دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

دفتر خاطرات من

خوب،بد،زشت

8

حکایت خانه دار شدن ما دوتا: 

مایه مدت پیش رفتیم یه خونه دیدیم که خیلی خوب بود،پنجره بزرگ،هال بزرگ،دلباز،همونی که دوست داشتم. سرقیمت به تفاهم رسیدن و کلید رو داد بهمون و

امابعد چند روزکه میخاستن قولنامه بنویسن،سربعضی مسائل به تفاهم نرسیدن و ماباز بی خانمان شدیم. 

چند روز بعد مشکل رو حل کردن و قولنامه امضا شد و پول رو هم دادیم امابعدیکی پیداشد و گفت مشکل پارکینگ داره و به ما پارکینگ تعلق نمیگیره،شوهرم گفت پس باقیمت پایین بدین به ما،قبول نکرد و باز بی خانمان شدیم.

 دیشب اما باز به تفاهم رسیدن و فعلا از دیشب تا به الان صاحبخونه هستیم. دعاکنید ایندفعه دیگه مشکلی پیش نیاد.

نظرات  (۳)

۱۵ خرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۵ خانم توت فرنگی
تا سه نشه بازی نشه... اینم که بار سومه پس دیگه صاحبخونه شدی ایشالا
پاسخ:
آره بالاخره صاحبخونه شدیم. خداقسمت همه بکنه
امیدوارم به خوشی و شادی وسلامتی اسباب کشی کنی خونه جدید
پاسخ:
خیلی ممنون. ان شاالله. 
سلام
لطفا به اولین پستم سر بزنید و در جاهای دیگه نشر بدید ....
سپاس از شما ...
فاحشگی مد شده ، با پوشیدن ساپورت و جوراب شلواری تنگ و مانتو کوتاه و تنگ و جلو باز ! ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">