دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

شنیدین که میگن اومدیم ثواب کنیم کباب شدیم؟حکایت مامانه منه.

یه دوستی داریم که خانومش حامله شد و چون کسی رو تو این شهر نداشتن مامانم رفت بیمارستان و موند پیشش.این خانومه جز زن های سنگین وزن محسوب میشه و مامان من جز سبک وزن ها.

روزی که عملش کردن مامانم تک وتنها این خانم رو جابه جا کرد و کمرش درد گرفت و از اونجایی که به درد اهمیت نمیده مامان من،همینجور موند تا اینکه صبرش لبریز شد و رفت دکتر.

بهش گفتن دیسک کمر داری و دو تا از مهره هات ایراد پیدا کردن.

نتیجه میگیریم ثواب نکنیم تا کباب نشیم.

 

 

شوهرجان میفرمایند جدیدا خیلی شلخته شدم و به خونه اصلا رسیدگی نمیکنم،طفلک بالاخره به زبون اومد.اما خب چیکار کنم نمیتونم،الانم که ماه رمضان شده من نه کار میکنم نه بیرون میرم،باید تحمل کنه دیگه.

الانم منتظرم بیاد که بخابیم.میدونین که خواب روزه دار عبادته.

 

 

جدیدا خدا با ما خیلی خوب شده،پول خونه که جور شد،اونایی که فروش نمیرفتن فروخته شد.حالا نمیدونم حکایت این آیه ست که میگه ان مع العسریسرا یا اینکه قراره بشه ان مع الیسر عسرا؟از کارای خدا که نمیشه سر در آورد.فقط خدا،حالا که با ما خوب شدی فکری به حال فروش مغازه ها هم بکن.باتشکر

 

از ماه رمضان فقط 27 روز میمونه

نظرات  (۲۰)

خونه رو خدا برات نگه می داره. یه خونه ی خوب که هیچ وقت فکرشم نمی کردی گیرت میاد.
پاسخ:
واقعا هم همینجورشد،اصلافکر نمیکردیم همچین خونه ای بتونیم بخریم
این شمارشگر معکوس برای ماه رمضون آخر پست خیلی باحال بود:)))))))))
پاسخ:
من هر روز افطار که شد اعلام میکنم که چند روز مونده،بعدش کلی ذوق میکنم
نمی دونم ... فقط همین قسمت ماجرا را تعریف کرد. یادم نیست چرا نپرسیدم. از فضولی مثل من بعیده. 
پاسخ:
حتماواکنش شوهرش جوری بوده که قابل تعریف کردن نبوده
۳۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۴۵ خانم توت فرنگی
وای خدا حالا که تو خارجی هستی من چی بپوشمممم؟؟؟؟
پاسخ:
بهترین لباساتو. این پرسیدن داره
۳۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۳۶ خانم توت فرنگی
شما صاحبخونه ای من نبودمم کلید میدم داخل پذیرایی شید(:
شمام لطف کن کلید اینجارو بده من یه زاپاس ازش داشته باشم
پاسخ:
اول شماکلید بده بعد من،لطفا داخل پذیرایی انواع و اقسام خوردنی ها و بستنی ها باشه
۳۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۳۳ خانم توت فرنگی
عههههه خارجییییی.... 
وای من تاحالا یه خارجی رو از نزدیک ندیدم 
hello, i am a strawberry
پاسخ:
 Hi, nice to meet you
منم بلتم

۳۱ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۱۰ خانم توت فرنگی
با سلام بر حاج خانم نیلوووفررررر
ببخشید شما پشت در وبلاگ ما بودی خانم؟
این ور آب بلاگ اسکای هست یعنی همشهری های گرام
اون ور آب هم سایر سرویس ها... پرشین، بلاگ و.... افتاد؟ الان شما بلاد کفری دیگه... فهمیدی خارجی؟
پاسخ:
نخیرم،پشت در وبلاگتون نبودیم،اصلا افتخارنمیدیم بخونیم آخه ما خارجکی هستیم،کلاسمون بالاست
یک دوستی دارم وقتی شوهرش بهش گفته چرا خونه نامرتبه بهش گفته من فقط موظفم تمکین کنم و تمام. کارهای خونه هم به من مربوط نیست. می تونی کارگر بیاری نمی تونی هم خودت تمییز کن. 
پاسخ:
واکنش شوهرش چی بوده؟
۳۱ خرداد ۹۴ ، ۱۲:۳۷ عـــآشـــقـــآنـــهـ www.asheqaneh.blog.ir

سلام 

وبلاگ جالبی دارین 

بهتون تبریک میگم ♥ ♥

به منم اگر شد سر بزنید خوشحال میشم

ممنون ;)

عـــآشـــقـــآنـــهـ (www.asheqaneh.blog.ir)

تازگی ها مادرشوهرت نیومده بود خونه تون ؟ بابت حرف های شوهرت می گم ... آخ جون دعوا.
پاسخ:
نه نیومده،اما فک کنم کار کاره اون لوبیاهاییه که داده،فک کنم توش دعا خونده بوده ها.  فک کنم اینجور پیش برم از خونه پرتم کنه بیرون
نیلوفر ... مجبوری هر کامنت چندش آوری را تأیید کنی؟ خوب الان حال من داره به هم می خوره از این حرف هاش روزه ام باطل می شه .... واااای خدایا. 
آخی الان مامانت بهتره؟! 
پاسخ:
خودمم چندشم شد،پاکش میکنم. آره خوبه،امروز اولین جلسه فیزیوتراپی رفته بود،امیدوارم زودخوب بشه،نشستن و بلند شدنش خیلی سخته

امر دیگه ایی ندارید با خدا؟؟خخخخخخ

پاسخ:
باید فکر کنم یادم بیاد
سلام خدارو شکر که کارات داره جور میشه...
راستی برای مادرتم هرکاری بکن که عمل نکنه... منم دوستم دیسک کمر داشت و 2تا مهرش مورد پیدا کرد... با یه نوع درمان که اسمش یادم نیست مثل فیزوتراپی میمونه کمرش خیلی خیلی بهتر شد...
مواظب خودت باش... منم دعا کن...
پاسخ:
به مامان منم عمل نگفتن،فعلا فیزیوتراپی میره،امیدوارم که خوبش کنه.  خخیلی ممنون
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۴۲ خانم توت فرنگی
گفتم یه وقت زیر آبی نری و بدونی کامنتام صاحب دارن. 
الکی نیست که
پاسخ:
شایدم زیرآبی رفتم،من فک میکردم الکیه آخه.
 مگه میشه کامنت شمارو دودر کرد،از اون آه معروفت میکشی بیچاره میشیم
مامانت مهربونه و ایشالا که زودتر خوب بشه ..
تنبلی کار بسیار خوبی است D:
 خونه رو میخوایی تمیز کنی 2 ساعت بعدش باز همون میشه !
چکاریه ادم الکی خودشو خسته کنه ! به جاش میخوابه D:
بهش بگو بیا بخواب ببین خواب چه خووووبه D:
:))
پاسخ:
تنبلی سخت ترین و شیرین ترین کار دنیاست. حتما شماهم تنبلی ها
 ان شاالله که تا آخرش یسر باقی میمونه
پاسخ:
ان شاالله.  خوش اومدین
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۴۲ خانم توت فرنگی
من اینجا کامنت گذاشتماااا
پاسخ:
بلی،درحال تایید میباشیم
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۴۰ ✿✿ یاشل ✿✿
به شوهرتم بگو من تنبلم به من کار نگید.نمیشه؟خخخخخ
خدا داره تو ماه مهمونیش بهت نعمت میده باید شکرگذار باشی .

پاسخ:
این مردا درک نمیکنن که تنبلی چقد سخته.  آآره واقعا،خداروشکر. کاش ادامه دارباشه
آخی مادرت...ایشالله حالش بهتر بشه

خب خداروشکر، ایشالله همه کارهاتون خوب پیش بره، برا ما هم دعا کن
پاسخ:
مرسی،ان شاالله. 
خداروشکر. 
چشم حتما،ان شاالله خبرای خوبی بهتون برسه
۲۹ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۴۰ خانم توت فرنگی
این کامنت ها چی بود؟؟؟ دختری که...
میگم مادرت مهربونه مهربونی کرده اما نمیشه کفت کلن به کسی کمک کنیم نباید تنها جا به جاش می کردن خب... انشالا زود خوب میشه مامانت
بعد اینکه انقد می خوابی چاق میشیااااا
بعدش هم اینکه من یه لیست دارم آماده می کنم که از خدا واسم بخوای
مث اینکه این روزها حسابی پشتته
در آخر اینکه یه اسپندی چیزی دود کن فردا نیای بگی من چشمت زدمااااا
که زیر بار نمیرم به هیچ عنوان

پاسخ:
نمیدونم کی بود این دختره،مشکوک بود. 
کمک کنیم اما به هم وزنمون. 
ااتفاقا یه کوچولو شکم درآوردم متاسفانه. 
نه دیگه فعلا باید هی ازخدابخام تاهمه چی بهم بده بعد شما. 
نه نمیگم چون میدونم کار خودته که چشم میزنی،ما اینیم دیگه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">