دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

1

روزها همینجور دارن میگذرن،بدون اینکه کار مفیدی انجام بدم. تاچشم به هم بزنی میبینی آخر اسفندماه شد و باز یه سال بزرگتر شدیم و اطرافیانمون هم پیرتر.

چه حس بدیه وقتی باباتو میبینی که رو گردنش چروک افتاده،باورش سخته که ببینی بابای عزیزت داره پیرمیشه. امروز کلی گریه کردم چون نمیخام بابام و مامانم پیربشن. اصلا پیری رو دوست ندارم. خدایا سایه پدرو مادر روسر همه جوونا باشه. 



نمیدونم چه حسی بهتون دست میده وقتی میفهمین شوهرتون از کارش نمیتونه بگذره بره آرایشگاه،اما از وقتی که برای تو و زندگیش گذاشته  میتونه بگذره؟نمیدونم شاید حق داره و من خیلی بزرگش کردم. 



این خونه خریدن ماهم شده معضل. 

کاش بشه. 

نظرات (۲)

منم اصلا پیری رو دوس ندارم ...
دوس دارم جوون بیرم و پیری رو نبینم 
پاسخ:
منم پیری رو دوس ندارم. اصلا خوب نیست.
  • ✿✿ یاشل ✿✿
  • مطمئن باش بزودی خونه میخری میای اینجا میگی ما هم بهت تبریک میگیم افکارتو مثبت کن ایشالا میشه

    پاسخ:
    خیلی ممنونم یاشل جان. ان شا الله.