه،ایشونم پول رو گذاشته تو جیب و تسویه نکرده. امروز رفتن بانک،فهمیدن باید20 میلیون بدن تا بانک خونرو نفروشه. گذاشته بوده برای فروش. طفلی شوهرم
وای اینجوری نگو نیلو .ایشالله که اینجوری نباشه و مشکلتون حل بشه
تو این دوره زمونه آدم نباید به حرف کسی اعتماد کنه
پاسخ:
خداروشکر بلایی سرسندخونه نیاورده و تو گرو بانکه. اما کم مونده بود بانک خونرو بذاره برای فروش
چطور دلش اومد با خانوادش اینطوری کنه
خیلی بده ادم بخواد به خانواده خودشم بدی کنه
ایشالا مشکلتون حل میشه به زودی 
پاسخ:
منم ظهرهمینو به شوهرم میگفتم،چطوردلش میاد باخانوادش اینکارو بکنه. خداکنه ختم به خیر بشه
۰۷ تیر ۹۴ ، ۱۷:۳۵ ✿✿ یاشل ✿✿
چه تفاهمی منم ظهر یه مطلب آماده کردم به اسم غر حالا فردا صبح انتشارش میدم.گفتم نگی حسودی کردما خخخخ
خدا بزرگه یکم خوشبین باش.شوهرت که برادرتو میشناخت آخه چرا بهش اعتماد کرد؟
پاسخ:
برای اولین بار تفاهم پیداکردیم.  نمیدونم،اصلا فکرشو نمیکردیم همچین آدمی باشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">