دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

پنج شنبه تولد شوهرجانم میباشد. دیروز رفتم براش یه شلوار خریدیم و خواهرمم براش یه پیراهن خرید.

 ازاونجایی که خواهرم میدونه من خیلی دهن لقم و فوری میبرم میذارم کف دست شوهرجان،کلی اصرار کرد که تا پنجشنبه بهش نشون ندم،منم قبول کردم اما خیلی سخته حرف نگهداشتن برای آدم دهن لقی مثل من.  

نمیدونم روز تولدش چیکار کنم؟ اول تصمیم گرفتم بریم رستوران مورد علاقش و غذای مورد علاقشو بخوریم،بعد تصمیم گرفتم برم از همون رستوران غذارو بگیرم و تو خونه میل نماییم. 

خیلی دلم میخاست خانواده هارو هم دعوت کنم اما میدونم اگه این کار رو بکنم شوهرجان منو زنده نمیذاره. کاش میتونستم یه کار خاص انجام بدم براش.  




یه ذره غیبت: 

ازدست این خانواده پسرا،مادرشوهرمن سه تا پسر داره،اما فقط همین پسرش زن گرفته،و فقط مادرشوهرم برای همین پسرش کادوی تولد میخره،دوتا پسرای دیگش حتاتبریک تولد از مامانشون نمیشنون. 

فک کنم باید زن بگیرن تا مهم بشن واسه مامانشون





 من اولین باری که وارد این خانواده شدم،فک میکردم برادرها و خواهر باهم قهرن،چون حتا یه کلمه هم باهم حرف نمیزنن،بااینکه یه برادرشوهرم تهران زندگی میکنه و خیلی دیر میاد اینجا،امایکبارنشده به هم دیگه زنگ بزنن،

یا وقتایی که ازتهران میاد،حتا نمیرن ببیننش،وقتی هم همو میبینن حتا سلام هم نمیدن. من بیشتر ذوق میکنم و حرف میزنم باهاش. 

مگه میشه اعضای یه خانواده از هم خجالت بکشن؟اینا اینجورین.

 اولا برام خیلی سخت بود،مااز هرلحاظ باهم خیلی فرق داریم.

 تو این خانواده پدر معنی نداره،همه چی رو مادرشوهر میچرخه.

 اگه مادرشوهرم نباشه،شوهرم خونشون نمیره،انگاری که بقیه اعضای خانواده آدم نیستن. 

به نظرم مادرشوهرم مقصره که به بچه هاش یاد نداده.

نظرات (۳۴)

چه چیزززززززززززززا ابروهام از تعحب همین طور بالا مونده بووووووووووود مگه میشه اخه؟
یعنی از خجالت بهم سلام نمیدن یا کلا نسبت به هم بی احساسن؟؟؟؟؟؟؟؟؟
تازه برعکسسسسسسسسسسه باید مادر شوهرت به اون دوتا پسرش که زن نداره تبریم بگه جون اونا فعلا کسیو جز مامانشون ندارن اما همسرتون شما رو داره حداقل :)))))))
پاسخ:
آره اصلا سلام نمیدن،حتایه کلمه هم باهم صحبت نمیکنن،خیلی عجیب و غریبن. 
  • مریم (روزهای زندگی من)
  • تفلد شوهرت مبارک باشه الان چندساله شدن؟ بعد چندسال اختلاف سنی دارید؟ مدیونی اگه فکر کنی میخوام سن تورو در بیارم!

    چه خانواده عجیب غریبی داره شوهرت!!
    من که برادرشوهرو اینا ندارم کلا یه دونه خواهرشوهر مجرد دارم اونم ازبس دلو قلوه میدن به هم بعضی وقتا میخوام خفه کنم خواهرشوهرمو:((((((((( پس برو خداروشکر کن
    پاسخ:
    خیلی ممنون. شوهرجانم شد33،منم 29سال و خرده ای.  ااینجوری هم خوب نیست مثل خانواده شوهرمنم خوب نیست. حس بدی بهم دست میده
  • خانم توت فرنگی
  • ای خدا چرا این دختر انقدر حسوده ؟ آخه چرا؟
    خیلی حسودی نیلوفر خیلییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
    پاسخ:
    خودمم نمیدونم چرا اینقد حسودممممممممممممم. 
    تولدت همسرت مبارک باشه اجی
    بعضی خانواده ها اینجورین دیگه کلا انگار نسبتی باهمدیگه ندارن 
    راستی اجی تو خودت دادش نداری؟نکنه شماهم عین ما فقط دوتایین اره؟
    پاسخ:
    خیلی ممنون.  ااینام هیچ نسبتی ندارن اصلا. 
    نه داداش ندارم،مثل شمادوتادختریم
  • کلاغ دمسیاه
  • جمعه تون شیک ..نه خروس نشان ..نه اصن تریدنت ...پایان هفته خوبی رو برای شما و خانواده محترمتان ارزومندم ..شاد و پاینده باشین
    پاسخ:
    خیلی ممنون 
    تولد عشخت با تاخیر مبارک
    مردم چه کارا میکنن؟
    خودشونو چطوری تو دل شوهرشون جا میکنن؟؟ کو شکلکات؟؟ شکلک نداری چرا ؟؟
    من از کجا نشون بدم عصبانیم یا خوشحال؟
    خونوادش چه جالبن
    خونواده شوهر من هم به هم بی تفاوتن اما نه تا این حد
    سالی 5 شیش بار خوب میشن و قلوه میدن و میگیرن.. بعد تعطیل میشه تا دیدار بعد

    پاسخ:
    خیلی ممنون ونوس جون.  مااینیم دیگه،بایدبه فکرکل قلبش باشم.  خخیلی جالبن،کاش ایناهم مثل خانواده شوهرت،حداقل سالی 5بار باهم خوب بودن
    میبینم که خوب بوده همه چیز.. شلوار خوب شد اندازه اش؟ الان دیگه حالش خوبه.. نه؟
    پاسخ:
    نه نشد،براش تنگ شد،بردم یه سایزبزرگش رو گرفتم.  آآره مگه میشه باوجودمن حالش بد باشه
    پناه بر خدا ... من چرا نوشتم مادرش ... می خواستم بنویسم کادو ... اول جوابتو خوندم تعجب کردم چرا نوشتی مادرشو دوست می داره. بعد تازه دیدم چی نوشتم!
    پاسخ:
    واقعا؟حتما اون لحظه داشتین فکر میکردین راجه به مادر.  آآره خوشش اومد. خیلی بهش میومد. فقط شلوارش تنگ شد بردم عوضش کردم
    تولد چی شد؟ همه چیز خوب پیش رفت؟ مادرش را دوست داشت؟
    پاسخ:
    دیشب که اومد خونه حالش اصلا خوب نبود،منم دیدم ناراحته،خاستم خوشحالش کنم،کادوش رو بی برنامه دادم بهش و بعدشم کلی ادا درآوردم،خیلی حالش خوب شد. نشد سورپرایزش کنم.  مادرش راهمیشه دوست میداره. زنگ زده بوده و تبریک گفته بوده. 
    سلاااام نیلوفر
    اول تبریک
    بعدم اینکه تو اگه خونواده همسری من ببینی فک کنم دوتا شاخ دربیاری مث من،جز خونواده هایی با روابط نادرن،البته خودشون فک میکنن طبیعیه ولی برا من ک عجیبه(:
    من برا تولد آخاهی کلا نشون دادم ک زدم ب در بیخیالی و اینجوری شب تولدش تونستم غافلگیرش کنم((:
    هرچند کلا آقایون بلد نیسن غافلگیر شدنشونو نشون بدن/:
    رمز توت فرنگی رو بهم میدی لطفا?
    پاسخ:
    سلام. خیلی ممنون.  ررسیدن به خیر یعنی ازاینا هم شگفت انگیزترن؟
    وای چه هیجان انگیز ... تدارک های این طوری را خیلی دوست دارم. 
    پاسخ:
    آره خیلی،اما نشد که بشه
    اینکه مادرش به شوهر تو توجه بیشتری می کنه بابت اینه که می ترسه با وجود داشتن زنی مثل تو پسرش رو از دست بده.
    برای اون پسرها هنوز احساس خطر نکرده.

    پاسخ:
    اینجوری که شمامیگی باشه که خوبه کلی ذوقیدم.  ممرسییییییییییییی
    تولد شوهر جانتون مبارک باشه:)
    ایشالا همیشه سایه اش بالا سرت باشه


    چیقده رو رفتارای مادرشوهرت دقیق میشی تو
    بیخیال
    چه اهمیتی داره تبریک بگه یا نگه؟؟؟؟؟؟؟



    از زندگی تو خانواده ای اینجوری حس بدی بهم دست میده
    خدا به دادت برسه
    نوبرن دیه

    پاسخ:
    خیلی ممنون گلی
     من کاری ندارم بهش،فقط خوشم نمیاد فرق میذاره بین بچه هاش. شوهرم که چشم و ابروش از بقیه بچه هاش که مشکی تر نیست
     خیلی خیلی حس بدی داره،اصلا احساس خوبی ندارم
    اخ جون فردا تولده!!! چی کار میخوای بکنی؟ خوووش بگذررره!
    پاسخ:
    متاسفانه خیلی استعداد کارای آنچنانی ندارم. غذای مورد علاقش و کیک وکادو. بسشه دیگه
    الان دلت باز شد منو دیدی؟ بالاخره تصمیم گرفتی چی کار کنی براش؟
    پاسخ:
    بلههههههههههههههههههههههههههه. یه کیک کوچولو بگیرم،خوشگل لباس بپوشم،خودمم که خوشگل نمیتونم بکنم چون بلد نیستم.  رراجه به غذا دودلم فعلا. 
  • کلاغ دمسیاه
  • هیییی..غیبت ؟؟ نوچ نوچ نوچ

    طفلک همسری ..از ریشش میکنن براش سبیل میزارن ..از پول خودش براش شلوار میگیرن و پیرهن و رستورانش هم میبرن ..چقدر مردها مظلومن ..نچ نچ نچ نچ
    پاسخ:
    اصلا هم طفلک نیستین،طفلک مازن های محترمیم که شما هارو تحمل میکنیم
  • سارا،آغاز راهی دیگر
  • سلام...ببخشید از وبلاگ خانم توت فرنگی به اینجا رسیدم... ممنون میشم رمز پست داستان مریم به من هم بدین... سپاس
    پاسخ:
    سلام. فرستادم
    تولد همسرت مبارک
    داداش من یه دوستی داشت خانواده اش مثل خانواده همسر تو بود ، انگار با هم قهر بودن ، ما رو که میدید تعجب میکرد ولی الان که ازدواج کردن بهتر شدن
    پاسخ:
    نمیدونم ایناهم بعد ازدواجشون خوب میشن یانه. کاش خوب بشن. 
    تولد همسر مبارک باشه عزیزم.
    ایشالا سال های سال کنار همدیگه شاد و خوشحال و عاشق باشین
    پاسخ:
    خیلی ممنون.  اان شاالله.  شما هم همینطور
    تولد همسرت مبارک
    اینجور چیزا متاسفانه زیاده و باز خوبه با وجود این تفاوت ها زندگی رو ساختین این شیرینه...
    پاسخ:
    خیلی ممنون.  وواقعا؟من فک میکردم فقط اینا اینجورین. دیگه وقتی ازدواج کردیم مجبوریم همینجوری که هستن کناربیاییم دیگه. 
    اگه همه اینطورین شک نکن انتقام می گیرن از سلطه ی مردانه و ادعای مردی و مردانگی
    پاسخ:
    نمیدونم شاید. یه روز از پدرشوهر و مادرشوهرم مینویسم. 
    براش یا کیک بخر یا کیک بپز یه جشن کوچولوی دونفره بگیر حالا رستورانو بعدا هم میشه رفت اگه میتونی غذای مورد علاقشو خودت درس کن اینطوری بیشتر ب جونش میشینه:) 
    بابا بیخیال مادر شوهر  نیلوفر.هر کی یه اخلاقی داره دیگه من دیدم ازین مدل آدما ولی چه میشه کرد.
    پاسخ:
    بهتره همون غذای موردعلاقشو درست کنم تو این اوضاع خرابه مالی.  ییه کیک کوشولو هم میخرم.  سخته بیخیال شدن مهربانو جان،اماخب کم کم دارم عادت میکنم
    دیارتون کجاست؟ من خیلی کنجکاوم. اگه نخواستی عمومی بگی کامنت برام بذار.
    پاسخ:
    فرستادم برات
    تولدشون مبارک ایشالا 120 سال در کنار هم با خوشی و سلامتی زندگی کنید ... با اجازه لینکتون کردم .
    پاسخ:
    سلام خوش اومدی.  خیلی ممنون.  خخواهش میکنم. منم لینکتون میکنم. 
    تولدشون مبارک باشه 
    براش خوشگل کن بعد رو به روش وایسا بگو خدا همچین خانم قشنگی بهت داده دیگه کادو چی بهتر از این ؟؟؟ :))) 
    خوش بگذره :)
    پاسخ:
    مرسی.  شوهرجان هم بگه اه اه چه زن زشتی هم خدا کادو داده بهم. 

    چقدر جالب

    ولی خداروشکر کن که حداقل دخالتی نمی کنند و فقط مادرشوهرت طرف حسابتون هستش

    پاسخ:
    خداروشکر هیچکدوم دخالتی نمیکنن حتا مادرشوهرم. یه حرفایی میزنه اما از روی دخالت نیست
    تولد شووری جانت مبارک:)
    چه خانواده ی عجیبی داره همسرت!!
    پاسخ:
    مرسی. آره خیلی عجیب و غریبن و خیلی هم ناراحت کننده 
    تولدش مبارک ایشالا صد ساله شه
    خونه رو بادکنک بارون کن و خودت غذای مورد علاقه اش و درست کن بیشتر خوشحال میشه خوش بگذره
    پاسخ:
    خیلی ممنون. خودمم همین فکر رو کردم،دلم میخاد خوشحالش کنم تت این اوضاع
    پس خانواده شوهر تو هم خاصن
    فکر میکردم فقط خودم خاص نصیبم شده
    پاسخ:
    آره خیلی خاصن و آدم اذیت میشه. 

    براش رقص کن. براش کیک خوشمزه بپز.

    تو به تبریک مامانش هم کار داری؟ ایییییییییی نیلوفر!

    پاسخ:
    کیک؟تابه عمرم نپختم.  کارنداشته باشم که نمیشه،پس چی جوری الکی حرص بخورم
    تولد همسرت مبارک.. امیدورام هر برنامه ای میذاری حسابی عالی برگذار بشه.. 
    آخ دقیقا بر عکس خانواده شوهر من! مادر مفهومی نداره.. پدرش در مورد غذا چی و جه جوری پختن هم نظر میده!!!
    پاسخ:
    خیلی ممنون آبی جون.  چچه جالب،توشهری که من زندگی میکنم اکثرا مرد معنی نداره. همه کاره زنه خونست
    منم نمیتونم چیزی رو از اقای همسر مخفی کنم ..
    پاسخ:
    منم به شدت دهن لقم،الانم به خاطر خواهرجانم سکوت اختیارکردم به سختی و مشقت
    تولدشون مبارک باشه انشالله سلامت باشن
    براش کیک و دسر درست کن خودتو خوشگل کن غذای موردعلاقه شو بپز 
    اصلا جدا ازینچیزا خودت برای همسرت بهترین کادویی
    پاسخ:
    خیلی ممنون.  کیک که تابه حال درست نکردم میترسم خرابکاری کنم.  ااما خودمو میتونم خوشگل کنم و غذای مورد علاقشو بپزم. ممنون از راهنماییت
    این یه جور انتقام گیری زنانه است.
    زنها برای اینکه تو خانواده های مردسالار از شوهرشون انتقام بگیرن طوری رفتار می کنن که بابا برای بچه احترام نداره.
    پاسخ:
    کلا تو دیاری که من زندگی میکنم زن ها اینجورین. مرد براشون معنی نداره
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">